زندگی

 سراج الدین ادیب

سراج الدین ادیب (اول تا 31 می )

روز شمار، اول   می

= = = = = = = ==

1ـ  سقوط U-2 طیاره جاسوسی امريکا در خاک شوروی بتاریخ اول می سال 1960 ميلادی يک طیارهء جاسوسی U-2 امريکا در حاليکه برفراز اورال و در ارتفاع 19000 متری پرواز می کرد، توسط وسایل ضدهوايی شوروی سرنگون شد،  " فرانسيس گاری پاورز" گپتان 30 ساله U-2 ساقط شده آن اندازه زمان داشت که با فراشوت نجات بيرون بپرد، البته پس از پائین آمدن توسط ماموران ک.گ.ب ، پليس مخفی اتحاد شوروی دستگير شد، نيکيتا خروشچف منشی عمومی حزب کمونيست شوروی در حاليکه شاهد مراسم رژه سنتی روز اول در ميدان سرخ مسکو بود ، از اين حادثه اطلاع يافت، وی مدت 5 روز اين ماجرا را پنهان نگه داشت و در جريان يک سخنرانی در مقابل شورای عالی حادثه سرنگون کردن U-2 را فاش کرد، امريکايی ها براساس اطلاعات سرويس های جاسوسی خود تصور می کردند که کپتان کشته شده است، بنابراين ادعا کردند اين يک پرواز عادی بوده است اما ، در روز 7 می خروشچف شرايط کپتان اسير امريکايی و اعترافات وی را منتشر کرد، گاری پاورز در محکمه به 10 سال زندان محکوم شد، وی در آغاز سال 1962 ميلادی با يک مامور مخفی شوروی که در اختيار امريکايی ها بود، مبادله شد به اين ترتيب ، سرنگونی اين طیاره و سرنوشت گاری پاورز کپتان آن در جريان اسارت يکی از ماجراهای داغ آن دوره از جنگ سرد بود.

2 ـ جنگ آرد، در فرانسه :ـ  بتاریخ اول مي 1775 ميلادي : نخستين شورش مردم پاريس در اعتراض به گراني بهاي نان آغاز شد، مردم قيام خود را در زمان لويي 16 آغاز كردند و مدت  4 روزاعتراض و راهپيمايي كردند،  گروههاي ناراضي مردم به غارت نانوايي ها ودزدي از مغازه ها پرداختند اين شورش در تاريخ فرانسه بنام جنگ آرد معروف شد.

3 ـ در گذشت گوتینگ ریاضی دان المانی :- بتاریخ اول  مي سال 1771ميلادي : پروفیسور( گوتريد آخندال) رياضيدان بزرگ الماني د رگوتينگ المان در گذشت، نام او در تاريخ علم بعنوان واضع علم آمار( احصائیه ) ثبت شده است آخندان اولين بار علم احصائیه را مطرح كرد وي در فلسفه و تاريخ فلسفي نيز مطالعات بسيار داشت وآثاري هم در اين زمينه تاليف كرد .

4 ـ نامگذاری روز کار گر :- بتاریخ اول  مي سال 1889ميلادي : بنابه تعميم كنگره بين المللي كارگران اول ماه میلادی روز كارگر نامگذاري شد، انتخاب اين روز به مناسبت بزرگداشت تظاهرات كارگران شيکاگو، در اول ماه مي سال 1886ميلادي است روزي كه كارگران براي دستيابي به افزايش دستمزد ؛ بر قراري قانون عادلانه كار داشتن حق استفاده از مرخصي اعتصاب كردند و پليس امريكا تظاهرات آرام آنان را سركوب كرد و چند از كارگران جان خود را از دست دادند .

روز شمار دوم ماه می

= = = = = = = = =

1ـ در گذشت ویلیام موریس :- بتاریخ دوم مي سال1896ميلادي: ويليام موريس شاعر، نقاش و نمايشنامه نويس انگليسي در58 سالگي درگذشت، او يكي از5 شاعرمشهوري است كه ادبيات قرن19ميلادي را درانگليس شكوفا كردند و به بياني سازنده آن بودند، موريس درآثارخود بيشتربه تشريح اوضاع اجتماعي كشورش پرداخته به همين سبب شاعراجتماع لقب گرفته است.

2 ـ جنگ عراق و انگلیس :- بتاریخ 2 می سال1941ميلادي: جنگ عراق و انگلستان به علت ادامه سلطه انگليسي ها برچاههاي نفت عراق و همچنين مداخله درامورداخلي و خارجي اين كشورآغازشد، ازسوي ديگرحمايت دولت انگليس ازصهيونيست هاي اشغالگر قدس به شدت اين اختلافات دامن زد، جنگ رسمي پس ازاشغال شهربغداد به دست رشيد عالي گرداني كه ازجمله آزاديخواهان بود صورت گرفت؛ سرانجام وي به علت همين اشتباه ازقواي انگليس شكست سختي خورد و به خارج ازكشورگريخت.

3 ـ اتحاد عربی ( اردن و عراق ):-  بتاریخ دوم ماه مي سال1953ميلادي: دوران سلطنت ملك فيصل دوم آخرين شاه عراق رسماً آغازشد، درزمان حكومت فيصل دوم اردن و عراق بصورت اتحاد عربي به منظورمقابله با اتحاد مصرو روسيه با يكديگرمتحد شدند، اما عبدالكريم قاسم افسرنظامی با اجراي كودتاي نظامي، حكومت سلطنتي را منقرض كرد و نظام جمهوري را دركشورعراق مستقرساخت، گفتني است كه دراين كودتا فيصل دوم و وليعهدش گردن زده شدند.

4 ـ وفات لئوناردو داوينچي بتاریخ  دوم ماه مي سال1519ميلادي: لئوناردو داوينچي نابغه بزرگ دنياي هنرنقاشي و پيكرترانسي و دانشمند برجسته عصررنسانس ايتاليا در67 سالگی وفات نمود او ازكودكي انساني متفكرو جستجوگربود و سرانجام دراكثرعلوم وفنون همچون معماري، فيزيك و فلسفه و علم تشريح و ادبيات ازاستادان عصرخود شد،اولين اثرلئوناردوداوينچي درنقاشي شام آخرو شاهكارجاوداني او لبخند ژوكوند نام دارد.

روز شمار سوم ماه می

= = = = = = = = =

1 ـ فروش متصرفات فرانسه به امریکا :ـ بتاریخ 3 می1803 ميلادي ناپلئون بناپارت كه در آن زمان مقام قونسل فرانسه  را داشت تصرفات وسيع فرانسه در امريكا كه لوييزيانا ناميده مي شد را به مبلغ ناچيز 80 ميليون فرانك به ايالات متحده فروخت،اين سرزمين كه تقريبا تمام حوزه مي سي سي پي را در برمي گرفت مساحتش بيشتر از سرزمين هايي بود كه ايالات متحده را تشكيل مي دادند و به زحمت 50 هزار نفر جمعيت داشت، اين 50 هزار نفر بدون احتساب سرخ پوستان شامل مهاجران اروپايي و بردگان سياهپوست بودند، اين سرزمين وسيع در دوران سلطنت لويي پانزدهم در اواخر قرن هفدهم به استعمار فرانسه درآمد، در سال 1718 ميلادي شهر نيواورلئان به عنوان مركز اين سرزمين تاسيس گرديد ، سرزمين وسيع لوييزيانا بسيار حاصلخيز بود، در جنوری سال 1803 ميلادي توماس جفرسون رييس جمهور امريكا جيمز مونرو را به فرانسه اعزام مي كند تا در مورد شهر نيواورلئان و سرزمين لوييزيانا با فرانسوي ها مذاكره كند، ناپلئون بناپارت كه تصميم گرفته بود جنگ تازه اي را عليه انگلستان و هسپانیا آغاز كند به پول نياز داشت،

بنابراين ماركي باربه ماربوا را مامور مذاكره براي انجام فروش قطعي لوييزيانا مي كند و اين سرزمين زرخيز به مبلغ ناچيز 80 ميليون فرانك نصيب ايالات متحده مي شود، به اين ترتيب ، در روز 3 می سال 1803 ميلادي ناپلئون بناپارت براي تامين مصرف جنگ با انگلستان و هسپانیا سرزمين وسيع لوييزيانا را به امريكا مي فروشد، با تصاحب لوييزيانا وسعت ايالات متحده بيش از دو برابر مي شود و سرزمين فلوريدا كه مستعمره هسپانیا بود در محاصره قرار مي گيرد كه هسپانیا نيز به نوبه خود تحت فشار امريكا در سال 1819 اين سرزمين را به امريكا مي فروشد.

2 ـ تولد کوندامین ریاضیدان فرانسه :ـ بتاریخ 3 ماه مي سال 1071ميلادي: " كوندامين " رياضيدان و سياح فرانسوي درپاريس بدنيا آمد، او درجواني علاقه بسيارخود را به جغرافيا و بويژه رياضيات آشكاركرد و تحقيقات بسياري درزمينه رياضي انجام داد، كوندامين درسال1735ميلادي رياست هيئتي را به منظوراندازه گيري يك قوس نصف النّهاركره زمين بعهده گرفت كه كاراين هيئت حدود 10سال بطول انجاميد.

575 سال پيش درچنين روزي - سوم ماه مي سال1429ميلادي: ژاندراك دوشيزه ميهن پرست و شجاع فرانسوي قيام تاريخي خود را برضد سلطه انگلستان آغازكرد. قيام ژاندراك موجب شكست انگليسي ها و خروج آنها ازفرانسه شد. درمقابل انگليسي ها نيزبا توطئه و دسيسه هاي مختلف ژاندراك را دستگيرو دردادگاهي فرمايشي او را به سحرو جادوگري محكوم كردند و سپس زنده درآتش سوزاندند. بعدها شارل هفتم شاه فرانسه محاكمه او را تجديد كرد و رأي صادرشده دردادگاه سال1431ميلادي ملغي اعلام شد. درسال1909ميلادي ژاندراك دررم تقديس شد و پاپ بنديكت پانزدهم او را دررديف قدّيسين مسيحيت قلمداد كرد و سَنت ژاندراك ناميد. گفتني است كه روزهفتم ماه مي بنام عيد ژاندراك مشهوراست و جشن عمومي ملي درفرانسه برگزارمي شود.

روز شمار، چهارم ماه می

= = = = = = = = = =

1ـ  کشف سر زمین کاستاریکا:- بتاریخ 4 ماه مي سال1502ميلادي: برطبق متون تاريخي كريستف كلمب درچهارمين سفراكتشافي خود سرزمين كاستاريكا را كشف كرد، اين كشورسه قرن تحت سلطه هسپانیا بود اما درسال1821ميلادي استقلال طلبان كاستاريكا سرانجام نيروهاي هسپانیايي را ازخاك كشورشان بيرون راندند، اين سرزمين پس ازكسب استقلال ابتدا با مكزيك متحد شد و بعد درسال1961ميلادي با كشورهاي گوآتمالا، هندوراس، نيكاراگوآ و السالوادور بازارمشتركي دراِمريكاي لاتين بوجود آورد، اين سازمان بنام پيمان عمومي يكپارچه سازي اقتصاد امريكاي مركزي آغازبه كاركردهدف ازايجاد اين بازاربرقراري تجارت آزاد تعرفه بازرگاني مشترك براي همه اقلام وارداتي و تبادل نظردرمورد سياست پولي مشترك بود.

2 ـ انحلال حزب نازی در المان :- بتاریخ 4 ماه مي سال1945ميلادي: انحلال حزب ناسيونال سوسياليست المان معروف به حزب نازي بطوررسمي اعلام شد، بدين ترتيب دوران اقتدارو سلطه اين حزب كه ازسال1932ميلادي زمام امورالمان را بدست گرفته بود به پايان رسيد، حزب نازي درپي اوج گيري جنبش سياسي مونيخ دراكتبر1920ايجاد شد شماراعضاي آن كه درسال1929تنها 186000نفربود يكباره درسال1933به دو ميليون تن رسيد و 10سال بعد بيش ازشش ميليون نفرشد اين حزب پس ازشكست المان درجنگ جهاني دوم ازهم پاشيد و قانون اساسي المان غربي سابق، تشكيل مجدد حزب نازي را ممنوع اعلام كرد.

3 ـ جنگهای داخلی لبنان :- بتاریخ 4 ماه مي سال1958ميلادي: شورشهاي خونين و جنگهاي داخلي لبنان برضد حكومت و سياست كاميل شمعون رئيس جمهورآن كشورآغازشد، شمعون ازسال1952ميلادي برياست جمهوري لبنان رسيد و سياست گرايش به غرب را دنبال مي كرد اين سياست مخالفت شديد مسلمانان لبنان را درپي داشت و هنگاميكه شمعون قصد كرد ماروني ها را برسراسرلبنان مسلط سازد جنگ داخلي آغازشد، شمعون ازامريكا كمك خواست و دولت امريكا نيزتفنگداران خود را درخاك لبنان مستقركرد، اما شمعون درمقابل مبارزات مردم لبنان ناچاربه استعفا شد و امريكا هم نيروهاي خود را ازلبنان خارج كرد.

روز شمار، پنجم ماه می

= = = = = = = = ==

1 ـ مرگ ناپلئون در جزيره سنت هلن  بتاریخ 5 می سال 1821 ميلادي ناپلئون اول امپراتور فرانسه در تبعيدگاهش جزيره سنت هلن ، يك جزيره دور افتاده در وسط اقيانوس اطلس جنوبي كه در سال 1815 ميلادي پس از شكست در جنگ واترلو و بركناري اش از تحت سلطنت فرانسه توسط انگليسي ها به آنجا تبعيد شده بود ، درگذشت، ناپلئون امپراتور سابق را تعدادي از وفادارانش در تبعيد همراهي كرده بودند، اما اغلب آنها بي صبرانه در انتظار مرگ او بودند تا دوباره به فرانسه بازگردند، براساس نتايج كالبد شكافي جسد ناپلئون كه توسط قوماندان نظامی انگليسي جزيره منتشر شد ، ناپلئون بر اثر ابتلا به بيماري سرطان معده درگذشته بود، اما به گفته همراهان امپراتور تلخي تبعيد و سختگيري هاي قوماندان نظامی  جزيره مرگ او را تسريع كرده بودند،  سرهودسون لاو ، فرمانروای " سنت هلن" از بيم فرار ناپلئون انواع تحقيرها و سختگيري ها را نسبت به او روا مي داشت، اين مساله موجب شد به شايعه اي كه انگليسي ها موجب مرگ ناپلئون شده اند ، دامن زده شود، ناپلئون در مدت تبعيد خاطرات و نظراتش را به" كنت لاسكاز" و نيز به، برتران ، گورگو و مونتولون و همچنان ديگر همراهانش ديكته مي كرد، كنت لاسكاز يك سال پس از درگذشت ناپلئون اين يادداشت ها را تحت عنوان خاطرات سنت هلن منتشر كرد، در سال 1840 ميلادي آدولف تيرصدراعظم فرانسه براي كسب اعتبار براي لويي فيليپ پادشاه فرانسه براي بازگرداندن خاكستر جسد ناپلئون از سنت هلن به كشورش با لندن مذاكره كرد و انگلستان اين مساله را پذيرفت، انتقال خاكستر جسد ناپلئون به يك مراسم عمومي باشكوه مبدل شد كه در آن يك ميليون فرانسوي شركت كرده و با هيجان فرياد زنده باد امپراتور را سر دادند، پس از به قدرت رسيدن لويي ناپلئون بناپارت برادرزاده ناپلئون اول ، خاكستر جسد او در عمارت انواليد دفن شد، به اين ترتيب در روز 5 می سال 1821 ميلادي ناپلئون اول امپراتور فرانسه در جزيره سنت هلن در تبعيد درگذشت، ناپلئون يكي از بزرگترين سرداران جنگي جهان محسوب مي شود اما سراسر دوران سلطنت وي در جنگ گذشت و سرانجام تمام سرزمين هايي كه تصرف كرده بود را از دست داد و فرانسه را به فقر و فلاكت كشاند، با اين حال خاطره پيروزي هاي بزرگ وي در تاريخ ثبت شده و از افتخارات فرانسه محسوب مي شوند، اين امپراتورقدرت طلب درانديشه تصرف دنيا بود؛ ازاين رو دردوران حكومت خود جنگهاي متعددي كرد و نقاط زيادي ازاروپا را هم تصرف نمود، درسال1808ميلادي ناپلئون ازروسيه شكست سختي خورد و پس ازعزل ازمقام امپراتوري فرانسه به جزيره اِلب تبعيد شد، گفتني است كه ناپلئون 7سال مجدداً درفرانسه قدرت را به مدت100روزبدست گرفت و اين دوره به حكومت 100روزه ناپلئون مشهوراست اما درنهايت به حالت تبعيد درجزيره سنت هلن ازدنيا رفت.

2 ـ اشغال کشور گینه توسط فرانسوی ها :ـ بتاریخ 5 ماه مي سال1913ميلادي: نيروهاي فرانسوي كشورافريقايي گينه را اشغال كردند، فرانسه دراواخرقرن19ميلادي بعد از90 سال سرانجام گينه را جزوجامعه فرانسه و يخشي ازخاك افريقاي غربي فرانسه اعلام كرد، گينه درسال1946ميلادي به خود مختاري رسيد و درسال 1958میلادی  با مبارزات مستمرو جدي مردم استقلال كامل خود را بدست آورد، گفتني است كه احمد سكوتوره اولين رئيس جمهوركشورگينه بود.

3 ـ ستقلال جمهوری فدرال المان:- بتاریخ 5 ماه مي سال1955ميلادي: جمهوري فدرال المان پس ازگذشت 10سال ازجنگ جهاني دوم بطوررسمي استقلال يافت المان غربي بعد ازپيروزي متفقين درجنگ جهاني دوم به تصرف فرانسه، انگليس و امريكا درآمد و درسال1949ميلادي با 11، ايالت جمهوري فدرال المان موجوديت يافت، درسال1990ميلادي پس ازگذشت 40 سال جدايي ميان دو المان، ديواربرلين شكسته شد و كشورواحد المان پديد آمد.

4 ـ جان سپردن بابی ساندز مبارز ایرلندی در زندان :ـ بتاریخ 5 ماه مي سال1981ميلادي: بابي ساندزمبارز معروف ايرلندي پس ازهفته ها مقاومت درزندان انگليس و اعتصاب غذا جان خويش را درراه هدفش ازدست داد، ساندزدراين مدت فقط با نوشيدن آب زنده بود، مرگ بابي ساندزازيك طرف موج اعتراضات و اعتصابات را برضدّ دولت انگلستان درپي داشت؛ و ازطرف ديگردرس مقاومت دربرابرظلم ظالمان به مردم ايرلند و مبارزان جهان داد، بابي ساندز63 روز پس ازآغازاعتصاب غذا درگذشت.

