زندگی

 
انتخابات، انتظارات وواقعیت ها

نظام الدین وحدت

 
آيا انتخابات رياست جمهوري، به بحران اعتماد و مشروعيت سياسي، ناشي ازسه دهه جنگ و بحران در افغانستان پايان خواهد داد؟


اين رايج ترين سوالي است که اين روز ها نه تنها ذ هن عناصر چيز فهم جامعه ما را بخود مشغول سا خته است. بلکه مردم عا دي کشور را نيز به اند يشه وا داشته است .
هر فرد و جمعي به فرآ خور درک خويش واز زاويه که به انتخابات نگاه ميکند. تا اکنون به اين سوال پاسخ گفته ويا در حال يافتن پاسخ به آن است .
ظاهرآ انتخابات درجهان معاصربهترين مکانيزم تمثيل اراده جوامع و ملتها است. اما شرايطي که يک انتخابات در آن تدوير مييابد در تمام جهان يکسان نيست. اصولآ تدوير انتخابات رياست جمهوري براي مردم ماکه در شرايط آشفته اي ذهني رواني فرهنگي.اقتصادي و اجتماعي قرار دارند . و از طرف ديگر اولين باريست که مردم ما به پاي صندوق هاي راي ميروند و تجربه ما درين عرصه وآزمون بسيار اندک و نا چيز است. طبعآ اين انتخابات ماهيت. الزامات و اقتضاآت ويژه خود را دارد.که با يک انتخابات عادي فرق ميکند
غايه و هدف اصلي اين انتخابات براي مردم افغانستان که درنيمه راه دوره گذار و انتقال قرار دارند. برداشتن قدم بلندي ديگري در مسير اين روند است.يکي از اقتضآت مهم اين مرحله از دوره گذار. تمرکز توجهات به نتيجه عملکرد هاست تا شيوه اقدامات و عملکرد ها. هر اقدامي که موجبات توقف بحران و تحقق ثبات راموجب گردد. بهترين انتخاب براي مردم افغانستان است .
طرح آرزو هاي ايدآل و بلند بالا درين شرايط هنر نيست بلکه درک واقعيت هاي کنوني و باز قبول آن با توجه به امکانات دست داشته هنر اصلي است .
عده اي از همان ابتدآ کار مخالف تدوير انتخابات درين شرايط بودند. استدلال اين عده اين بود که وضع امنيتي براي تدوير انتخابات درين شرايط مساعد نيست. ظاهرآ اين ادعا درست مينمود ولي آنچه به اين ادعا لباس نادرستي مي بو شاند . آن اينکه اين سخن از نظر سياسي از سر موقعيت نشناسي گفته مي شد. چنانچه اساسآ انتخابات براي حل معضله بحران اعتماد ومشروعيت سياسي تدوير مييا بد. که بدون حل آن تامين امنيت و ثبات سياسي ممکن نيست .
موقعيت شناسي در حيات فردي و اجتماعي امري بسيار مهمي است. اگر کسي نداند چه نيازي دارد و باز براي رسيدن به آن چه امکاناتي در اختياردارد يقينآ نميتواند ادعا کند که چه کاري را انجام داده ميتواند . موقعيت نشناسي در کشور ما جريا نات و داعيه داران زيادي را به کام خود فرو برده است. مر حوم امان الله خان با داعيه نو گرايي اش قرباني همين موقعيت نشناسي شد و جايش را به حبيب الله خان داد. مارکسيست ها به همين دليل زمينه ساز مداخله خارجي و تبديل شدن افغانستان به ميدان جنگ ومنازعه خونين ميان شرق وغرب شدند که متاسفانه سربازان اين جنگ مردم افغانستان بودند. وسر انجام موجبات ورود تنظيم هاي جنگي را به صحنه سياسي کشورما به ارمغان آورد. و باز تنظيم جنگي هاي به اصطلاح مجاهدين زمينه ورود طالبان را به صحنه سياسي افغانستان فراهم کرد .
حالاهم سوال اصلي اين است که ما در چگونه مو قعيت تاريخي. سياسي و اجتماعي قرار داريم . امکانات واقعي و دست داشته ما چيست؟ کدام کار ها شدني است و در حيطه توان ما قرار دارد .
اولين انتخابات رياست جمهوري در حالي بر گزار ميشود که همچنان مشکلات بسياري ناشي ازسه دهه بحران بيش پاي ما قرار دارد. درين لحظه تاريخي. اين انتخابات براي مردم افغانستان اهميت ويژه دارد. آن اينکه مردم ما درين انتخابات جنگ و بحران را نفي ميکنند و به صلح ثبات راي مثبت ميدهند .
آنها ئيکه به مصالح ملت و مملکت خويش درين مقطع خاصي از تاريخ مي انديشند. بايد توجه خود را به اين امري مهم و الويت دار يعني تامين صلح و ثبات سياسي متمرکز سازند . تا به ثلايق و علايق قومي . زباني و منطقوي. حتي منافع حزبي و سياسي شان. هر شخصيتي از ميان کانديد ها که اراده و امکانات قوي تري براي تحقق صلح و ثبات سياسي در سطح ملي و بين المللي داشته با شد يقننآ بهترين انتخاب است .
اکنون وظيفه ملي و مبرم نهاد ها شخصيت هاي ملي . سياسي و فر هنگي است . تا مردم شان را به مطالبات و نياز هاي واقعي آشنا سازند و ياري رسا نند. در کشوري که بالاي هشتاد فيصد مردم آن بيسواد است. اين خطر وجود دارد راي که به صندوق ها ريخته ميشود بسيار نا پخته و غير مو ثر باشد. بخصوص که تاثيرات رواني ناشي از سه دهه جنگ و انارشي سياسي اجتماعي همچنان بر مردم ما مستو لي است. مشکل ديگر روابط سنتي و عشیره اي . چون وابستگي هاي قومي. زباني وسمتي است که ممکن در جهت گيري هاي انتخاباتي تآثير گذار باشد. بنآ وظيفه ملي و اخلاقي روشنفکران . نخبگان و قشر تحصيلکرده افغان است . تا اين تآثيرات منفي را به حد اقل برسانند.

نکته آخر اينکه . درين شرايط هم ميشود انتخابات را دائر نمود و هم بايد به نتيجه آن هر چي باشد گردن نهاد.


ختم