روز شمار، ششم ماه می

= = = = = = = = ==

1 ـ  تولد کاغذی کوچک چاپ شده بنام " پسته ـ تمبر " در پستخانه :ـ بتاریخ  6 می سال 1840 ميلادي تمبر پست در شهر لندن متولد شد،  پيش از تاريخ ، متذکره براساس سنت گيرنده نامه با توجه به مسافتي كه نامه براي رسيدن به مقصد طي كرده است قیمت رساندن آن را مي پرداخت، يك روز در سال 1837 ميلادي ، رولاند هيل 42 ساله, يك معلم زن جواني را مشاهده مي كند كه پس از رفتن نامه رسان به سختي گريد می کند، رولاند جوياي ماجرا مي شود.زن جوان مي گويد به دليل اين كه نمي توانست مصرف نامه اي كه شوهرش براي او فرستاده بود را پرداخت كند ، نامه رسان از دادن نامه خودداري كرد، رولاند مبتكر كه داراي آشناياني در دولت بود ، گزارشي را تهيه مي كند و آن را براي لرد ملبورن صدراعظم ارسال مي نمايد، در اين گزارش تحت عنوان اصلاح پست: اهميت و قابل اجرا بودن وي پيشنهاد مي كند مصرف ارسال نامه از پيش و به يك قيمت مشابه بدون توجه به مسافت در كشور پرداخت شود، پرداخت با چسباندن يك (پسته ـ تمبر) و زدن يك مهر تضمين مي شد، اصلاح سيستم پست در اگست 1839 میلادی در مجلس تصويب مي شود، نخستين  پست به قيمت يك پني اين امكان را مي دهد تا نامه اي به وزن 14 گرام به هر نقطه از انگلستان ارسال شود، اين ( پست ـ تمبر) به پني سياه شهرت مي يابد زيرا در زمينه سياه آن تصوير 15 سالگي ملكه ويكتوريا نقش شده بود، پني سياه به دليل سهولتي كه در ارسال نامه ها ايجاد مي كند با استقبال فراواني روبه رو مي شود، به اين ترتيب  در روز 6 می سال 1840 ميلادي به ابتكار يك معلم ( پست ـ تمبر)  در شهر لندن متولدشد و این کاغذ عجوبه در ارسال نامه ها تحولي را ايجاد مي كند و موجب تسهيلات ارسال نامه ها مي شود، پس از انگلستان به تدريج ( پست ـ تمبر) در ساير كشورهاي اروپا و جهان باب مي گردد و دشواري ارسال نامه به امري عادي تبديل مي شود.

2 ـ  تولد طبیعی دان فرانسوی :ـ بتاریخ  6 ماه مي سال1744ميلادي: ژان باتيست دولامارك طبيعي دان فرانسوي بدنيا آمد او با نگارش نخستين كتاب خود بنام گياهان فرانسه شهرت يافت، آثاربعدي لامارك فرهنگ گياهشناسي و تاريخ طبيعي بود كه برشهرت او افزود اين دانشمند فرانسوي درزمان انقلاب كبيرفرانسه سرپرستي موزه تاريخ طبيعي را به عهده داشت، كتابهاي فلسفه جانورشناسي و تاريخ جانوران بي مهره لامارك بعدها فريضه تكامل تدريجي و تاريخي موجودات زنده قرارگرفت.

3 ـ تولد " تا گور" فيلسوف و اديب هندی :ـ بتاریخ  6 ماه مي سال1861ميلادي: رابيند رانات تاگور فيلسوف، اديب و شاعرمتفكرهندي متولد شد اين شاعرگرانقدردرسروده ها و نوشته هاي خود توصيفهاي طبيعي را با تفكرات مذهبي و فلسفي درهم آميخته است ازاين اديب بزرگ هند حدود 50 نمايشنامه، 100ديوان شعر،40 داستان كوتاه و بلند و تعدادي رساله و كتابهاي فلسفي باقيست، تاگور درهند به نهضت ملي مردم هند پيوست و با آزاديخواهان هندي همراه شد تا استقلال كشورش را بدست آورد، ماه نو، گردش بهار و ناسيوناليسم و ايمان ازآثارارزشمند او بشمارمي روند، تاگور درسال1913ميلادي جايزه ادبي نوبل را دريافت كرد.

روز شمار، هفتم ماه می

= = = = = = = = ==

1 ـ استعفاي ويلي برانت بتاریخ 7 می 1974 ميلادي ويلي برانت صدراعظم محبوب به دليل رسوايي جاسوسي گونترگيوم كه در دفتر شخصي وي كار مي كرد ، استعفا داد، كارل هربرت فرام كه بعدها نام ويلي برانت را برگزيد در سال 1913 در شهر لوبك متولد شد، وي در اوان جواني به سازمان جوانان سوسياليست پيوست در سال 1930 ميلادي عضو حزب سوسيال دموكرات المان شد، پس از روي كار آمدن حزب نازي وي تحت تعقيب گشتاپو قرار گرفت و در سال 1933 به کشور ناروی گريخت و در اين كشور نام خود را به ويلي برانت تغيير داد، در سال 1945، ويلي برانت به عنوان خبرنگار روزنامه هاي ناروی براي پيگيري اخبار دادگاه نورنبرگ به المان بازگشت، در سال 1947 وي دوباره تابعيت المان را كسب كرد و بار ديگر عضو حزب سوسيال دموكرات شد، ويلي برانت از سال 1949 تا 1957 نماينده بخش غربي برلين در مجلس بوندستاگ بود، در سال 1957 به عنوان شاروال برلين غربي انتخاب شد، وي در سال 1964 به مقام منشی عمومی حزب سوسيال دموكرات منصوب گرديد، دو سال بعد هنگام صدراعظمي كورت گيزينگر در دولت موسوم به ائتلاف بزرگ به مقام معاون صدراعظم و وزير خارجه منصوب شد و از همان زمان نخستين تلاش هاي خود را براي سياست نگاه به شرق آغاز نمود، ويلي برانت در اكتبر سال 1969 ميلادي به عنوان صدراعظم المان غربي انتخاب گرديد و دست به اصلاحات بزرگ داخلي زد و سياست خود را براي تنش زدايي با كشورهاي اروپاي شرقي پيگيري كرد، وي در سال 1970 پيمان هايي را با اتحاد شوروي و پولند براساس احترام به مرزهاي موجود و عدم توسل به زور امضا كرد و به اين ترتيب روابط سياسي ميان المان غربي و شوروي وپولند برقرار شد، ويلي برانت در سال 1971 برنده جايزه صلح نوبل شد، با اين حال سياست تنش زدايي ويلي برانت با مخالفت هاي داخلي روبه رو شد و برانت اكثريت پارلماني خود را در بوندستاگ از دست داد، اما وي توانست در انتخابات زودهنگام سال 1972 پيروز شده و بار ديگر صدراعظم المان غربي شود، در دومين دوره صدراعظمي ويلي برانت پيمان هايي را با جمهوري دموكراتيك المان (المان شرقي) در سال 1972 و چكسلواكي در سال 1973 امضا كرد،
سپس
المان غربي با برقراري روابط سياسي با بلغارستان و مجارستان در اين كشورها سفارتخانه هاي خود را گشود، اما دستگيري گونترگيوم ، يك جاسوس المان شرقي كه در دفتر شخصي ويلي برانت كار مي كرد ، موجب يك رسوايي بزرگ شد، حتي خود ويلي برانت را متهم كردند كه جاسوس المان شرقي است، سازمان جاسوسي ( ك.گ.ب) شوروي و سازمان جاسوسي المان شرقي، به اين شايعات دامن زدند و اين امر به سود رقباي سياسي ويلي برانت تمام شد، خلاصه ويلي برانت ناگزير گرديد در روز 7 ماه می سال 1974 از مقام خود استعفا دهد، ويلي برانت در سال 1976 به سمت منشی عمومی سازمان بين المللي سوسياليسم انتخاب شد و در اين مقام تلاش كرد روابط جديدي ميان كشورهاي صنعتي و كشورهاي در حال توسعه بر مبناي اصول تازه اي را ايجاد كند كه به تاسيس كميسيون شمال - جنوب منجر گرديد، از سال 1989 ميلادي وي يكي از طرفداران فعال اتحاد مجدد دو المان بود، ويلي برانت در سال 1992 ميلادي درگذشت.

2 ـ تولد" پيوترايليچ چايكوفسكي" روسی :ـ بتاریخ 7 مي سال1840ميلادي: پيوترايليچ چايكوفسكي موسيقيدان و آهنگسازپرآوازه روسي متولد شد، او استعداد سرشارخود را درموسيقي ازكودكي آشكاركرد اما دررشته حقوق به تحصيل پرداخت، درپايان تحصيل علاقه دوران كودكي اورا به جهان موسيقي كشاند و سرانجام دراين رشته استادي گرانقدرو خلاق شد، اززيباترين و مشهورترين آثارچايكوفسكي باله درياچه قو و رومئووژوليت را مي توان نام برد.

3 ـ اختراع دینامنت :- بتاریخ 7  مي سال1866ميلادي: آلفرد نوبل دانشمند و شيميدان سویدنی، ديناميت را اختراع كرد نوبل اين مادّه را براي كمك به بشر، پيشرفتهاي علمي و كاوشهاي زمين شناسي اختراع كرد، اما ازآن زمان كه ازديناميت درراه نابود كردن انسانها و آغازجنگ ها استفاده شد، نوبل ثروت خود را صرف ايجاد جايزه نوبل هرسال به كسانيكه درزمينه هاي ادبيات، علوم فيزيك، کیمیا، طب و فيزيولوژي و همچنين برقراري صلح جهاني خدمات ارزنده اي به بشرارائه كنند اهدا مي شود.

4 ـ ختراع ضبط صوت :ـ بتاریخ7 ماه مي سال1895ميلادي: الكساندرپاپوف فيزيكدان روسي، نخستين دستگاه ضبط صوت را اختراع كرد، پاپوف درچنين روزي درمحل انجمن فيزيكدانان روسي دستگاه اختراعي خود را با موفقيّت آزمايش كرد و بدين ترتيب نامش به عنوان مخترع ضبط صوت ثبت شد.

روز شمار، هشتم ماه می

= = = = = = = = ==

1 ـ  فوران کوه آتش فشان عظیمی در فرانسه :ـ بتاریخ   8 می سال 1902 ميلادي كوه آتشفشان پله فوران كرد و شهر سن پير و 28 هزار ساكن آن در جزيره فرانسوي مارتينيك را نابود كرد، جزيره مارتينيك مانند ساير جزاير آنتيل كوچك منشا آتشفشاني دارد، هنگامي كه فرانسوي ها اين جزيره را مستعمره كردند به نظر مي رسيد كه كوه پله يك آتشفشان خاموش باشد بنابراين شهر سن پير در دامنه اين كوه گسترش يافت، زيبايي استوايي سن پير موجب شد به آن لقب پاريس كوچك آنتيل را بدهند، نخستين نشانه هاي آغاز فعاليت كوه پله با متصاعد شدن بخارهايي از دهانه آن در سال 1900 ميلادي ظهور كردند، در ماه اپریل سال 1902 ميلادي ، اهالي منطقه از رايحه بسيار نامطبوعي كه به دليل متصاعد شدن بخارهاي گوگردي بود ، به عذاب آمده بودند ، تعداد زمين لرزه ها افزايش يافت، در روزهاي 2 و 3 می كوه با غرش وحشتناكي خاكسترهاي آتشفشاني را از دهانه اش بيرون ريخت، با اين حال دانشمندان اعلام كردند شهر سن پير به دليل موقعيت جغرافيايي اش از فوران مواد مذاب در امان است، در روز 8 می در ساعت 8 و 2 دقيقه انفجار مهيبي در كوه پله رخ داد و در يك چشم به هم زدن خاكسترهاي آتشفشاني ، مواد مذاب و گازهاي شعله ور شهر سن پير و بندرگاه آن را مدفون ساختند ، همه چيز آتش گرفت، به اين ترتيب ، در روز 8 می سال 1902 ميلادي كوه پله از خواب طولاني بيدار شد ، اين آتشفشان مهيب فوران كرد و شهر سن پير و 28 هزار ساكن آن را نابود كرد، فعاليت آتشفشاني پله تا سال 1905 ميلادي ادامه داشت و آنگاه دوباره براي مدت نامشخصي به خواب رفت.

2 ـ تولد هنرمند و نقاش فرانسوي :- بتاریخ 8 ماه مي سال1903 ميلادي: پُل گوگَن هنرمند و نقاش نوپردازفرانسوي، و ازپيشتازان ساده سازي طراحي درنقاشي درپاريس بدنيا آمد، گوگن حرفه هاي گوناگون را براي تأمين مخارج زندگي آزمايش كرد اما پس ازسفرهاي متعدد و بروز استعدادش درنقاشي و تجليل بزرگاني چون سِزان ازاو، همه اوقاتش را به نقاشي اختصاص داد و آثاري ارزشمند پديد آورد گفتني است كه اين هنرمند نقاش جالب ترين آثارخود را درجزيره كوچكي بنام آتونو خلق كرده است.

3 ـ تولد مؤسس صليب سرخ جهاني :- بتاریخ 8 ماه مي سال1828ميلادي: ژان هانري دونان مؤسس صليب سرخ جهاني درژنو متولد شد دونان درجواني شاهد فجايع جنگ ميان فرانسه و اطريش درناحيه سولفرينو بود و تحت تأثيرحوادث ضدانساني اين جنگ، براي كمك به مجروحان و آسيب ديدگان جنگ، صليب سرخ را بنيان نهاد، هانري دونان به سبب اين اقدام درسال1901ميلادي جايزه صلح نوبل را دريافت كرد، وي به هنگام مرگ72سال داشت.

روز شمار، نهم ماه می

= = = = = = = = ==

1 ـ كانبرا پايتخت استراليا روز بتاریخ 9 می سال 1928 شهر كانبرا به عنوان پايتخت فدرال استراليا برگزيده شد و جايگزين شهر ملبورن گشت، به اين ترتيب ، رقابت ميان دو شهر بزرگ ملبورن و سيدني پايان يافت هنگام احداث شهر كانبرا وضعيت حقوقي آن به عنوان يك شهر خودمختار تعيين گشت تا از لحاظ سياسي وابسته به هيچ يك از شش ايالت فدرال استراليا نباشد و منطقه آن به نام سرزمين پايتخت استراليا ناميده شد، براي احداث شهر كانبرا يك مناقصه بين المللي در سال 1912-1911 اعلام شد.والتر بورلي گريفين آرشيتكت امريكايي برنده اين مناقصه گرديد، شهر كانبرا پيرامون يك درياچه مصنوعي ساخته شد،اين شهر داراي يك بخش اداري و يك بخش تجاري است كه توسط رودخانه مولونگلو از يكديگر مجزا شده اند،
احداث آن به دليل وقوع جنگ جهاني اول به تاخير افتاد و احداث كامل آن تا سال 1927 ميلادي به طول انجاميد
، اين شهر از فضاي سبز بسيار وسيعي برخوردار است، به طوري كه با 325 هزار جمعيت كنوني آن هنوز لقب شهر باغي را از دست نداده است.

2 ـ  وفات ابومنصور ازهری در هرات :ـ  بتاریخ نهم ماه می- 7ربيع الاول سال300هجري قمري: ابومنصورمحمّد بن ازهري هِرَوي ازجمله بزرگترين دانشمندان علم و ادب و لغت درقرن4هجري قمري درشهرهرات بدرود حيات گفت ازهري هروي بخشي ازعمرخود را درعراق و جزيرة العرب به گردآوري لغت سپري كرد و درهمين دوره بود كه بدست قَرامِطِه چند سالي درعربستان اسيرو زنداني شد، بزرگترين و مشهورترين اثرازهري هِرَوي درباب لغت كتابُ التَّهذيب نام دارد.

روز شمار، دهم ماه می

= = = = = = = = ==

1 ـ شورش گروپی از سپاه هندی علیه انگلیسها :ـ  بتاریخ 10 می سال 1857 ميلادي: گروپی از سپاهيان هندي قطعهء" مروت" عليه كمپاني هند شرقی انگلستان دست به شورش زدند، اين شورش نشانه نارضايتي عميق سپاهيان هندي ونيز مردم محلي نسبت به ظلم و جور استعمار انگليس و به ويژه كمپاني هند شرقی بود ماجراي گلوله ها چاشني انفجار اين شبكه باروت بود، در سال 1856 ميلادي انگليسي ها گلوله هايي را براي استفاده در اختيار سپاهيان هندي قرار دادند كه با چربي گاو يا پيه خوك چرب شده بودند، سربازان مسلمان و هندو از استفاده از اين گلوله ها خودداري كردند، در سال 1857 ميلادي ، 85 نفر از سپاهيان قطعه مروت به اتهام خودداري از استفاده اين گلوله ها توسط انگليسي ها به 10 سال زندان محكوم شدند، در آن زمان سپاهيان هندي بخش اعظم نيروي نظامي كمپاني هند كه شامل 238 هزار نفر از جمله 38 هزار انگليسي بود را تشكيل مي دادند.

2 ـ تولد جبهه پوليساريو بتاریخ 10 می سال1973 ميلادي: جبهه پوليساريو با هدف كسب استقلال صحراي غربي تاسيس شد، در اين روز نيروهاي قديمي قوای آزادي بخش مراكش كه از رژيم اين كشور سر خورده شده بودند جبهه پوليساريو را تاسيس كردند و مبارزه عليه نيروهاي استعمارگرهسپانيا كه منطقه صحراي غربي جزو مستعمرات هسپانیا محسوب مي شد را آغاز نمودند، قبل از اين كه فرانسه وهسپانيا صحراي غربي را بين خود تقسيم كنند ، مراكش همواره ادعاي حاكميت بر صحراي غربي را داشت و اين منطقه را متعلق به خود مي دانست، در اکتوبر سال 1975 ميلادي ، دادگاه بين المللي لاهه با صدور حكمي حق مشروع ساكنان صحراي غربي براي اعلام خودمختاري اين منطقه را به رسميت شناخت، در سال 1976 ، جبهه پوليساريو جمهوري دموكراتيك عربي صحرا را تاسيس كرد، در سال 1979 ميلادي شوراي امنيت سازمان ملل متحد اشغال صحراي غربي توسط مراكش كه پس از خروج هسپانيايي ها صورت گرفته بود را محكوم كرد و جبهه پوليساريو را به عنوان نماينده قانوني مردم صحرا به رسميت شناخت، در سال 1984 ، سازمان وحدت افريقا ، جبهه پوليساريو را به عنوان عضو پذيرفت و خواستار خروج نيروهاي مراكشي از صحراي غربي شد، در سال 1988 ميلادي مراكش و جبهه پوليساريو طرح صلح سازمان ملل متحد را پذيرفتند كه در اين طرح آتش بس كامل و برگزاري يك همه پرسي براي خودمختاري صحراي غربي پيش بيني شده بود،از آن پس صداي گلوله ها خاموش شد ، اما مساله هنوز كاملا حل و فصل نشده است، مراكش هنوز 80 درصد صحراي غربي را تحت كنترل دارد، از سال 2000 ميلادي اوضاع آزادي بيان بهبود يافته به اين شرط كه هرگز مراكشي بودن صحراي غربي و شخص شاه زير سوال نروند.

3 ـ بحران براي استعمار انگلستان در هندوستان بتاریخ 10 می سال  1857 ميلادي : 3 قطعه سپاهيان منطقهء شهر مروت دست به شورش زدند و پس از آزاد كردن همكارانشان ، اروپايي هاي نظامي را قتل عام كردند، آنها اهالي شهر را به جنبش درآورده و به سوي دهلي حركت مي كنند و اين شهر را تصرف مي كنند، انگليسي ها با بسيج نيروهاي خود وقطعات نظامي سيك شهر دهلي را در 10 جون سال 1857 محاصره و در روز 20 سپتمبر همان سال تصرف مي كنند، انگليسي ها تمام سپاهيان و مردمي كه به آنها پيوسته بودند را قتل عام مي كنند اما شورش سپاهيان هندي 2 سال و تا سال 1859 ميلادي در هند ادامه مي يابد، به اين ترتيب ، در روز 10 می سال 1857 ميلادي قطعات سپاهيان هندي شهرمروت كه از ظلم و جور انگليسي ها و كمپاني هند شرقی انگلستان به تنگ آمده بودند ، دست به شورش مي زنند، اين شورش تا سال 1859 ميلادي به طول مي انجامد و بزرگترين بحران را براي استعمار انگلستان در هندوستان موجب مي شود، انگلستان براي در هم شكستن اين شورش نيروهاي خود كه از جنگ كريمه فارغ شده بودند را به هندوستان اعزام مي كنند، پس از شكست شورش سپاهيان ، انگلستان براي بقاي استعمارش بر هندوستان كمپاني هند شرقی را منحل مي كند و حكومت بر هندوستان را تحت نظر پادشاهي انگلستان قرار مي گيرد و يك نايب سلطنه براي اداره هندوستان تعيين مي شود.

4 ـ تصرف کشور بلجیم و هالند توسط المان:ـ بتاریخ 10 می سال 1940 ميلادي : قوای نظامی المان جبهه متفقين ، فرانسه و انگلستان را مي شكافد و كشور بلجیم را تصرف مي كند، قوای مكانيزه المان به سرعت به سوي مرزهاي فرانسه و هالند پيشروي مي كند در آن زمان فقط 7 ماه از آغاز جنگ جهاني دوم مي گذشت، كشوربلجیم از آغاز جنگ اعلام بي طرفي كرده بود و مردم بلجیم تصور مي كردند در پناه سياست بي طرفي مي توانند از بلاياي اين جنگ خانمانسوز و خونين در امان بمانند، اما هزاران سرباز، قوای نظامی المان ، و نيروي زرهي آن به سرعت سراسر خاك بلجیم را تصرف كردند و به سوي مرزهاي فرانسه پيشروي كردند، در جريان چند روز بين 8 تا 10 ميليون بلجیمی و فرانسوي زير آتش توپخانه و بمباران نيروي هوايي المان آواره جاده ها شدند و با فرار به سوي جنوب تلاش مي كردند ، پناهگاهي را بيابند، طیارات الماني با به صدا درآوردن آژيرهاي خود كه لقب شيپورهاي اريحا را داشتند به سوي موج آوارگان بخت برگشته شيرجه رفته و آنها را به مسلسل مي بستند، در عين حال قوای نظامی المان با هجوم همه جانبه كشور كوچك هالند را نيز اشغال كرد، ويلهمينا ملكه هالند روز 14 می 1940 به لندن پناهنده شد و روز بعد يعني 15 می قوای نظامی هالند تسليم گرديد.

  در بلجیم هرگونه مقاومتي بي فايده بود و حتي نيروهاي انگليسي و فرانسوي نيز از اين كشور عقب نشيني كرده و به داخل خاك فرانسه رفته بودند، لئوپولد سوم پادشاه بلجیم كه كشورش را ترك نكرده بود ، فرمان تسليمقوای نظامی بلجیم را در شب 27 می امضا كرد، به اين ترتيب ، در روز 10 می سال 1940 ميلادي در حالي كه فقط 7 ماه از آغاز جنگ جهاني دوم مي گذشت قوای نظامی المان به فرمان هيتلر جبهه متفقين را مي شكافد و كشورهاي بلجیم و هالند را تصرف مي كند، ده ها هزار نفر از مردم اين 2 كشور كوچك در نخستين روزهاي حمله المان نازي بر اثر بمباران سنگين شهرها كشته مي شوند، پس از اين 2 كشور نوبت فرانسه مي رسد كه ظرف مدت كوتاهي به اشغال نازي ها درآيد.

5 ـ تولد رائول شیمیدان فرانسوی :ـ بتاریخ 10 ماه می سال 1830ميلادي: فرآنسوآماري رائول شيميدان فرانسوي متولد شد، او پس ازاخذ درجه دكترا ازدانشگاه پاريس تحقيقات علمي خود را گسترش داد و سرانجام ازبنيانگذاران جديد علوم شيمي و فيزيك شد. رائول درزمينه كاهش نقطه انجماد و افزايش نقطه جوش مواد نظريه اي ارائه داد كه بنام خود او ثبت شده است. ازقوانين رائول براي تعيين تقريبي جرم ملكولي عناصرهم استفاده مي شود.

6 ـ تصرف کشور لوکزامبورک توسط المان:- بتاریخ 10 ماه مي سال1940ميلادي: كشورلوكزامبورك درجنگ جهاني دوم به تصرف سپاه المان نازي درآمد، بدين ترتيب با اين كه دولت المان درسال1867ميلادي استقلال و تماميت ارضي لوكرامبورك را تضمين كرده بود دراين روزضمن حمله به بلجیم، هالند و فرانسه، لوكزامبورك را كاملاً تصرف كرد، گفتني است كه اين كشور درسال1944 ميلادي آزاد شد.

7ـ تشکیل جبهه پوسياريو بتاریخ 10ماه مي سال1973ميلادي: جبهه پوسياريو دركشورجمهوري عربي صحرا تشكيل شد، اين جبهه را ازمبارزان صحرا كه تنها راه كسب استقلال و آزادي را درقيام مسلحانه مي ديدند، ايجاد كردند، اين گروه نخستين عمليات خود را با حمله به كشتي هاي هسپانیا انجام دادند و بتدريج برقدرت خود افزودند هسپانیا هم درسالهاي1975 و 1976ميلادي رفته رفته ازصحراي عربي خارج شد و جمهوري دمكراتيك عربي صحرا تشكيل شد، گفتني است كه ليبي، موريتاني و الجزاير نخستين كشورهايي بودند كه حمايت خود را ازجبهه پورسياريو اعلام كردند.

روز شمار، یازدهم ماه می

= = = = = = = = ===

1 ـ تغییر نام  پایتخت کشور، روم  :ـ   بتاریخ 11 می سال 330 ميلادی:  کنستانتين امپراتور روم شهر کنستانتينوپل (قسطنطنيه) را رسما به جای شهر رم پايتخت جديد امپراتوری روم کرد، امپراتوری روم در قرن قبل از اين تاريخ مرزهايش به اندازه ای وسعت يافته بود که ديگر اداره اين سرزمين های وسيع غيرممکن شده بود و به دشواری می توانست در مقابل فشار اقوام بربر مقاومت کند، در سال 293 ميلادی ديوکلسين امپراتور روم مقر حکومت را در 4 شهر که در نزديکی مرزهای پر خطر قرار داشتند مستقر کرد، شهر ميلان امروزی ، نيکومديا ، سيرميوم و تروس اما تلاش وی برای حفظ مرزها از هجوم اقوام بربر عبث بود، کنستانتين جانشين وی پس از اينکه دوباره وحدت امپراتوری را برقرار کرد در شهر نيکومديا در ساحل بسفر مستقر شد، وی که به دنبال يک محل مناسب برای ايجاد يک پايتخت جديد بود در سال 324 ميلادی شهر بيزانس را برگزيد،اين يک انتخاب مناسب بود، شهر بيزانس 1000 سال قبل از آن تاريخ در سال 667 قبل از ميلاد توسط مهاجرانی که از مگار آمده بودند در در مجاورت تنگه هايی که آسيا و اروپا را از هم جدا می کردند ، احداث شده بود، شهر که در دهانه بسفر واقع شده بود و يونانی های قديم آن را هلسپونت می ناميدند، کنستانتين نام خود را به پايتخت جديدش می دهد و آن را کنستانتيوپل می نامد، اين شهر از موقعيت ويژه ای برخوردار بود و بر گذرگاه ميان آسيا و اروپا تسلط داشت، ساکنان آن از حقوق برابر ساکنان شهر رم برخوردار شدند، کنستانتين تا زمان مرگش در سال 337 ميلادی در اين شهر سکونت کرد، شهر کنستانتينوپل با آميختن فرهنگ رومی و يونانی به سرعت توسعه يافت و ابعاد آن از شهر رم فراتر رفت، در سال 395 ميلادی پس از تقسيم امپراتوری روم به 2 امپراتوری روم شرقی و غربی اين شهر به پايتخت امپراتوری روم شرقی تبديل شد، دو قرن بعد در زمان امپراتوری ژوستينين جمعيت آن به يک ميليون نفر رسيد، پس از اينکه هراکليوس امپراتوری روم شرقی شد ، کنستانتينوپل ريشه های لاتينی خود را رها کرد و به يک شهر يونانی تبديل گرديد، امپراتوری روم شرقی از آن پس امپراتوری بيزانس ناميده شد و پايتخت آن نيز نام سابق يونانی خود بيزانس را دوباره بازيافت، به اين ترتيب ، در روز 11 می سال 330 ميلادی کنستانتين امپراتور روم شهر کنستانتينوپل (قسطنطنيه) را به جای شهر رم به عنوان پايتخت امپراتوری برگزيد، چند قرن بعد ، اين شهر و سرزمين های امپراتوری روم شرقی به ريشه های سابق يونانی خود بازگشته و امپراتوری بيزانس بوجود آمد، تا اينکه پس از گذشت حدود 1000 سال عثمانی ها آن را تصرف کردند و اين شهر به عنوان پايتخت امپراتوری عثمانی استانبول نام گرفت.

2 ـ فيلم جهان سكوت و نخل طلايي  فيلم مستند جهان سكوت به كارگرداني فرمانده ژاك ايوكوستو و لويي مال در روز 11 می سال 1956 ميلادي برنده جايزه بهترين فيلم فستيوال فرانسه شد، ژاك ايوكوستو اقيانوس شناس برجسته فرانسه كه شهرت جهاني دارد تصميم گرفت با تهيه فيلم جهان سكوت يك مستند رنگي ، مردم را با زيبايي ها ، جانوران ، گياهان و اعماق اقيانوس ها آشنا كند، وي براي تهيه اين فيلم با كشتي مجهز كاليپسو درياي سرخ ، اقيانوس هند و خليج فارس را در نورديد، وي اين فيلم زيبا را با كمك لويي مال كارگردان جوان كه قبلا نيز با فرمانده كوستو در تهيه فيلم هاي كوتاه همكاري كرده بود ، تهيه كرد، با استفاده از دوربين هاي مجهز زير آبي و ديگر تجهيزات پيشرفته فيلم جهان سكوت در آن دوره شاهكار سينماي مستند لقب گرفت، در اين فيلم تصاوير زيبايي از دولفين ها ، مار ماهي عظيم الجثه ، ماهيگران اسفنج ، كشف و كاوش يك غار زيرآبي ، شيوه زندگي لاك پشت هاي دريايي ، حمله كوسه ها به يك بالن زخمي... و بسياري صحنه هاي ديگر به تصوير كشيده شده بود، اين فيلم منحصر به فرد و شاعرانه در مراسم اختتاميه فستيوال سينمايي  كه در آن دوره در روز 11 می سال 1956 برگزار مي شد جايزه نخل طلايي بهترين فيلم را كسب كرد، اين نخستين بار در تاريخ برگزاري فستيوال است كه جايزه نخل طلايي به يك فيلم مستند تعلق گرفت.

3 ـ فرقه ژاکوپن ها در فرانسه :ـ بتاریخ 11ماه مي سال1798 ميلادي : فرقه ژاكوپن ها از جمعيت هاي سياسي دوران انقلاب كبير فرانسه در زمان حكومت هيئات مديره  نخستين جمعيت سياسي متشكل ، در دوران انقلاب فرانسه بود و دانتون ،وروسپير از رهبران اين فرقه بودند، اين فرقه از سال 1783ميلادي باقلع وقمع مخالفان خود دوره وحشت و ترور را در فرانسه آغاز كرد.

4 ـ استقلال کشور لوکزامبورک :ـ  بتاریخ 11ماه مي سال 1867ميلادي : كشور لوكزامبورگ كه از كوچكترين كشورهاي جهان بشمار مي رود به استقلال رسيد، مبارزات استقلال طلبانه مردم اين سرزمين ازسپتمبر 1815ميلادي از زمانيكه لوكزامبورگ به اجبار عضو فدراسيون المان شد ، آغاز شده بود ، الماني ها در زمان جنگهاي اول و دوم اين كشور را اشغال كردند و سال 1942ميلادي به مدت 3 سال لوكزامبورگ جز خاك المان محسوب مي شد، گفتني است كه ديوان داوري اروپا ،موسسه هاي بانكي و مالي اروپايي باختري در لوكزامبورگ قرار دارند .

5 ـ نخستین فرستنده تلویزیون جهانی :ـ  بتاریخ 11 ماه مي سال 1935ميلادي : نخستين فرستنده تلويزيون جهاني بنام نيپكو در شهر برلين كار خود را آغاز كرد اين فرستنده به پاس قدر داني از پاول نيپكو بنام او نامگذاري شد، نيپكو تحصيلاتش را در فيزيك به پايان رساند و تحقيقات گسترده خود را آغاز كرد و سر انجام طريقه تبديل عكس به امواج و تشكيل مجدد آنها را كشف كرد به عبارت ديگر نوعي از تلويزيوني را اختراع كرد كه امروزه شكل تكامل يافته آن در دسترس همگان است .

6 ـ ناکامی انگلیس و فرانسه به دفاع از بلجیم :ـ بتاریخ 11 ماه مي سال 1940 ميلادي : نيروهاي متحد فرانسه و انگليس براي حمايت از كشوربلجیم به اين كشوروارد شد ند، بلجیم در اين زمان با تجاوز المان نازي روبرو بود دفاع ازبلجیم در يكي از قرار دادهاي منقعد شده ميان انگليس و فرانسه تصريح شده بود، امابا وجود قواي انگليس و فرانسه قواي المان نازي نه تنهابلجیم بلكه نيروهاي انگلستان و فرانسه راهم نيز شكست دادندو سراسربلجیم به تصرف نيروهاي ورماخت در آمد .

روز شمار، دوازدهم ماه می

= = = = = = = = = = =

1 ـ پايان محاصره برلين بتاریخ 12 می سال 1949 ميلادي اتحاد شوروي پس از 322 روز به محاصره برلين غربي پايان داد، در سال 1945 ميلادي براساس پيمان يالتا ، المان و شهر برلين به چهار منطقه تقسيم شدند و هر يك از 4 كشور امريكا ، انگلستان ، فرانسه و شوروي اداره يكي از اين مناطق اشغالي را به عهده گرفتند، برلين شرقي تحت نفوذ شوروي قرار گرفت و نظارت بخش غربي برلين به فرانسه ، انگلستان و امريكا واگذار شد، نيروهاي غربي در سال 1948 واحد پول دويچه مارك را به عنوان واحد پول جديد بخش اشغالي المان كه در اختيار آنها بود ايجاد كردند، ژوزف استالين در واكنش به اين مساله كه آن را گام نخست براي تاسيس يك كشور المان توسط غربي ها تلقي كرد تصميم گرفت جاده هاي زميني منتهي به برلين غربي را مسدود كرده و اين شهر را به محاصره درآورد، به اين ترتيب در 15 جون سال 1948 كليه راههاي زميني به برلين غربي كه در قلب منطقه تحت اشغال شوروي قرار داشت ، مسدود شدند و ارتباط اين شهر با خارج قطع گرديد، اين اقدام سبب شد همكاري چهارجانبه ، وحدت المان و برلين خاتمه پذيرد، اما محاصره برلين غربي يك ناكامي بزرگ براي شوروي بود ، زيرا نيروهاي امريكايي يك پل هوايي عظيم را براي تامين نيازهاي شهر ايجاد كردند، در خلال 322 روز محاصره برلين غربي ، نيروهاي امريكايي توسط 212000 نوبت پرواز ، 7/1 ميليون تن كالا ، مواد غذايي و مواد سوختي را به برلين غربي ارسال كردند، سرانجام اتحاد شوروي متوجه شد ، محاصره برلين غربي، بي نتيجه است بنابراين در روز 12 می سال 1949 ميلادي به محاصره برلين غربي خاتمه داد،اما اين بحران سبب شد تا كشورهاي غربي در 12 سپتمبر سال 1949 جمهوري فدرال المان را تاسيس كنند و يك ماه بعد شوروي جمهوري دموكراتيك المان را در مناطق تحت اشغال خود تاسيس كرد، تجزيه المان به دو كشور تا سال 1989 ميلادي ادامه يافت در اين سال با فروپاشي ديوار برلين ، وحدت المان محقق گرديد.

2 ـ تولد بنیانگذار شیوه پرستاری :ـ  بتاریخ 12 ماه مي سال1820ميلادي : فلورانس نايتينگل بنيانگذار شيوه پرستاري جديد در فلورانس ايتاليا بدنيا آمد، نايتينگل جواني خود را در انگلستان سپري كرد وهمواره به مطالعه بيماريها ي مختلف و چگونگي مراقبت از بيماران مشغول بود، نايتينگل به هنگام جنگ كريمه براي پرستاري از سربازان مجروح به جبهه نبرد اعزام شد وبا فداكاري شبانه روزي به مداواي مجروحان جنگي پرداخت  فلورانس شب هنگام با چراغي در دست به ميدان نبرد مي رفت و زخمي ها را با كمك ديگر امدادگران به مكانهاي حفظ و مراقبت انتقال مي داد از اين رو به خانم چراغ بدست معروف است .

3 ـ تولد گريگوري کشیش روسی :ـ بتاریخ 12ماه مي سال1872ميلادي: گريگوري راسپوتين كشيش روسي و ازشخصيتهاي مرموزدربارنيكلاي دوم تزار روسيه بدنيا آمد، او دهقاني بود كه بعدها به كسوت كشيشي درآمد و پس ازورود به دربارتزار و مداواي فرزند او محبوبيتي خاص پيدا كرد، قدرت و نفوذ راسپوتين به دربارنيكلاي دوم به اندازه اي رسيد كه وزيران و رجال روسيه تحت فرمان او قرارگرفتند، اما اين امرمدت زيادي دوام نيافت و راسپوتين به اتهام همكاري با عناصرارتجاعي و افراطي به دست درباريان به قتل رسيد، جسد راسپوتين بعدها درميان يخهاي رود نوآ كشف شد.

روز شمار، سیزدهم ماه می

= = = = = = = = ===

1 ـ الغاء بردگي در برازيلبتاریخ 13 می سال 1888 بردگي در برازيل الغاء شد، به گفته مورخان در فاصله سال هاي 1523 ميلادي و سال 1888 ميلادي حدود 5 ميليون سياهپوست افريقايي پس از اسارت براي فروش در بازارهاي برده فروشي به برازيل انتقال يافتند، يك ميليون نفر از آنها قبل از رسيدن به سواحل برازيل به دليل شرايط بسيار نامناسب كشتي هاي تجارت برده جان خود را از دست دادند، تجارت برده به برازيل از آغاز استعمار اين كشور توسط پرتگال از اوايل قرن شانزدهم ميلادي آغاز گرديد،اغلب برده ها از كشورهاي گينه ، آنگولا ، موزامبيك و گاهي اوقات سودان به برازيل منتقل مي شدند، بردگان به عنوان يك دارايي كم ارزش تلقي مي شدند و آنها را در مزارع نيشكر در مناطق باهيا و پرنامبوكو ، در معادن طلاي ميناس گراييس و در مزارع پنبه به كارموظف میساختند، اين تيره بختان بين 15 تا 17 ساعت در شبانه روز در شرايط بسيار دشواري كار مي كردند، متوسط عمر يك برده جوان در يك مزرعه نيشكر فقط 8 سال بود، بين سال 1807 و 1835میلادی شورش هاي بسياري كه اغلب توسط بردگان سياهپوست مسلمان رهبري مي شد در ايالت باهيا به وقوع پيوستند، در سال 1825 ميلادي پرتگال خودمختاري برازيل را به رسميت شناخت، در سال 1871 ميلادي " پدرو دوم" واردات برده به برازيل را ممنوع كرد و فرزندان بردگان موجود را افراد آزاد اعلام نمود، در روز 13 می 1888 ميلادي ، شاهزاده ايزابل ، دختر" پدرو دوم" قانون الغاي بردگي در برازيل را موسوم به قانون طلا امضا نمود.

2 ـ تولد مارتین لوتر، بنیانگزار نهضت پروتستان :ـ  بتاریخ  13 ماه مي سال 1483 ميلادي : مارتين لوتر اصلاح طلب مذهبي در المان متولد شد اودر جواني به كسوت كشيشي در آمد و پس از اتمام تحصيلات دانشگاهي استاد فلسفه در دانشگاه شد، لوتر با برخي از پاپ وديگر مقامات كليسا مخالف بود و بر خلاف دستور و نظر صريح پاپ ، انجيل را به زبان الماني ترجمه كرد لوتر سرانجام نهضتي بنام پروتستان در مقابل كليساي كاتوليك بنيان نهاد، افكار اين مصلح مذهبي پايه هاي نظام سياسي مذهبي جديدي را در غرب بويژه المان استواركرد.

3 ـ استقلال کشور اکوادور :ـ بتاریخ 13ماه مي سال 1830 ميلادي : كشور اكوادر مستقل شد و اين سرزمين بيش از 300سال تحت سلطه واستعمار هسپانیا بود اما باتلاش ها و مبارزات سيمون بوليوار ومردم آزاديخواه اكوادر ،اين كشور از استعمار هسپانیا رهايي يافت وبه فدراسيون كلمپياي بزرگ پيوست، مدتي بعد از انحلال اين فدراسيون ، اكوادر كاملا مستقل شد ونظام جمهوري براي خود برگزيد،اكوادر با بيش از 280هزار كيلومتر مربع مساحت در شمال غربي امريكاي جنوبي ؛ ودر كنار اقيانوس كبير واقع است .

روز شمار، چهاردهم ماه می

= = = = = = = = ===

1ـ کشور انگولا اشغال شد :ـ بتاریخ 14ماه  مي سال 1575ميلادي: سرزمين آنگولابه اشغال استعمار گران در آمد قبل از آن هم آنگولا بخشي از امپراتوري افريقاي گينه بود، اما با تسلط پرتگالی ها بر اين سر زمين، مركز تجاري تبديل شد ودر تمام سواحل اين كشور مراكز تجارتی احداث گرديد، آنگولا 400 سال بدست پرتگالی ها غارت گردید ولي بعد از جنگ جهاني دوم قيام هاي متعدد مردم اين كشور به استقلال آنگولا منجر شد .

روز شمار، پانزدهم ماه می

= = = = = = = = ===

1 ـ استقلال پاراگوئه:- بتاریخ 15ماه مي سال1811ميلادي : پاراگوئه به استقلال رسيد و حكومت جمهوري در آن بر قرار شد اين كشور مدت دو قرن تحت سلطه هسپانیا بود و بعد از اعلام استقلال "فرانسيا" قدرت را بدست گرفت و مدت 25 سال مستبدانه بر پاراگوئه حكومت كرد، فرانسيا با ممنوع كردن ورود وخروج اتباع كشورش و هم چنين جلوگيري از ورود بيگانگان به پاراگوئه اين كشور را درانزواي كامل نگاه داشت بعد از مرگ اين حاكم مستبد به علت اوضاع نابه سامان پاراگوئه، كودتاهاي متعدد در اين كشور روي داد و حاكمان مستبد يكي پس از ديگري بر اين كشور حكمراني كردند پاراگوئه با برازيل ، بوليوي ، و آرژانتين همسايه است.

2 ـ اشغال فلسطین :- بتاریخ 15ماه مي سال1948ميلادي: رژيم قدس پس ازاشغال كامل فلسطين موجوديت خود را اعلام كرد، سرزمين فلسطين درسال1917به اشغال سربازان انگليسي درآمد و 5 سال بعد به موجب تعميم مجمع بين الملل تحت قيموميت انگلستان قرارگرفت، ازآن پس تشكيل دولت يهودي درفلسطين به رسميت شناخته شد و يهوديان ازسراسرجهان به فلسطين مهاجرت كردند، درسال 1947ميلادي بموجب قطعنامه سازمان ملل متحد سرزمين فلسطين ميان دودولت يهودي و عرب تقسيم و بيت المقدس منطقه اي  بين المللي درنظرگرفته شد مدتي  بعد " بن گوريون" ازرهبران اصلي صهيونيسم ايجاد دولتي صهيونسيت را اعلام كرد، درپي انتشاراين خبركشورهاي عربي اعتراض شديد خود را آشكارساختند .

روز شمار، شانزدهم ماه می

= = = = = = = = == =

1 ـ درگذشت پدر استقلال مالي بتاریخ 16می سال 1977 ميلادي : موديبوكيتا پدر استقلال كشور مالي در زندان با ماكو درگذشت، موديبوكيتا در روز 4 جون سال 1915 در شهر باماكو متولد شد، وي فرزند يك خانواده بزرگ از قوم مندينگو بود كه به اسلام گرويده بودند، موديبوكيتا يك مسلمان معتقد بود، وي از مدرسه عالي شهر داكار فارغ التحصيل شد، كيتا ابتدا به آموزگاري پرداخت و سپس به مبارزه سياسي روي آورد، وي تسلط استعماري در افريقا را محكوم كرد، وي به جناح سوداني مامادو كوناته پيوست و آنگاه از سال 1953 تا 1956 ميلادي به سمت مشاور اتحاد فرانسه منصوب شد، در سال 1956 ميلادي وي به عنوان نماينده سودان در مجلس ملي انتخاب شد، در سال 1958 وي به رياست مجمع موسسان مالي رسيد و پس از انتخابات ماه مارچ سال 1959 ميلادي رئيس مجلس مالي شد، موديبوكيتا در 20 جون سال 1960 استقلال فدراسيون مالي را اعلام كرد، پس از جدا شدن كشور مالي از سنیگال وي رئيس جمهور مالي شد، كيتا براي توسعه كشورش دخالت و كمك دولت در بخش اقتصادي را ضروري مي دانست، موديبوكيتا براي پيشرفت مالي از اتحاد شوروي و جمهوري خلق چين درخواست كمك كرد، در 13 می سال 1964 وي بار ديگر به مقام رياست جمهوري مالي انتخاب شد، در روز 19 نومبر سال 1968 حكومت وي توسط يك كودتاي نظامي به رهبري موسي ترائوره سرنگون شد، موسي ترائوره دستور داد تا موديبوكيتا زنداني شود، موديبوكيتا در روز 16 می سال 1977 ميلادي در زندان شهر باماكو به طرز مشكوكي درگذشت.

2 ـ در گذشت ژان باتیست فوریه :ـ بتاریخ 16ماه می  سال 1830 ميلادي: ژان باتيست فوريه رياضيدان و فيزيكدان فرانسوي پس از62 سال زندگي در گذشت، او كار خود را با معلمي آغاز كرد و بعد از سالها تجربه به سمت استادي رياضي درمدرسه پلي كلينيك پاريس نايل آمد، برجسته ترين فعاليت علمي فوريه عره نظريه رياضي هدايت حرارت است  كه باارائه آن مرحله مهمي در تاريخ رياضيات آغاز شد.

3 ـ کشورهندوراس به هسپانیا ضمیمه شد:- بتاریخ 16مي سال 1502 ميلادي: سرزمين هندوراس از كشورهاي كنوني امريكاي جنوبي ضميمه متصرفات هسپانیا شد، هندوراس تا پيش از اين تاريخ مركز تمدن قوم مايا بود كه اين قوم به يكباره نابود شد، در اوايل قرن نزدهم ميلادي بعلت نابساماني اوضاع داخلي كشور هسپانیا سرزمين هندوراس نيز مانند اكثر مستعمرات امريكاي مركزي مستقل شد، هندوراس با كشورهاي گوتیمالا،السالوادور، و نيكاراگوا همسايه است .

4 ـ بلند ترین گرد باد جهان :ـ  بتاریخ 16ماه مي سال 1898 ميلادي: بلندترين گردباد دريايي جهان در سواحل استراليا مشاهده شد اين گرد باد كه آب را بصورت فواره هاي عظيم به هوا برد حدود 528 متر ارتفاع داشت و قطر آن به 3 متر مي رسيد .

5 ـ قرار داد تاریخی سایکس:ـ  بتاریخ 16ماه مي سال 1916 میلادی قرار داد تاريخي سايكس ـ پيكو بين نمایندگان بريتانيا و جمهوري فرانسه به امضا رسيد به موجب اين قرار داد دولتهاي انگليس و فرانسه كشورهاي عربي را ميان خود تقسيم و سرزمين فلسطين را از اين مجموعه جدا كردند تا از طريق دستگاه بين المللي اداره شود واين توطئه حساب شده سر انجام به اشغال سر زمين فلسطين و تشكيل دولتي صهيونيستي در آن منطقه منجر شد .

روز شمار، هفدهم ماه می

= = = = = = = = ===

1 ـ تاسيس شهر مونترال :- بتاریخ 17 می سال 1642میلادی: شهر مونترال به روي جزيره اي كه در محل تلاقي رودخانه سن لوران و رود پره ري واقع شده بود ، بنيان نهاده شد، ژاك كارتيه حدود يك قرن قبل از آن زمان در 2  اکتوبر سال 1535 ميلادي اين جزيره را كشف كرده بود و آن را مون رئاليس كه به زبان لاتين به معني" تپه" يا" كوه شاهي" است نامگذاري كرد، ساموئل دوشامپلن كه مهاجرنشين كبك را در سال 1603 میلادی تاسيس كرده بود در سال 1615 فكر تاسيس شهر جديدي را در نزديكي رودخانه سن لوران مطرح كرد، اين فكر در زمان سلطنت لويي سيزدهم پادشاه فرانسه مورد توجه قرار گرفت، در آن زمان كبك و بخش هاي وسيعي از كانادا امروزي متعلق به فرانسه بود، در روز 9 می سال 1641 ميلادي دو كشتي بندر روشل فرانسه را به مقصد نوول فرانس [كبك امروزي] ترك كردند، در آن زمان مهاجرنشين نوول فرانس فقط شامل 400 نفر فرانسوي بود، اين دو كشتي حدود 50 سرنشين داشتند كه پس از رسيدن به سواحل كبك زمستان را در آنجا سپري كرده و سپس سال بعد به محل فعلي مونترال رسيدند، به محض ورود مهاجران ابتدا يك حصار را به دور محوطه اي كه مي خواستند در آن سكونت كنند احداث كردند و چادرهاي خود را در داخل حصار برافراشتند، كه اين اقدام در روز 17 می سال 1642 صورت گرفت، روز بعد در روز يكشنبه 18 می آنها نخستين مراسم دعاي روز يكشنبه را در آن محل برپا كردند، در 8 سپتمبر سال 1760 شهر مونترال نتوانست در مقابل حملات سربازان انگليسي مقاومت كند و تسليم شد و از آن زمان تحت حكومت سلطنتي انگليس قرار گرفت، امروز شهر مونترال و حومه آن با 3 ميليون نفر جمعيت ، پس از پاريس دومين شهر بزرگ فرانسوي زبان جهان محسوب مي شود.

2 ـ تزریق نخستین، ابله کوبی :ـ بتاریخ 17ماه مي سال1796ميلادي: ( اِدوارد جِنر) نخستين بارمايه" آبله" را به بازوي يك انسان تزريق كرد، دوکتورجنرمدتها درباره بيماري آبله گاوي مطاله و تحقيق كرد و درسال 1796ميلادي نتايج تحقيقات و مشاهداتش را بصورت كتابي تنظيم و منتشركرد، اين طبیب انگليسي با ساخت مايه آبله جان ميليونها انسان را ازمرگ نجات داد زيرا طبق برآوردهاي علمي تنها درسالهاي 1700تا1800ميلادي بيش از 60 ميليون نفرازمردم جهان براثربيماري آبله جان خود را ازدست داده بودند.

3 ـ تأسیس مکتب دریانوردی:- بتاریخ 17 مي سال 1426 ميلادي : نخستين مکتب دريانوردي براي تعليم فنون دریا نوردي بطور رسمي درپرتگال تاسيس شد، هدف از ايجاد اين مکتب توسعه اكتشافات جغرافيايي بود و اكثر دريانوردان مشهورپرتگال از فارغ تحصيلان اين بودند، به سبب نتايج درخشان حاصل از تاسيس اين مدرسه ، به تدريج در ديگر كشورهاي جهان از جمله انگلستان مکتب دريانوردي داير شد .

4 ـ روز ملی کشورناروی:ـ بتاریخ 17ماه مي سال 1814 ميلادي : قانون اساسي كشور ناروی به تصويب رسید و روز 17مي روز ملي نامگذاري شد همچنين در همين سال كنگره وين به پاس خدماتي كه سویدن در شكست ناپلئون بناپارت انجام داد ، ناروی را برخلاف ميل مردم آن كشور ضميمه خاك سویدن كرد،اين كار باعث شورش مردم ناروی شد و تا سال 1905 ميلادي كه اين كشور به استقلال كامل رسيد آتش مبارزه خاموش نشد .

5 ـ نخستین اتحادیه بین المللی تلگراف:- بتاریخ17ماه مي سال 1865ميلادي : با حضور نمايندگان 20 كشور جهان در پاريس و امضاي نخستين قرار داد بين المللي ارتباط ، اتحاديه بين المللي تلگراف بنا نهاده شد آيين نامه بين المللي تلگراف نيز تدوين و تصويب شد، در سال 1932ميلادي طبق تصميمات كنفرانس مادريد اين اتحاديه به اتحاديه بين المللي ارتباطات راه دور يا آي تي يو تغيير نام داد و كليه آيين نامه هاي اتحاديه مورد تجديد نظر قرار گرفت ، از سال 1947 ميلادي آي تي يو بطور رسمي جزوء واحدهاي تخصصي وابسته به سازمان ملل شد، و در حال حاضر با 160 عضو از بزرگترين نهادهاي تخصصي بين المللي سازمان ملل بشمار مي رود .

روز شمار، هجدهم ماه می

= = = = = = = = ===

1 ـ ناپلئون امپراتورفرانسه شد:ـ بتاریخ 18ماه مي سال1804ميلادي: مجلس سناي اين كشور فرانسه تصويب كرد كه ناپلئون امپراتورمادام العمرفرانسه است، همچنين مجلس فرانسه برموروثي بودن اين مقام درميان وارثان ناپلئون صحّه گذارد، گفتني است كه دوران امپراتوري ناپلئون ديري نپاييد و درسال1814ميلادي خاتمه يافت.

2- الحاق الجزایر به کشور فرانسه :ـ بتاریخ 18ماه مي سال1830ميلادي: سربازان استعمارگرفرانسوي درساحل الجزيره پياده شدند، اين عمليات مقدمه جنگهايي بود كه درشمال اِفريقا براي الحاق الجزايربه كشورفرانسه صورت گرفت، بهانه شاه فرانسه براي حمله به الجزايراين بود كه درسال1827ميلادي حسين فرمانرواي الجزايربراي وصول 7 ميليون فرانك طلب خود فرانسه را تهديد كرده بود، دوماه بعد الجزايربه تصرف كامل فرانسه درآمد.

3 ـ نخستین مجمع هندو ها :ـ بتاریخ 18ماه مي سال1915ميلادي: مهاتما گاندي نخستين مجمع هندو را درحومه شهراحمد آباد هندوستان تأسيس كرد، گاندي خود اولين عضو اين مجمع بود و اعضاي آن زندگي خود را وقف مبارزات استقلال طلبانه هندو وسعادت مردم اين كشور كرده بودند، مجمع هندو به تعبيري مركزمبارزه با انگليسي ها بود و گاندي به مبارزه بدون خشونت معتقد بود، سرانجام اين روش مبارزه گاندي و يارانش انگليسي ها را درهندوستان با مشكلات فراوان و عمده روبرو كرد.

4 ـ تصرف دیوار چین :- بتاریخ  18ماه مي سال1644ميلادي: قوم منچو ديواربزرگ چين را تصرف كرد، پيش ازقوم منچو سلسله مينگ درچين تسلط داشت و درهمين زمان بود كه ورود اروپاييان بويژه انگليسيها به اين سرزمين آغازشد، شايان توجه است كه ساختمان ديوارچين درسال 204 قبل ازميلاد به پايان رسيد و دربناي آن بيش از 300000 تن ازمجرمان سياسي و اميران جنگي شركت داشتند.

روز شمار، نزدهم ماه می

= = = = = = = = ===

1 ـ آغاز احداث راه آهن ترانس سيبر بتاریخ 19 می سال 1891میلادی به دستور تزار الكساندر سوم امپراتور روسيه، احداث راه آهن افسانه اي ترانس سيبري كه شهر مسكو را به شهر ولادي وستك در ساحل اقيانوس آرام متصل مي كردآغاز شد، با اجراي طرح احداث راه آهن ترانس سيبري دسترسي مسكو به سرزمين هاي دوردست سيبري و استفاده از ذخاير عظيم و باارزش زيرزميني اين سرزمين ها فراهم شد، احداث راه آهن ترانس سيبري توسط هزاران كارگر دهقانان فقير ، زندانيان و تبعيديان سياسي انجام گرفت، شرايط كار وحشتناك بود زمستان هاي بسيار سرد و پشه هاي مالاريا در تابستان جان هزاران نفر از افرادي كه در ساختن راه آهن ترانس سيبري فعاليت مي كردند را گرفتندبراي اجراي اين طرح بايد پل ها ، تونل ها احداث مي شدند ، مرداب هاي بسياري را بايد خشك مي كردند و براي ساختن تراورس ها ميليون اصله درخت را قطع مي نمودند...هر سال احداث حدود 600 كيلومتر از اين راه آهن به اتمام مي رسيد، بخشي از اين راه آهن از سال 1904 ميلادي آغاز به كار كرد و در سال 1916 ميلادي احداث كامل راه آهن ترانس سيبري خاتمه پذيرفت، سرانجام راه آهن ترانس سيبري به طول 9298 كيلومتر مسكو را به بندر ولادي وستك در ساحل اقيانوس آرام متصل كرد، احداث اين راه آهن كه در روز 19 می سال 1891 ميلادي آغاز شد ، 25 سال به طول انجاميد.

2 ـ تولد فیخته فیلسوف المانی :ـ بتاریخ 19ماه مي سال1762ميلادي: يوهان گوتليپ فيخته فيلسوف و نويسنده الماني بدنيا آمد، فيخته ازپيشروان فلسفه اصالت تصور يا ايده آليسم بود او اعتقاد داشت كه دو نوع فلسفه وجود دارد و ازآنها بنامهاي فلسفه اعتقادي و فلسفه اصالت تصور ياد مي كرد، ازفيخته فيلسوف الماني آثاري چون تحقيق درنور وحي و سرنوشت انسان بجاي مانده است، فيخته دين را برپايه اخلاق مي دانست اما بعدها براي دين حقيقتي مستقل قائل شد و آن را نيروي سازنده شخصيت و اجتماع دانست.

3 ـ اختراع دستگاه رادار:- بتاریخ 19ماه مي سال1936ميلادي: رابرت واتسون مخترع انگليسي دستگاه رادار را اختراع كرد، اين دستگاه مهمترين وسيله دفاعي درمقابل حملات هوائي و دريايي است و اولين درمیدان هوائی باوزي ايالت سوفوك درانگلستان نصب شد، گفتني است كه از رادار درجنگ جهاني دوم استفاده شد.

روز شمار، بیستم ماه می

= = = = = = = = ===

1 ـ تاسيس جمهوري كیوبا بتاریخ 20 می سال 1902 ميلادي ، پس از چهار سال اشغال کیوبا مستعمره سابق هسپانیا توسط نيروهاي امريكايي ، لئونارد وود حاكم نظامي امريكا اداره امور جزيره را به نخستين رئيس جمهور کیوبا، توماس استرادا پالما واگذار مي كند، به اين ترتيب جمهوري کیوبا تاسيس مي شود اما در حقيقت ، علي رغم استقلال کیوبا، اين كشور كماكان از نظر نظامي و اقتصادي تحت سلطه امريكا قرار داشت، در سال 1959میلادی ، حكومت ديكتاتوري باتيستا كه تحت حمايت ايالات متحده بود توسط انقلابيون سرنگون شد و فيدل كاسترو قدرت را در اين كشور به دست گرفت و تا تحریر این نوشته حاكم كیوبا است، ايالات متحده در پي به قدرت رسيدن فيدل كاسترو كشور کیوبا را از لحاظ اقتصادي تحت تحريم قرار داد كه اين تحريم ها تا امروز باقي است، در سال 1962 ، استقرار موشك هاي شوروي در خاك کیوبا جهان را تا آستانه يك جنگ هسته اي پيش برد ، اما سرانجام با انصراف شوروي از استقرار موشك در خاك کیوبا جهان از يك جنگ خانمان سوز رهايي يافت.

2 ـ تولد بالزاک :ـ بتاریخ 20 ماه مي سال1799ميلادي: انوره دوبالزاك رمان نويس فرانسوي متولد شد، اين نويسنده قرن 18ميلادي دراغلب آثارخود اوضاع اجتماعي زمان خويش را بسياردقيق به تصويركشيده است مجموعه آثاربالزاك كمدي انساني نام دارد و نخستين اثراو رساله اراده است همچنين بابا گوريو و چرم ساغري مهمترين آثاراو بشمارمي روند.

3ـ کیوبا تحت الحمایه امریکا :- بتاریخ 20 ماه مي سال1902ميلادي: سرزمين کیوبا به مثابه يك جمهوري مستقل تحت الحمايه اِمريكا قرارگرفت و كليه قواي اِمريكا ازخاك اين كشورخارج شدند، استقلال کیوبا ا برپايه قانون اساسي جديد اين كشوربدست آمد، دراين قانون ماده اي گنجانده شده بود كه به دولت امريكا حق مي داد براي حفظ جان و مال اتباع خود درامورکیوبا مداخله كند برطبق همين قانون، امريكا پايگاههاي نظامي دريایی درخاك کیوبا مستقركرد، اما ازسال 1959ميلادي با روي كارآمدن فيدل كاسترو نفوذ امريكا درکیوبا به تدريج ازميان رفت.

4 ـ تشکیل کنفرانس کشورهای افریقایی :ـ  بتاریخ 20 ماه مي سال1963ميلادي: كنفرانس تاريخي سران كشورهاي اِفريقايي درشهرآديسه بابا پايتخت اتيوپي تشكيل شد، دراين كنفرانس رهبران 31 كشورافريقايي شركت داشتند هدف ازتشكيل اين كنفرانس ايجاد منشوري كلي براي سازمان كشورهاي افرقايي بود رياست و رهبري اين كنفرانس را هايل ثلاثي امپراتوروقت اتيوپي به عهده داشت.

5 ـ تولد جان استوارت میل :ـ بتاریخ  20 ماه مي سال1806ميلادي: جان اِستوارت ميل فيلسوف و اقتصاددان انگليسي بدنيا آمد، ميل معتقد بود كه درعلوم بايد ازروش تجربي بهره جست، استوارت ميل مؤسس مكتب اصالت سود دراقتصاد است ازمشهورترين آثاراين اقتصاددان انگليسي كتابهاي علم اقتصاد، فلسفه اثباتي و اصول اقتصاد سياسي درزمينه منطق اقتصاد كلاسيك ليبرالي و تحليل آن را مي توان نام برد.

روز شمار، بیست و یکم ماه می

= = = = = = = = ===

1 ـ برفراز اقيانوس اطلس بتاریخ 21 ماه می سال 1927، چارلز ليندبرگ ، پیلوت 25 ساله امريكايي به تنهايي و بدون توقف عرض اقيانوس اطلس شمالي را با طیاره خود كه نام روح سن لويي را بر آن نهاده بود ، پيمود و در میدان هوائی بورژه پاريس به زمين نشست، چارلز ليندبرگ كه با يك طیاره مدل رايان NYP از نيويورك پرواز كرده بود پس از 33 ساعت و 30 دقيقه در يك پرواز بدون توقف عرض اقيانوس شمالي را طي كرد و در حضور 200 هزار تماشاگر كه در میدان هوائی بورژه پاريس انتظار وي را مي كشيدند ، به زمين نشست،طیاره وي كه 2500 كيلوگرم وزن داشت و بيش از 1900 ليتر سوخت حمل مي كرد به دشواري در روز 20 می از میدان هوائی نيويورك به هوا برخاست، شرايط پرواز بسيار دشوار بوده و طیاره ليندبرگ فاقد وسايل رفاهي بود،اين پیلوت سابق پستي از شدت خستگي قصد داشت هنگام پرواز بر فراز خاك ايرلند به زمين بنشيند ، اما اراده قوي او بر خستگي اش فايق آمد و سرانجام پس از 33 ساعت و 30 دقيقه پرواز بدون توقف در ساعت 22 و 20 دقيقه شب 21 می سال 1927 در فرودگاه بورژه فرود آمد وي نخستين پیلوتی بود كه موفق شد به تنهايي و بدون توقف عرض اقيانوس اطلس كه 5800 كيلومتر است را بپيمايد، چارلز ليندبرگ در بازگشت به امريكا مورد استقبال فراوان قرار گرفت و نام وي مانند يك قهرمان در تاريخ ثبت شد، چارلز ليندبرگ در سال 1902 ميلادي متولد و در سال 1974 ميلادي درگذشت.

2 ـ تولد هانري پوآنكاره :- بتاریخ 21 ماه مي سال1854ميلادي: هانري پوآنكاره فيلسوف، طبيعي دان و دانشمند معروف رياضي درقرن19ميلادي درفرانسه متولد شد، پوآنكاره نبوغ رياضي خود را ازدوران تحصيل آشكاركرد و ازهمان زمان سراسرعمرخود را به مطالعه و تحقيق دراين علم گذراند، پوآنكاره مجهولات بسياري را با آزمايش هاي مكرر معلوم كرد.

روز شمار، بیست و دوم ماه می

= = = = = = = = === = =

1 ـ تشکیل جمهوری واحد  کشور یمن :- بتاریخ 22 ماه مي سال1990 ميلادي: وزيران خارجه دوكشور يمن شمالي وجنوبي در اعلاميه اي مشترك اتحاد دو يمن را اعلام كردند و جمهوري واحد يمن  تشكيل شد، در پي اين تحولات افسرنظامی علي عبدالله صالح رئيس جمهور يمن شد  اتحاد دو يمن بيش از هر چيز به سبب تغييراتي بود كه براثر اعمال سياست پروسترويكا در كشورهاي سوسياليستي از جمله يمن جنوبي پديد آمد.

روز شمار، بیست وسوم ماه می

= = = = = = = = === = =

1 ـ  قوای نظامی اسرائيل از جنوب لبنان بيرون رانده شدبتاریخ 23 می سال 2000 ميلادي قوای نظامی اسرائيل تحت فشار فزاينده  ناگزير شد پس از 22 سال از جنوب لبنان عقب نشيني كند، اشغال جنوب لبنان توسط اسرائيل به عمليات ليتاني در ماه مارچ 1978 ميلادي بازمي گردد، در آن زمان 25000 سرباز اسرائيلي به خاك لبنان يورش برده و پايگاه هاي مبارزان فلسطيني در لبنان را تخريب كردند ، سازمان ملل متحد با تصويب قطعنامه 425 از اسرائيل خواست هر چه زودتر خاك لبنان را تخليه كند و يك نيروي پاسدار صلح را در خاك لبنان مستقر كرد،
اسرائيل بار ديگر در سال 1982 ميلادي به لبنان حمله كرد و اين كشور را اشغال نمود ، اما به دليل مقاومت گروه هاي شيعه و حزب الله ناگزير شد از خاك لبنان عقب نشيني كند
، اما نيروهاي اسرائيلي منطقه اي به وسعت 850 كيلومترمربع از جنوب لبنان را به عنوان منطقه امنيتي در اشغال خود نگه داشتند و براي حفاظت از اين منطقه يك نظام دست نشانده موسوم به قوای نظامی جنوب لبنان را ايجاد كردند،اما در جريان سالها ، فشار مبارزان حزب الله بيشتر و بيشتر مي شد و اسرائيل ناگزير بود بهاي سنگيني را براي اشغال جنوب لبنان بپردازد، پس از انتخاب اهود باراك به عنوان صدراعظم اسرائيل ، وي درك كرد كه شرايط ديگر براي نيروهاي اسرائيلي در جنوب لبنان غيرقابل تحمل شده است ، بنابراين دستور داد تا قوای اسرائيل در روز 23 می سال 2000 ميلادي جنوب لبنان را تخليه كند.

 2 ـ تولد فریدریش روکرت :- بتاریخ 23 ماه مي سال 1788 ميلادي: فريدريش روكرت متفكر و شاعر بزرگ الماني در هامبورگ متولد شد روكرت بعد از اتمام تحصيلات به نسبت تحقيقات گسترده و جامعي كه درباره زبانهاي شرقي كرد به استادي زبان عربي در دانشگاه برلين منصوب شد روكرت به زبان فارسي نيز تسلط داشت و اولين اشعار حافظ را او به زبان الماني ترجمه كرد از آثاري مهم او شرقيات را مي توان نام برد.

3 ـ ایجاد نشانهای کشور :ـ بتاریخ 23 ماه مي سال 1802 ميلادي : نشان لژيون دو نور از معروفترين نشانهاي كشور فرانسه به ابتكار ناپلئون بناپارت كنسول اول فرانسه ايجاد شد هدف از ايجاد اين نشان كه دارنده آن از امتيازات خاصي بهره مند مي شود تجليل از كساني بود كه در راه ارائه خدمات برجسته لشكري و كشوري به فرانسه مي كوشيدند لژيون دونور ابتدا فقط به فرانسويان اهدا مي شد، اما در سالهاي بعد به اتباع كشورهاي ديگر نيز داده شد نشان لژيون دونور هنوز پابرجاست.

روز شمار، بیست وچهارم ماه می

= = = = = = = = === = =

1ـ بزرگترین ساخت کشتی های جنگی:- بتاریخ 24 می سال 1941:  کشتی  جنگی الماني " بيسمارك" در يك نبرد دريايي شديد کشتی  جنگی " هود" كه جواهرنيروي دريايي سلطنتي انگلستان محسوب مي شد را غرق كرد، در سال 1916میلادی در بحبوحه جنگ جهاني اول نيروي دريايي سلطنتي انگليس تصميم گرفت نسل جديدي از کشتی  جنگی های را توليد كند، به اين ترتيب طرح ساخت کشتی  جنگی  36000 تني "هود" مورد توجه قرار گرفت، ساخت کشتی  جنگی  "هود" در اواخر سال 1916میلادی آغاز شد و اين کشتی  جنگی  كه بزرگترين کشتی  جنگی  جهان بود در سال 1920 ميلادي به آب انداخته شد،اما با توجه به پايان يافتن جنگ جهاني اول کشتی  جنگی  "هود" در هيچ عمليات جنگي شركت نكرد، تا اين كه جنگ جهاني دوم آغاز شد، کشتی  جنگی "هود" از يك قدرت آتش فوق العاده شامل 8 توپ 380 میلي متري ، 12 توپ 140 ميلي متري ، چهار توپ 120 ميلي متري و چهار توپ 102 ميلي متري برخوردار بود، کشتی  جنگی " هود" حتي مجهز به توپ هاي دفاع ضد هوايي نيز بود، با شروع جنگ جهاني دوم ، کشتی  جنگی  "هود" در درياي مديترانه و سپس در اقيانوس اطلس به عمليات جنگي پرداخت، تا اين كه در روز 24 می سال 1941 در شمال اقيانوس اطلس کشتی  جنگی " هود" كه توسط کشتی  جنگی " پرنس اف ولز" همراهي مي شد با کشتی  جنگی  غول پيكر" بيسمارك" المان و کشتی  جنگی  اسكورت آن به نام" پرنس اوژن" درگير يك نبرد شديد دريايي شد، در اين نبرد کشتی  جنگی  "هود" با 1400 سرنشين توسط " بيسمارك "عرق شد و کشتی  جنگی " پرنس اف ولز" به شدت آسيب ديد، به اين ترتيب جواهر نيرو دريايي سلطنتي انگلستان در روز 24 می سال 1941 در اعماق آبهاي اقيانوس اطلس شمالي به پايان عمر خود رسيد.

2 ـ استقلال کشور اریتره :- بتاریخ 24 مي سال 1993 ميلادي : كشور اريتره استقلال يافت و مردم اين كشور پس از سه روز راي گيري براي استقلال سرزمينشان به سرک و کوچه ها آمدند و شادي و پايكوبي كردند جبهه آزادي بخش اريتره كه در سال 1337 شمسي در دوران حكومت هايلاسلاييني اعلام موجوديت كرد ، بيش ا زسي و پنج سال براي كسب استقلال با دولتهاي اتيوپي مبارزه كرد و سرانجام در چنين روزي موفق به كسب استقلال شد و اكثر قريب به اتفاق مردم اريتره مسلمان اند و درنهايت فقر و تنگدستي بسر مي برند

3 ـ در گذشت استاندال :- بتاریخ 24 مي سال 1842 ميلادي: استاندال نوسينده فرانسوي در قرن نوزدهم ، درپنجاه ونه سالگي درگذشت او درسال 1783 ميلادي متولد شد و دوران كودكي را با رنج بسيار سپري كرد استاندال در دوران سلطنت و امپراتوري ناپلئون به پاريس رفت و در اندك مدتي به قوای مسلح پيوست اما پس از مدتي بطور جدي به ادبيات روي آورد و به تدريج آثارش را منتشر كرد از جمله مشهورترين آثار استاندال ، مي توان سرخ و سياه ،گردشهاي رم و عشق را مي توان نام برد.

4 ـ کشف واکسین حصبه:-  بتاریخ 24 ماه مي سال 1888 ميلادي: واكسن بيماري حصبه كشف شد، اين واكسن را دو دانشمند فرانسوي بنام هاي وايدال و شانتمس كشف كردند و بعدها اين كشف مهم آنان را هاوكن دانشمند انگليسي كاملتر كرد باكتري بيماري حصبه از طريق دستگاه گوارش به بدن انسان وارد مي شود از اين رو مصرف خوراك و آب آلوده و يا تماس با بيمار مبتلا به حصبه موجب سرايت اين بيمارمي شود .

روز شمار، بیست وپنجم ماه می

= = = = = = = = === = =

1 ـ انقلاب آرژانتين بتاریخ 25 می سال 1810 ميلادي ، طبقه متوسط مرفه بومي شهر بوينس آيرس دست به انقلاب زده و نايب السلطنه هسپانیا را از شهر بيرون راندند، با بيرون كردن نايب السلطنه هسپانیا روند استقلال آرژانتين آغاز شد، ريودلاپلا تا منطقه جنوبي قاره امريكا در قرن شانزدهم ميلادي توسط هسپانیایی ها اشغال شد،اما اين منطقه كم جمعيت كه فقط تعداد اندكي سرخپوست در آن زندگي مي كردند و فاقد مواد معدني و طلا و نقره بود چندان مورد توجه مادريد قرار نگرفت و مدتها به حال خود رها شد تا اين كه در سال 1776 ميلادي ، براي جلوگيري از نفوذ پرتگالی ها كه برازيل را به اشغال درآورده بودند ، هسپانیایی ها تصميم گرفتند يك نايب السلطنه در بوينس آيرس منصوب كننداما هسپانیایی ها توجهي به توسعه اقتصادي مستعمره خود نداشتند،آنها يك قانون استعماري به مردم تحميل كردند كه براساس آن مردم نمي توانستند به استثناي هسپانیا با هيچ نقطه ديگري تجارت كنند، تا اين كه انگليسي ها از تصرف هسپانیا توسط ناپلئون سود جسته و به آرژانتين آمدند و مردم بوينس آيرس را به شورش تحريك كردند، سرانجام مردم دست به انقلاب زده و نايب السلطنه هسپانیا را در روز 25 می سال 1810 ميلادي بيرون راندند، اين ماجرا كه به انقلاب می موسوم شد منجر به تشكيل يك كميته اوليه گرديد كه اداره امور منطقه را به عهده گرفت، سپس ميان مردم و هسپانیايي ها درگيري هاي متعددي به وجود آمد تا اين كه سرانجام جنرال خوان دوسان مارتين هسپانیايي ها را شكست داد و آنها را براي هميشه از آرژانتين بيرون راند، امروز در آژرانتين روز 25 می يك جشن ملي اين كشور است.

روز شمار، بیست و ششم ماه می

= = = = = = = = === = =

1 ـ آغاز عمليات دينامو در بندر دانكرك بتاریخ 26 می سال 1940 ميلادي فرمان تخليه نيروهاي متفقين كه در بندر دانكرك به محاصره كامل نيروهاي المان نازي درآمده بودند صادر شد، سربازان الماني پس از اشغال بلجیم نيروهاي فرانسوي و انگليسي كه به كمك بلجیم شتافته بودند را مجبور كردند به سوي ساحل دريا در منطقه دانكرك واقع در شمال فرانسه عقب نشيني كنند، سپس با كمك يك عمليات سريع گازانبري حدود 370 هزار سرباز فرانسوي و انگليسي را در يك باريكه كم عرض ساحلي به محاصره كامل درآوردند، به اين ترتيب سربازان فرانسوي و انگليسي دو گزينه بيشتر نداشتند: مرگ يا تسليم، اما نجات اين سربازان براي انگليس اهميت داشت ، بنابراين عملياتي موسوم به دينامو براي تخليه آنها از ساحل دانكرك در روز 26 می سال 1940 ميلادي آغاز شد، نيروي دريايي انگليس از تمام ماهيگيران و ساير افرادي كه داراي کشتی بودند درخواست كمك كرد، از اقبال خوش ، 200 كشتي نيروي دريايي انگليس و بيش از 650 كشتي و قايق از انواع مختلف شخصي بسوي ساحل دانكرك روان شدند و مانند فرشتگان نجات به ساحل نزديك شدند، حدود 370 هزار سرباز زير بمباران سنگين صبورانه براي سوار شدن به كشتي ها انتظار مي كشيدند، هر يك از كشتي ها سربازان را سوار كرده به ساحل انگلستان برده و دوباره بازمي گشتند، به اين ترتيب در اين عمليات كه از روز 26 می 1940 ميلادي فرمان آن صادر شد و در روز 4 جون 1940 خاتمه يافت ، 330 هزار سرباز انگليسي و 26 هزار سرباز فرانسوي به انگلستان انتقال يافته و از جهنم دانكرك جان سالم به در بردند،البته تعدادي ديگر كه از اقبال برخوردار نبودند يا در اثر بمباران كشته شده و يا اسير المان ها شدند.

روز شمار، بیست وهفتم ماه می

= = = = = = = = === = =

1 ـ نابودي نيروي دريايي روسيه در تنگه تسوشيما بتاریخ 27 می سال 1905 ميلادي ، گشتی جنگي جاپان در تنگه تسوشيما گشتی  دريايي بالتيك روسيه تزاري را به كلي نابود كرد، اين نبرد دريايي در سواحل مجمع الجزاير تسوشيما در تنگه دريايي كه خاك كره را ازجاپان جدا مي كند، رخ داداين پيروزي نقطه عطفي در آغاز برتري جويي جاپان در قاره آسيا بود كه تا سال 1945میلادی ادامه يافت جنگ جاپان و روسيه در شب 7 فبروری 1904 ميلادي با حمله ناگهاني و بي مقدمه جاپان به بندر پورت آرتور كه جزو متصرفات روسيه تزاري در كشور چين بود ، آغاز شد در اين حمله ، گشتی جنگی جاپان به فرماندهي قوماندان دریایی "هيهاشيرو توگو" 7  كشتي روسي كه در بندر لنگر انداخته بودند را غرق كرده و 8000 سرباز جاپانی در ساحل پياده شدند، در آن دوره سرزمين كره جزو خاك چين بود سربازان جاپانی پس از پياده شدن به سوي شهر " سئول" حركت كردند، در عين حال نيروهاي جاپانی بندر" پورت آرتور" ومحل محافظ روسي آن را محاصره كرده كه سرانجام نيروهاي روسي در 2 جنوری سال 1905میلادی تسليم شدند، سپس نبرد موكدن در" منچوري" بين نيروهاي جاپانی و روسي درگرفت كه پس از شكست ، نيروهاي روسي ناگزير شدند سرزمين منچوري را رها كنند، شكست هاي پياپي غول روسيه تزاري در مقابل كشور كوچك و ناشناخته آسيايي جاپان موجب يك شورش در شهر "سنت پترزبورگ" پايتخت روسيه در 22 جنوری سال 1905 گرديد، جاپان در نبردهاي زميني پيروز شده بود، تزار نيكلا دوم به کشتی جنگی روسيه در درياي بالتيك دستور داد كه به سوي جاپان حركت كند، کشتی جنگی روسيه به فرماندهي قوماندان دریایی" روجستونسكي" 8 ماه طول كشيد كه با گذر از دماغه اميد نيك اوراسيا را دور بزند و به سواحل جاپان نزديك شود، اما قوماندان دریایی " توگو" راه را بر کشتی جنگی روسيه در تنگه" تسوشيما" بست و پس از 2 روز نبرد کشتی جنگی بالتيك روسيه را در هم شكست، از 45  كشتي هاي جنگي " بالتيك"  تنها 2 کشتی ضدکشتی و يك کشتی جنگی تند روکه با وسائل ضد حمله های هوائی توانستند از مهلكه تسوشيما جان سالم به در برند و خود را به بندر روسي ولادي وستك برسانند، در نبرد دريايي تسوشيما ، 5000 سرباز روس كشته و 6000 نفر اسير شدند در حالي كه جاپانی ها، تنها 3 کشتی جنگی تند رو، را از دست داده و تعداد تلفات آنها 700 نفر بود، تزار نيكلاي دوم ناگزير شد ميانجيگري تئودور روزولت ، رئيس جمهور امريكا را بپذيرد و در مذاكرات صلح پرتسموت در امريكا يك صلح تحقيرآميز را امضا كند، بر اساس اين طرح صلح روسيه نيمي از جزيره" ساخالين" متصرفات خود در منچوري ، بندر پورت آرتور و شبه جزيره ليائوتونگ را به جاپان واگذار كرد، در عين حال روسيه قيموميت جاپان بركره و بخش بزرگي از منچوري را به رسميت شناخت، نبرد تسوشيما در 27 می سال 1905 ميلادي سرآغاز يك عصر پرآشوب براي جهان بود كه شاهد بروز 2 جنگ جهاني و دهها جنگ منطقه اي شد و سرانجام در ماه اگست 1945 در ناكازاكي پس از انفجار دومين بمب اتمي خاتمه پذيرفت.

روز شمار، بیست وهشتم ماه می

= = = = = = = = === = =

1 ـ فرجام خونين كمون پاريس بتاریخ 28 می سال 1871 كمون پاريس براي هميشه از بين رفت، ده هفته قبل از اين تاريخ در روز 18 مارچ ، مردم پاريس كه از شكست كشورشان در مقابل پروسي ها احساس تحقير كرده و از محاصره طولاني به تنگ آمده بودند ، به نيروهاي دولتي حمله كردند، آدولف تيرس رئيس اجرايي دولت موقت كه پس از سرنگوني ناپلئون سوم امپراتور فرانسه ايجاد شده بود ، ناگزير گرديد از پاريس به ورساي فرار كند، به اين ترتيب يك جنبش خودجوش قدرت را در پاريس به نام كمون پاريس در دست گرفت اما پس از امضاي پيمان صلح با المان (پروس) در روز 10 می ، آدولف تيرس آزادي 60000 سرباز فرانسوي اسير را از اشغالگر پروسي درخواست كرد كه مورد موافقت قرار گرفت، وي سپس با يك نيروي 130000 نفري شامل اين سربازان زندانيان سابق  دهاتی های كه به سرعت آموزش نظامي ديده بودند و از لحاظ رواني آماده جنگ با سرخ ها شده بودند به پاريس حمله كرد، اين نيروها تحت فرمان مارشال مك ماهون بودند، حمله آنها در روز 21 می از محله پوان دوژور در بولوني به پاريس شروع شد، پيشروي اين نيروهاي به كندي صورت مي گرفت و افراد كمون در جاده هاو سرکها ها سنگربندي كرده بودند، نيروهاي حمله كننده بايد سنگربندي ها را يكي پس از ديگري فتح مي كردند، دو طرف در اين جنگ داخلي شهري بي رحمي زيادي از خود نشان دادند، كمونارها كه خود را در تنگنا مي ديدند ، بسياري از ساختمان ها و كاخ هاي پاريس از جمله كاخ تويلري ، هتل دوويل كه يادگار دوره رنسانس بود، پاله رويال ، پاله دورسي و بسياري از آثار تاريخي ارزشمند ديگر را آتش زدند و تمام گروگان هاي خود را كشتند، نيروهاي دولتي نيز به نوبه خود اسيران كمونار را بدون كمترين ترديد دسته دسته تيرباران مي كردند، در نبرد كمون پاريس نيروهاي دولتي 20000 كمونار را كشته و 38000 هزار نفر را اسير كردند كه اغلب آنها به مستعمرات فرانسه در گويان تبعيد كردند سرانجام پس از يك هفته جنگ خونين طومار حكومت ده هفته اي كمون پاريس براي هميشه در روز 28 می سال 1871 ميلادي در هم پيچيده شد.

روز شمار، بیست ونهم ماه می

= = = = = = = = === = =

1 ـ تصرف شهر قسطنطنيه توسط عثمانی :ـ بتاریخ 29 می سال 1453 ميلادي: شهر قسطنطنيه كنستانتينوپل توسط سلطان محمد دوم ملقب به فاتح سلطان عثماني تصرف مي شود،اين روز يكي از روزهاي كليدي در تاريخ جهان غرب به شمار مي آيد، شهر قسطنطنيه پايتخت امپراتوري بيزانس بود كه بيش از 1000 سال از تاسيس آن مي گذشت، زماني امپراتوري بيزانس در اوج قدرت خود بود و بخش هاي وسيعي از (اروپاي شرقي، آسياي صغير و ارمنستان) را تحت تصرف خود داشت ، اما با گذشت قرن ها اين امپراتوري رو به زوال نهاد ، به طوري كه گسترده امپراتوري بيزانس محدود به شهر قسطنطنيه و مناطق پيرامواني آن شد، هنگامي كه عثماني ها از تنگه بوسفور عبور كرده و بخش اعظم شبه جزيره بالكان را تصرف كردند ، سقوط قسطنطنيه ديگر غيرقابل اجتناب بود، اين شهر كاملا در ميان متصرفات عثماني ها در انزوا قرار گرفته بود، با آغاز قرن چهاردهم ميلادي پس از پيروزي  های عثماني ها در كوزوو ، نپكوپوليس و وارنا بر قوای مسلح  متحد مسيحيان سقوط قسطنطنيه قريب الوقوع جلوه مي كرد،اما با شكست سلطان بايزيد ايلدروم از تيمور لنگ در ( انقره امروزي) سقوط نهايي شهر نيم قرن به تاخير افتاد، در نيمه قرن پانزدهم ميلادي جمعيت قسطنطنيه كه در اوج رونق امپراتوري بيزانس بيش از يك ميليون نفر بود به صد هزار نفر كاهش يافته بود و شهري كه توسط كنستانتين اول امپراتور روم بنا شده بود فقط به سايه اي از آن شهر باشكوه تبديل شده بود، سرانجام محاصره نهايي قسطنطنيه توسط قوای مسلح سلطان محمد دوم كه حدود 500 هزار سرباز و يك کشتی جنگی قدرتمند دريايي بود ، آغاز گرديد، كنستانتين يازدهم امپراتور بيزانس كه نيروي اندكي براي دفاع در اختيار داشت در پشت استحكامات شهر به انتظار نشست تا از غرب به كمك او بشتابند، سلطان محمد دوم به كمك توپ هاي خود شهر قسطنطنيه و استحكامات آن را بمباران كرد، کشتی جنگی دريايي عثماني نيز از طريق تنگه بوسفور و درياي مرمره شهر را از ناحيه دريا محاصره كرد اما نمي توانست از راه دريا شهر را مورد حمله قرار دهد، سلطان محمد دوم دستور داد يك پل چوبي صاف و لغزنده بزرگ در ساحل مخالف ساخته شود و سپس هزاران سرباز عثماني كشتي ها را در طول اين پل لغزنده به پیش رانده و سرانجام وارد شاخ طلايي شدند، با توسل به اين شيوه نيروي دريايي عثماني زنجير محافظ شاخ طلايي را دور زد و سربازان عثماني به شاخ طلايي رخنه كردند، با اينكه خطر عظيمي قسطنطنيه را تهديد مي كرد اما درباريان و كشيشان ارتدوكس هنوز سرشان به اختلافات و دسيسه چيني عليه يكديگر گرم بود، سرانجام سربازان عثماني حمله نهايي خود به شهر قسطنطنيه را آغاز كردند و روز مرگ نهايي امپراتوري بيزانس و سقوط شهر فرا رسيد به اين ترتيب ، در روز 29 می سال 1453 ميلادي شهر قسطنطنيه پايتخت امپراتوري هزار ساله بيزانس توسط سلطان محمد دوم ملقب به فاتح سلطان عثماني تصرف مي شود، پس از تصرف قسطنطنيه سلطان محمد فاتح نام آن را به استانبول تغيير داده و شهر پايتخت امپراتوري عثماني مي شود، سقوط قسطنطنيه يك مرحله مهم در تاريخ جهان و به ويژه اروپا محسوب مي شود، سقوط قسطنطنيه به دوران طولاني قرون وسطي در اروپا خاتمه مي دهد و دوره رنسانس آغاز مي شود.

روز شمار، سی ام ماه می

= = = = = = = = ===

1 ـ درگذشت بوريس پاسترناكبتاریخ 30 می سال 1960 ميلادي : بوريس پاسترناك خالق كتاب جاوداني درگذشت، بوريس پاسترناك در روز 10 فبروری سال 1890 در مسكو و در خانواده اي هنرمند و هنرشناس متولد شد، پدرش لئونيد پاسترناك يك نقاش و مادرش روزا كافمن نوازنده پيانو بود، تولستوي ، ريكله و اسكرپابين از جمله هنرمندان مشهوري بودند كه از دوستان خانوادگي پاسترناك به شمار مي آمدند، بوريس ابتدا به تحصيل موسيقي پرداخت و سپس درپوهنتون سنت پترزبورگ در رشته حقوق فارغ التحصيل شد، اما سرانجام رشته مورد علاقه اش ادبيات را برگزيد در سال 1912میلادی به ايتاليا رفت، سپس در پوهنتون ماربورگ به تحصيل فلسفه پرداخت، نخستين نوشته هاي وي يك آينده نگري روشن بينانه را نشان مي دادند، پس از وقوع انقلاب كمونيستي در روسيه ، بوريس محتاطانه با واقعيت اجتماعي و ادبي اتحاد شوروي برخورد كرد، در سال 1922 ميلادي انتشار كتاب شعر خواهرم بوريس را صاحب شهرت و محبوبيت در روسيه كرد، در سال 1958 ميلادي كتاب دكتور ژيواگو جايزه نوبل ادبيات را نصيب بوريس پاسترناك كرد، كتابي كه در آن زمان در روسيه منتشر نشده بود، وي كتاب دكتور ژيواگو را در سال 1955 نوشته بود ، اما هيچ ناشري در روسيه حاضر به چاپ آن نشد، تا اين كه ناشر ايتاليايي فلترينلي در سال 1958 اين كتاب را در ايتاليا منتشر كرد و در همان سال جايزه نوبل ادبيات به دكتور ژيواگو اختصاص يافت، اما دولت اتحاد شوروي پاسترناك را به شدت تحت فشار قرار داد تا اين جايزه را نپذيرد، مقامات شوروي عقيده داشتند شاهكار پاسترناك دكتور ژيواگو يك كتاب ضد انقلابي است، انجمن نويسندگان شوروي ، بوريس پاسترناك را در سال 1958میلادی از جمع خود اخراج كردند، بوريس پاسترناك كه از همه طرف تحت فشار قرار داشت ، سرانجام در 30 می سال 1960 ميلادي درگذشت، پس از فروپاشي اتحاد شوروي در سال 1991میلادی ، انجمن نوبل جايزه نويسنده را به بازماندگان وي تحويل داد.

روز شمار، سی ویکم ماه می

= = = = = = = = ===

1 ـ جنگ بوئرها با انگلستان پايان گرف :ـ بتاریخ 31 می سال 1902 ميلادي: در منطقه ورينيگينگ در جنوب افريقا ، با امضاي يك پيمان صلح جنگ 30 ماهه ميان بوئرها و انگليسي ها پايان گرفت، در خاتمه جنگ هاي دوره ناپلئون در سال 1814 ميلادي ، انگلستان مستعمره هالندی كيپ در افريقاي جنوبي را به مستعمرات خود منضم كرد، مهاجرين هالندی  اين ناحيه كه بوئر خوانده مي شدند (بوئر در زبان هالندی  به معني دهقان است) مي خواستند سنت ها و مذهب كالوينيست خود را حفظ كنند، آنها براي فرار از استعمار انگلستان با كاروان هاي زيادي به سوي شمال  كوچ كردند،اين كوچ دستجمعي بين سال هاي 1835 تا1837میلادی انجام شدبوئرها هنگام فرار از دست انگليسي ها در مسير كوچ خود با قبايل زولو برخورد كردند و جنگ هاي خونيني بين آنها در گرفت، بوئرها در سرزمين هايي كه از چنگ قبايل زولو خارج كرده بودند ، جمهوري ناتال را تاسيس كردند، اما انگليسي ها كه به اين منطقه ساحلي و استراتژيك چشم دوخته بودند ، آن ناحيه را نيز به تصرف درآوردند، بوئرها به ناچار به ناحيه مركزي افريقاي جنوبي كوچ كرده و جمهوري ترانسوال و دولت آزاد اورانژ را تاسيس كردند، اين خرده كشورها هنگام تاسيس به ترتيب داراي 25 هزار و ده هزار جمعيت سفيد پوست بودند، اما با كشف طلا در سال 1886میلادی در ويتواترسراند در قلب اراضي بوئرها ، توجه انگليسي ها به اين ناحيه جلب شد، لندن براي خاتمه دادن به مساله بوئرها قوانين تبعيض آميزي را به آنها تحميل كرد تا بتواند از آنها بهانه اي به دست آورد، در عين حال جوزف چمبرلن صدراعظم انگلستان تهديدات عليه پل كروگر رييس جمهور سالخورده بوئرها را افزايش داد، سرانجام در 9 اکتوبر سال 1899میلادی ، چمبرلن به گروگر اعلان جنگ داد، بوئرها با شجاعت و دلاوري در مقابل ابرقدرت آن زمان مقاومت كردند و در چندين نبرد بر نيروهاي انگليسي پيروز شدند در 5 جون سال 1900میلادی جنرال انگليسي هوراشيوكيچنر شهر ژوهانسبورگ را تصرف كرد، بوئرها دست به جنگ هاي چريكي نامنظم زدند،انگليسي ها براي جلوگيري از حملات چريكي ، اردوگاه هاي محصوري را ايجاد كرده و بيش 200 هزار بوئر از مرد و زن و كودك را در شرايط رقت باري در اين اردوگاه ها اسكان دادند و يا بيش از 30 هزار نفر از بوئرها به دليل شرايط بسيار نامساعد جان خود را در اين اردوگاه ها از دست دادند، در اين نخستين جنگ بزرگ مستعمراتي كه دو قوم اروپايي به جان هم افتادند از صد هزار مبارز بوئر 7000 هزار نفر كشته شدند (بدون احتساب قربانيان غيرنظامي اردوگاه ها) و از 500 هزار سرباز انگليسي كه به جنگ اعزام شده بودند ، 22 هزار نفر به قتل رسيدند، سرانجام انگليسي ها در پيروس توانستند بوئرها را به سختي شكست دهند، به اين ترتيب ترانسوال و اورانژ استقلال خود را از دست دادند ، اما انگليسي ها براي جلوگيري از قيام دوباره بوئرها ، حقوق مدني ، زبان بوئرها موسوم به افريكائانس را به رسميت شناخته و لندن تعهد كرد غرامت جنگي براي جبران خسارت ها به بوئرها بپردازد، به اين ترتيب در روز 31می سال 1902 ميلادي جنگ خونين بوئرها خاتمه يافت، اين براي نخستين بار بود كه امپرياليسم بريتانيا با يك مقاومت بي سابقه مردمي مواجه شده بود.   

  

روز شمار، اول اپریل

1 ـ آغاز انقلاب فرهنگی چین :ـ بتاریخ اول سال 1966 میلادی: چوئن لاي نخست وزير وقت چين با ايراد نطقي آغاز انقلاب فرهنگي چين را اعلام داشت، وي با نقل جملاتي از يك نطق مائو كه سه دهه قبل از آن ايراد شده بود گفت: اوضاع و احوال نشان مي دهد كه هدفهاي انقلاب دارد فراموش مي شود و سلائق شخصي جاي آن را مي گيرد و ديري نخواهد پاييد كه چين به همان روال قديم (پيش از انقلاب) باز خواهد گشت، براي متوقف كردن اين روند بايد فرهنگ انقلاب را زنده سازيم و با هر فرهنگ و روش مغاير آن مبارزه كنيم، هدف اصلي انقلاب چين تامين برابري تمام عيار مردم بوده است، بنابراين بايد با فرهنگهايي كه مي خواهند طبقه اجتماعي به وجود آورند مبارزه شود، اين مبارزه بايد به صورت انقلابي صورت گيرد و مبارزان از ميان جوانان انتخاب شوند كه در عين حال در طول عمر پاسدار آن باشند، در اين انقلاب نبايد خون ريخته شود، بايد جنبه آموزشي داشته باشد، تنها بايد انقلابي عمل كرد يعني اين انقلاب را بالاتر از قانون و ضابطه بدانيم، با اين انقلاب بايد تصور اين كه ميان انسانها فرق است از اذهان زدوده شود.

   جملاتي كه از مائو نقل شد از اين قراربود: انقلاب يعني تخريب نظامي كه ديگر كارايي ندارد و در يك جامعه، يك دسته كوچك را آقاي ديگران كرده و استثمار و تبعيض بيداد مي كند و از عدالت خبري نيست، انقلاب تفريح و مهماني رفتن نيست، انقلاب همه چيز را دگرگون بايد بكند و نظم تازه اي را برقرار سازد، بايد دانست كه فرصت طلبان در كمينگاه هستند تا از انقلاب سوء استفاده كنند، حال آن كه انقلاب براي ريشه كن ساختن هر گونه سوء استفاده به وجود مي آيد و مردمي كه از ظلم و هرگونه سوء استفاده خسته شده اند جان بر كف مي نهند و وارد آن مي شوند و در چار چوب آن مي رزمند، چوئن لاي ضمن تفسير اين جملات گفت كه انقلاب فرهنگي عمدتا براي ريشه كن ساختن همين فرصت طلبان به وجود مي آيد و راه درازي در پيش رو دارد.

2 ـ تزاد روز ادگار والاس :ـ بتاریخ بتاریخ 1ول اپریل سال 1875 میلادی: ادگار والاسEdgar wallace روزنامه نگار انگليسي، داستان نويس و نويسنده نمايشنامه به دنيا آمد و در طول 57 سال عمر خود 175 داستان، 24 نمايشنامه و صدها مقاله نوشت، وي روزنامه نگاري را با تهيه خبر براي ديلي ميل (چاپ لندن) و رويترز آغاز كرد و در اين رشته تا سردبيري روزنامه راند ديلي ميل چاپ افريقاي جنوبي پيش رفت، داستانهاي والاس عمدتا زمينه پليسي و جاسوسي دارند، او مانند همه روزنامه نگاراني كه داستان نويس شده اند كوشيده است كه برپايه يك جريان واقعي داستان خود را بنويسد، والاس نوشته است كه در قالب ماجراهاي پليسي بهتر مي توانست حقايق زمانه و مسائل را بيان دارد و هدف او اصلاح جامعه بود، دختر والاس پس از مرگ پدر انجمني به نام او تاسيس كرده كه مشوق ادبيات و داستان نگاري است.

3 ـ  کودتای رشيد عالي الگيلاني در عراق :ـ بتاریخ 1ول اپریل سال 1941 میلادی : رشيد عالي الگيلاني ناسيوناليست عراقي و سياستمداري كه از سياستهاي المان ناسيونال سوسياليست (دولت نازي) هواداري مي كرد با واحدهاي نظامي چهار افسر ارشد و حمايت مفتي فلسطين در عراق كودتا كرد و با فراري دادن نايب السلطنه اين كشور به سفارت امريكا در بغداد زمام امور عراق را به دست گرفت، وي پيشتر هم دو بار نخست وزير عراق بود، ملك غازي پادشاه عراق در همان زمان در يك حادثه موتر كشته شده بود و پسرش فيصل دوم را كه كودكي بيش نبود برجايش نشانده بودند، رشيد عالي پس از اطلاع از انتقال نايب السلطنه از سفارت امريكا به يك پايگاه هوايي انگلستان در عراق(حبانيه)، دستور حمله به اين مرکز را صادر كرد، دولت انگلستان كه از دست رفتن عراق در جريان جنگ جهاني دوم را براي خود يك فاجعه مي دانست جنرال آركادي واول Archibald Wavell قوماندان نيروهاي آن كشور در هند را مامور سركوب رشيدعالي و همدستانش كرد، انگلستان همچنين به سبب نزديك شدن دولت ايران به المان و پيش بيني برخورد نظامي با دولت تهران، عراق را لازم داشت تا از خاك اين كشور بر ضد ايران دست به اقدام نظامي بزند، بدون همكاري عراق، در آن زمان يك حمله نظامي به ايران كه موفقيت آميز باشد امكان پذير نبود، از طرفي ادامه حكومت رشيدعالي ناسيوناليست در عراق، احتمال تامين يك هدف هيتلر را كه دست اندازي بر منابع نفت خاورميانه و خارج ساختن هند از دست انگلستان بود افزايش مي داد.

   واول كه قبلا در شمال افريقا با ايتاليايي ها و الماني ها دست و پنجه نرم كرده بود و بعدا هم قوماندان عمومی نيروهاي انگلستان در خاور دور و آسياي جنوبي و سپس نايب السلطنه هندوستان شد موفق شد رشيدعالي را از عراق به كشور سعودي فراري دهد و نفوذ انگلستان بر عراق محفوظ بماند و پايگاههاي نظامي انگلستان در آن كشور حفظ شود، همين پيروزي واول بر رشيد عالي باعث شد كه انگلستان بتواند دراگست سال 1941میلادی (سنبله 1320خورشیدی) با اعزام نيرو از هند، از طريق عراق ايران را تحت اشغال نظامي درآورد، رضاشاه متمايل به المان را بركنار و پسرش محمد رضا را شاه سازد، برخي از مورخان كودتاي رشيدعالي در عراق را به برنامه هاي هيتلر پيوند زده اند، آن چه كه واقعيت دارد اين است كه اگر رشيدعالي موفق شده بود تا مدتي بر عراق حكومت كند افتادن منابع نفت خاورميانه به دست المان و يا، نا امن شدن بهره برداري از آنها متحمل و نتايج جنگ جهاني دوم چيزي ديگر بود و ايران هم به اشغال نظامي در نمي آمد، رشيدعالي كه در سال 1882 میلادی در بغداد به دنيا آمده بود كه در آن زمان از مستملكات عثماني بود همچنين موفق شده بود كه يك حزب ملي گرا تاسيس كند و گروههاي ناسيوناليست عراقي را كه با هرگونه نفوذ خارجي در عراق و سرزمين هاي عربي و ايجاد يك كشور يهودي نشين در فلسطين (طبق اعلاميه لرد بالفور) مخالف بودند متحد سازد، وي در لبنان در تبعيد درگذشت.

4 ـ تولد ميرزا حيدر قلي خان كابلي 134 سال قبل از امروز ( /   / سال 1293هجري قمري ) : ميرزا حيدر قلي خان كابلي مشهور به سردار كابلي از عالمان بزرگ معاصر و صاحبنظر در علوم ديني و رياضي در كابل به دنيا آمد، اودر سال 1297هجري قمري به هنگام اشغال افغانستان بدست قواي انگليسي به هند عزيمت كرد و مدت 7 سال در لاهور زندگي كرد،اين عالم بزرگ در اين مدت قرآن وتفسير رابخوبي آموخت و سپس به كاظمين سفر كرد ودرآنجا از محضر سيد حسن مدرس و سيدمحسن امين فيض برد و اجازه اجتهاد كسب كرد سردار كابلي در سال 1310هجري قمري به ايران رفت و از آثار او : ديوان ابوطالب (ع) ،الاربعين في فضايل اميرالمومنين و ترجمه انجيل برنابا را ميتوان نام برد .

5 ـ  موجودیت نظام جمهوری در ایران :ـ  بتاریخ اول اپریل 1979 میلادی( 12 حمل سال1358هجري شمسي ): نظام جمهوري اسلامي ايران به رهبری خميني دركشور، ایران موجوديت يافت ملت ايران درمدت دو روزآراء خود را به صندوقهاي رأي ريختند و با شركت دريك همه پرسي به نظام جمهوري اسلامي ايران رأي مثبت دادند .

6 ـ تولد تيكو براهه منجّم  دنمارکی : ـ  بتاریخ اول اپریل 1546ميلادي: تيكو براهه منجّم و رياضيدان دنماركي متولد شد، براهه درالمان تحصيل كرد و درزادگاهش دنمارك ضمن تحقيق، ستاره جديدي درصورت فلكي ذاتُ الكُرسي كشف كرد، تيكو براهه درجزيره كوچك رصدخانهء تأسيس كرد و مدت20سال درآنجا به تحقيق و رصد آسمان پرداخت، تيكو براهه با تكميل ادوات رصد و بجاي گذاشتن نتايج درخشان و مهم درباره اموررصد ستارگان و سيارات راه را براي اكتشافات دانشمندان بعدي همواركرد.

= = = = = = = ==

روز شمار، دوم اپریل

1 ـ مجاهدان و اسلحه" استـنگر" امریکایی :ـ بتاریخ 2 اپریل 1986 میلادی ( 31 حمل 1365 خورشیدی ) : حکومت ایالات متحده امریکا دادن اسلحه ضد هوائی بنام " استنگر " را به " مجاهدین " علیه  دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان و ضد طیارات روسی منظور کرد.

2- سفر های اقتصادی سردار محمد داود خان :ـ بتاریخ 2  اپریل 1978 میلادی ( 13 حمل 1375 خورشیدی ) : سردار محمد داود جهت مذاکرات و تقویه پایه های اقتصادی افغانستان با رهبران عربستان سعودی، کویت و مصر به آن کشور ها سفر داشت .

3 ـ آغاز حمله نظامی عراق به ایران :ـ بتاریخ 2 اپریل 1979 میلادی ( 13 حمل 1358هجري شمسي ):  رژيم بعث عراق 50 روزبعد ازپيروزي انقلاب درايران حمله هاي خود را بطورپراكنده به پايگاههاي مرزي ايران آغازكرد، اين حملات حدود 20ماه ادامه داشت تااينكه دراواخرماه سنبله1359شمسي ارتفاعات نوسود و محل مهران به طوررسمي به تصرف قواي بعثي عراق درآمد و جنگ تحميلي بالای ایران آغازشد.

4 اختراع دندان مصنوعی : ـ بتاریخ 2 اپریل سال1728ميلادي: فوشارد  دکتورفرانسوي دندان مصنوعي را اختراع كرد، فوشارد با اين ابداع بسياري ازكساني را كه ازنداشتن دندان رنج مي بردند راحتي بخشيد، فوشارد ابتدا ازدندان مردگان براي ساختن دندان مصنوعي استفاده كرد اما پس ازمدتي ازجنس چيني و سپس پلاتين و طلا براي ساخت دندان مصنوعي استفاده كرد.

5 ـ امریکا وارد جنگ جهاني  شد بتاریخ 2 اپريل سال1917ميلادي:امریکا وارد جنگ جهاني شد و دراين روزميان امریکا و المان جنگ درگرفت، دولت المان ازجنوری 1917 میلادی كشتي هاي امريكايي را غرق كرد و درمقابل امریکا به ماه فبروری به المان اولتيماتوم داد، و سپس روابط خود را بااين كشورقطع كرد، سرانجام پس ازتصويب كنگره امريكا ويلسون رئيس جمهوراين كشور، ورود امريكا را به جنگ جهاني اول اعلام كرد.

= = = = = = = ==

روز شمار، سوم اپریل

جنگ صفّين  بتاریخ  اول ماه صفرسال37هجري قمري: جنگ صفّين ميان سپاه حضرت علي (ع) و معاويه دركناررود فرات درگرفت، سپاه معاويه ابتدا شكست سختي خوردند اما درآخرين لحظات با حيله عمروعاص قرآنها را برسرنيزه بلند كردند و پيشنهاد صلح دادند، دشمن با اين حيله خواستارحاكميت قرآن شد و نيرنگ آنان درسپاه علي (ع) کاری افتاد و ناچارحكميت را پذيرفتند، درحكميت معاويه عمروعاص را برگزيد وعلی (ع)  مالك اشتررا شايسته حكميت مي دانستند، سرانجام ابوموسي اشعري با نيرنگ به خلافت معاويه رأي داد و معاويه خليفه مسلمين شد.

2 ـ سقوط شهر بغداد :ـ بتاریخ 3 اپریل1941ميلادي: درمبارزات سياسي ميهن پرستان عراق با دولت انگلستان شهربغداد بدست رشيد عالي گيلاني فرمانده مخالفان انگليس سقوط كرد، الماني ها ازرشيد عالي گيلاني حمايت مي كردند اما بعد ازتصرف بغداد به موقع كمك به اونرسيد و قيام وي سركوب شد.

3 ـ در گذشت گراهام گرين نویسنده انگلیسی :- بتاریخ 3 اپریل 1991ميلادي: گراهام گرين ازنويسندگان معاصرانگلستان درگذشت، او دردوران جنگ به عنوان خبرنگارجنگي دربسياري ازكشورهاي جنگ زده خدمت كرد، او درداستانهاي خود خشونتهاي تاريخ و قربانيان آن را به تصويركشيده است، ازآثارگراهام گرين كه به زبان فارسي ترجمه شده اند وزارت ترس، سايه گريزان و پايان يك پيوند را مي توان نام برد.

= = =  = = = = = =

روز شمار، چهارم اپریل

1 ـ در گذشت پروین اعتصامی :ـ  بتاریخ 4 اپریل 1941 میلادی ( 15  حمل سال 1320 هجري شمسي ): پروين اعتصامي شاعر  ايراني در 35 سالگي در گذشت، او در مکتب امريكايي ها تحصيل كرد اما همواره يك زن شرقي باقي ماند، پروين از چنان تبحري در تكلم زبان انگليس برخوردار شد كه پس از فراغت از تحصيل به مدت دو سال ادبيات انگليسي و فارسي را در همان مکتب تدريس كرد ، اشعار پروين عموما در سه قالب ( قصيده ، قطعه و مثنوي ) اند، شعر پروين بيش از آنكه شخصي باشد و افكار واحساسات او را بيان كند حاكمان و زور مداران را مخاطب قرار مي دهد قدرت طبع اودر شرح و وصف طبيعت و نمايش احساسات انساني به خوبي در اشعارش مشهود است، ديوان اشعار پروين ارزشمندترين اثر اوست .

2 ـ تولد ساموئل مورس مخترع تلگراف:- بتاریخ 4 اپریل 1791 ميلادي: ساموئل مورس نقاش و مخترع تلگراف متولد شد، ا و ابتدا نقاشي مي كرد ولي بعدها در پوهنتون ييل به تحصيل فيزيك مشغول شد و درباره قوه برق تحقيقاتي كرد، مورس در سال 1835 ميلادي نخستين دستگاه مورس را ساخت و الفباي مخصوصي براي فرستادن پيام ابداع كرد كه به الفباي مورس مشهور است؛ گفتني است نخستين پيامي كه مورس با تلگراف مخابره كرد اين بود : چنين بود خواست خدا .

3 ـ  تولد ريچارد رايت نويسنده  سياهپوست امريكايي :- بتاریخ 4 اپریل 1908 ميلادي: ريچارد رايت نويسنده بزرگ سياهپوست امريكايي در يكي از شهرهاي ايالت ( مي سي سي پي) در خانواده هاي فقيرزاده شد، سراسر زندگي او در رنج سختي سپري شد و حاصل دوران نويسندگي اش كتبي چون پسرك سياه، رانده شده ، شكم ماهي و اطفال عمو توم است .

4ـ پیمان آتلانتیک شمالی نا تو :- بتاریخ 4 اپریل 1949 ميلادي: پيمان آتلانتيك شمالي ناتو منعقد شد، در اين پيمان سازمان بروكسل متشكل از كشورهاي بلجیم ، فرانسه ، لوكزامبورگ ، هالند و انگلستان، و همچنين كشورهاي کانادا و دنمارك ، ايسلند، ايتاليا ، ناروی ، پرتگال ، و امريكا شركت داشتند ، اعضاي اين پيمان اعلام كردند كه حمله به هر يك از كشورهاي عضو پيمان ناتو را حمله به همه اعضاي آن تلقي ميكنند، المان ، يونان و تركيه از ديگر كشور هايي بودند كه به اين پيمان ملحق شدند، هسپانیا نيز آخرين كشوري بود كه به عضو يت اين پيمان درآمد، تشكيل ناتو از نتايج جنگ سرد محاصره برلين بود، اما بعد از ختم جنگ سرد و بخصوص بعد ازفروپاشی اتحادشوروی این سازمان ازبین نرفت بلکه ده کشوراروپای مرکزی و شرقی روز شنبه اول می 2004 به عضويت کامل پيمان آتلانتيک شمالی ناتو در آمدند که عبارتند از: قبرس، جمهوری چک، استونی، مجارستان، لتونی، ليتوانی، مالت، پولند، اسلواکی و اسلوونی، به اين ترتيب شمار اعضای اتحاديه اروپا از 15 کشور به 25 کشور افزايش يافت و مساحت آن 25 درصد بيشتر شد و جمعيت آن 20 درصد افزايش يافت ونفوس آن به 450 ميليون نفر خواهد رسيد، اتحاديه اروپا از لحاظ جمعيت به بزرگ ترين بازار واحد چند مليتی در جهان تبديل خواهد شد، با اين حال پيمان تجارت آزاد امريکای شمالی از لحاظ قدرت اقتصادی همچنان بزرگ تر از اين مجموعه باقی خواهد بود.

5 ـ استقلال کشور سنگال : ـ بتاریخ 4 اپریل 1960 ميلادي: كشور سنگال پس از استقلال ، با سر زمين مالي فدراسيون مالي را تشكيل داد اما بعد از بروز اختلافاتي بين دو كشور از عضويت استعفا كرد ودر سال 1960استقلال كامل خود را با نظام جمهوري اعلام كرد .

6 ـ قتل مارتین لوترکین :ـ بتاریخ 4  اپریل 1968 ميلادي: مارتين لوتر كينگ از چهره هاي درخشان مبارز سياه پوست امريكا به دست يك سفيد پوست نژاد پرست بقتل رسيد لوتر كينگ مبارزه با تبعيض نژادي را پيشينه خود ساخته بود و همنوعان خود رااز هر خشونتي بر حذر مي داشت در سال 1963ميلادي جنبش عظيمي به رهبري وي با راهپيمايي بزرگ به منظور رفع تبعيض نژادي و اخذ حقوق سياهان در امريكا بر پا شد مارتين لوتركينگ بواسطه مبارزات صلح آميز و بدون خشونت در جهان شهرت دارد ودر سال 1964ميلادي موفق به دريافت جايزه صلح نوبل شد ، راهپيمايي مارتين لوترکينگ از آلاباما با تقاضاي لغو تبعيض نژادي در اتوبوس ها شروع شد، و در ديگر ايالات جنوبي امريکا به تظاهر عليه هر نوع بروز آپارتايد (به ويژه در مدارس) تبديل شد و روز 28 اگست سال 1963 میلادی به تجمع وسيعي در واشنگتن انجاميد که مارتين لوترکينگ در آن جمع جمله ي معروف خود من رويايي دارم (I have a dream) را ادا کرد، جالب است بدانيم او با وسواس به راهپيمايان تذکراتي در جهت رعايت عدم خشونت داده بود و حتي توصيه کرده بود . ( 1) مواظب جاده و پياده رو و مرز بين آن ها باشند و از کنار حرکت کنند (2). راهپيمايي ها همه آهسته، در سکوت و صلح جويانه با اميد به پيش برد حقوق انجام شد، البته تبعيض نژادي با کندي پس رفت اما شيوه ي آرام هم مانع قتل مارتين لوترکينگ نشد. 

= = = = = = = ==

روز شمار، پنجم اپریل

1 ـ زاد روز توماس هابز :ـ بتاریخ 5 اپریل  1588 میلادی : توماس هابز Thomas Hobbes فيلسوف و نويسنده انگليسي به دنيا آمد و91 سال عمر كرد و 4 دسمبرسال 1679میلادی در گذشت توماس هابز انسان را موجودي ذاتا خودخواه، قدرت طلب ، خواهان سلطه بر همنوع و استثمار ديگران دانسته است ،. تاليفات مهم او لوي ياتان ( عفريت دريايي ) ، پيشنويس فلسفي رابطه حكومت و جامعه ، مسائل مربوط به آزادي و ضرورت و فرصتها ، بحث فيلسوف و دانشجو ، علل جنگ داخلي انگلستان ، و ايلياد و اديسه اند، فرضيه هابز در باره حكومت ، وي را به صورت يكي از پدران علوم سياسي در آورده است،  هابز كه واقعيت عقايد و فرضيه هاي او هر روز آشگارتر از روز پيش مي شود ، طبيعت بشر را در ارتباط با نفس خود و جامعه تعريف كرده و گفته است كه رفتار يك انسان تابع خود خواهي ذاتي اوست و سه عامل باعث منازعه انسانها مي شود : رقابت بر سر منابع محدود براي تملك ، بي اعتمادي نسبت به يكديگر ، و بالاخره عشق و علاقه وافر به جلال و شكوه ( قدرت )، وي تصريح مي كند كه تا اين عوامل وجود دارد نزاع ( جنگ ) و در نتيجه ترس از ميان نخواهد رفت و در چنين محيطي همه چيز نامطمئن است.

   به اظهار هابز ، تا بي اعتمادي نسبت به ديگران در زندگاني روزمره وجود داشته باشد بيم و خطر نزاع و جنگ هم ادامه خواهد داشت، پيشرفتهاي مادي و ساختن شهرهاي قشنگ، طبيعت انسان را تغيير نمي دهد، متمدن ترين كشور اگر بر كشور ديگر پيروز شود نسبت به مغلوب رفتاري وحشيانه خواهد داشت، هابز نوشته است كه در غياب يك قانون بين المللي داراي ضمانت اجرايي استوار و اطمينان بخش ، كشورهاي ضعيف شكار قوي تر ها مي شوند ، و به همين گونه انسانها ، براي تحت كنترل درآوردن اين وضعيت در يك جامعه ملي و بر طرف كردن احساس ترس و تامين آسايش و جلوگيري از تجاوز افراد به حقوق و آزادي يكديگر نياز به يك دولت نيرومند در آن جامعه است كه بتواند بر خود خواهي افراد فائق آيد، چنين دولتي بايد توانمندي همه جانبه و قدرت تمام عيار داشته باشد و اين قدرت حاكم بايد متناسب با نياز روز عمل كند،  هابز گويد كه قدرت حاكم بايد حس استثمار فرد از افراد براي حصول به برتري و زندگاني بهتر را مهار كند تا آرامش برقرار باشد، هابز در باره شرايط دولت گويد: دولت ـ فرد يا گروه ـ وقتي مشروعيت حكومت كردن خواهد داشت و مردم بايد اختيار و سرنوشت خود را به آن بسپارند كه همه اتباع را به يك چشم نگاه كند و تبعيض قائل نشود، يك دولت نبايد كاري كند كه به اتباعش آسيب و زيان وارد آيد .

   دربرابر، اتباع هم بايد وفادار باشند و از انجام تكاليف شانه خالي نكنند، هابز تاكيد بر يافتن راهي جهت پايان دادن به احساس تنفر آشگار و پنهان ميان انسانها و جوامع دارد و هنر دولت را در تحقق اين امر مي داند، دولت بايد مانع تنازع مردم بر سر منافع و ربودن آن توسط قويتر ها و زرنگتر ها شود، هدف يك دولت از مجازات افراد نه تنها بايد اصلاح مقصر بلکه " تنبه " ديگران باشد ، نه چشم در برابر چشم.

    هابز، قانون طبيعي و طبقه بندي آن را به تفصيل شرح داده و آن را به قانون عمومي تعبير كرده كه افراد را از انجام كارهايي منع و به انجام اموري تشويق مي كند و همه تاكيد او بر اين است كه اگر در جامعه ( ملي و بين المللي ) كنترل خود خواهي افراد از دست حاكم و مجري قانون (قانون طبيعي ـ عام ) خارج شود صلح و آرامش ، آزادي و امنيت ، سعادت و آسودگي خيال رخت بر خواهد بست و برقرار كردن مجدد نظم ، كاري آسان نخواهد بود، به اين ترتيب، هابز اهميت ويژه براي دستگاه قضايي يك جامعه قائل است و بر عادل و بي نظر و عالم بودن قاضي تاكيد مي كند و آن را موجودي كمياب و در نتيجه گرانبها مي داند، هابز در جاي ديگري از نوشته هايش 15 اصل براي كنترل خودخواهي افراد بيان داشته كه مهمترين اصل آن نفي و تقبيح نخوت است.

2ـ خروج هالند از سلطه هسپانیا :ـ  بتاریخ 5 اپریل 1585ميلادي : قتل عام وحشت ناك هارلم در شهري به همين نام كه مركز استقلال طلبان هالندی بود به دستور فيليپ دوم شاه هسپانيا بوقوع پيوست در اين قتل عام 6000 تن از استقلال طلبان و آزاديخواهان هالندی كشته شدند اما سر انجام در سال 1609ميلادي هالند از سلطه هسپانيا خارج شد و به استقلال رسيد.

3 ـ  معاهده   بال   در سويس :ـ بتاریخ 5 اپریل 1795ميلادي : معاهده   بال در شهري به همين نام در سويس ميان جمهوري ري فرانسه و  دولتهاي پروس ، هسپانيا ، و هالند به امضا رسيد ، به موجب اين معاهده دولتهاي سه گانه ( هالند ، هسپانيا، و پروس) در جنگ با سپاهيان فرانسه شكست خورده بودند متعهد شدند كه در امور داخلي فرانسه دخالت نكنند اين كشورها همچنين" بلجیم" و اراضي ساحل چپ رود  رن ، را به فرانسه واگذار كردند.

4 ـ اعدام دانتون یکی از رهبران انقلاب فرانسه :ـ  بتاریخ پنجم اپریل سال 1794 میلادی : ژرژ ژاك دانتون، از رهبران انقلاب فرانسه با جمعي از يارانش از جمله كاميل دو مولن در ملاء عام با گيوتين گردن زده شدند، دادگاه انقلاب پاريس به اشاره روبسپير ـ رهبر افراطيون چپ و گرداننده كميته امنيت ملي ـ دانتون و يارانش را در يك محاكمه بسيار كوتاه به جرم مماشات ، تجديد نظر طلبي در اهداف انقلاب ، و گرفتن پاره اي از اختياران كميته انقلاب و استرداد آنها به سازمانهاي دولتي به اعدام محكوم كرد كه همان روز حكم به اجراء درآمد، با اعدام دانتون و همفكران ميانه رو او، دوران وحشت در فرانسه به اوج خود رسيد و فرانسويان را به خود آورد؛ به گونه اي كه 3 ماه و 23 روزبعد روبسپير و 21 تن از همفكرانش به همان صورت با گيوتين گردن زده شدند و دوران اعدام و وحشت پايان يافت، دوران قدرت روبسپير يك سال طول كشيده بود و در اين مدت به هركس كه ظنين مي شدند برچسب تجديد نظر طلب ، برگشته از انقلاب ، سازشكار و ... مي زدند و اعدام مي كردند، بعدا معلوم شدكه اتهامات وارده به افراد عموما ادعا و واهي بود، بررسي هاي بعدي نشان داد كه ادعاي کميته برضد دانتون نيز بي پايه بود و وي به اساس انقلاب و هدفهاي آن وفادار مانده بود.

    گيوتين Guillotine كه شنيدن نام آن ــ از آغاز انقلاب تا پايان دوران وحشت ــ رعشه بر اندام فرانسويان مي انداخت در 1789 توسط دوکتور ژوزف گيوتين اختراع شده بود تا مرگ محكوم بدون احساس درد باشد و اعدام جنبه انساني داشته باشد، دکتور گيوتين در يك جلسه مجلس ملي فرانسه هنگام تشريح طرز كار اين دستگاه گفته بود : از آنجا كه هدف از مجازات اعدام ، حذف دائم فرد به دليل خطرش براي جامعه و اصلاح نشدني بودن اوست زجر كش كردن مغاير شئون انسان است ، و دستگاهي كه ساخته براي مرگ فوري و بدون احساس درد و رنج است، قبلا گردن محكوم به اعدام باتبر زده مي شد و در موارد بسيار ، جلاد بايد چند بار ضربه مي زد و .... تيغه تيز و سنگين گيوتين و سرعت فرود آن و قرار گرفتن گردن در شكاف دستگاه از مرگ زجر آور جلو گيري مي كرد و به همين دليل مجلس فرانسه راي به استفاده از آن داده بود كه در كمتر از سه سال با آن متجاوز از 25 هزار گردن زده شد از جمله گردن پادشاه فرانسه و همسر او و بسياري از مقامات ، انقلابيون و حتي دانشمنداني چون لاوازيه.

5 ـ نام سركوب كننده قيام هنديان بر هشت شهر:ـ بتاریخ 5 اپریل سال 1795 میلادی : هنري هاولاك Henry Havelock جنرال انگليسي به دنيا آمد، اما در جريان قيام ضد انگليسي هنديان در سال 1857 كشته شد،او كه در سال 1823 ماموريت هندوستان يافت نيروهاي انگليسي را در جنگ اول انگلستان با افغانها ( 1838 ــ 1839 ) میلادی و نيز در جنگ با سيكهاي هند فرماندهي كرد تا پايه استعمار انگلستان بر شبه قاره هند را استوار سازد، هنديان كه از استعمار انگلستان به ستوه آمده بودند در سال 1857 میلادی بر ضد آنان دست به يك قيام مسلحانه خونين زدند و جنرال هاولاك مامور سركوبي قيام در شهرهاي " كاونپور ـ لوكنو " شد، قيام يك شهر را با خشونت تمام سركوب كرد و در شهر ديگر به دست قيام كنندگان كشته شد، با اين كه سركوب قيام مردمي كه نمي خواستند نوكر و استثمار شوند كار چشمگيري نبوده است، معذلك نام اين جنرال را درچهار كشور بر هشت شهرگذارده اند: سه شهر در امريكا ، دوشهر دركانادا ، دوشهر در نيوزيلند و يك شهر در سوازيلند ( جنوب افريقا ).

= = = = = = = = =

روز شمار،  ششم اپریل

1 ـ تولد فرانسيسكو گويا صورتگر برجسته قرن 18:ـ بتاریخ 6 اپریل سال1746 میلادی: فرانسيسكو گويا F. Goya نقاش نامدار هسپانيايي به دنيا آمد و 82 سال عمر كرد، وي از سال 1792 به تدريج ناشنوايي دچار شده بود ولي اين بيماري از فعاليت هاي هنري او را كاهش نداد، گويا پس از ديداري نسبا طولاني از ايتاليا به وطن باز گشت و به فعاليت هنري پرداخت، با اين كه جمهوري خواه بود كمكهاي دربار سلطنتي هسپانيا را رد نكرد، در بيشتر آثار او زن و كودك در كنار هم ديده مي شوند.

2 ـ نخستين قیام بردگان سياه :ـ بتاریخ6 اپریل سال 1712 میلادی : بپاخيزي گسترده بردگان سياهپوست در امريكاي شمالي در منطقه نيويورك آغاز شد و هفته ها طول كشيد ، در آن زمان اين قسمت از امريكاي شمالي مهاجر نشين انگليسي و متعلق به اين كشور بود، بپاخيزي بردگان سرانجام توسط ميليشياي محلي سركوب و چهارم جولای 12 تن از بردگان كه محرك قيام تشخيص داده شده بودند اعدام شدند.

3 ـ نخستين اعلان جنگ امريكا به المان :ـ بتاریخ 6 اپریل سال 1917میلادی : در ساعت يك و 18 دقيقه بعد از ظهر به وقت واشنگتن ، دولت ايالات متحده برغم مخالفت الماني تبار هاي اين كشور در سومين سال جنگ جهاني اول به المان اعلان جنگ داد و به اروپا سرباز فرستاد و اين اقدام سر آغاز ورود امريكا به ميدان سياست جهان شد كه پس از جنگ جهاني دوم يك ابر قدرت شد و از 1991 كه شوروي به دست چند مقام خود همانند خوردن آب منحل گرديد ، دولت ديگري را معارض نمي بيند، وودرو ويلسون رئيس جمهوري وقت امريكا دوم اپریل از كنگره اين كشور خواسته بود كه اجازه دادن اعلان جنگ به المان را به او بدهد، سناي امريكا با 90 راي موافق در برابر 6 راي مخالف پيشنهاد ويلسون را تصويب كرد و اين پيشنهاد با 373 راي موافق در برابر 50 راي مخالف به تصويب مجلس نمايندگان امريكا هم رسيد،  لويد جورج نخست وزيریا صدراعظم وقت انگلستان بلافاصله اقدام ويلسون را به او تبريك گفت و اعلام داشت كه اين اقدام بهترين فرصت را براي ورود امريكا به باشگاه قدرتهاي جهاني فراهم مي آورد.

     ويلسون همزمان با دادن اعلان جنگ به المان آمادگي خود را به دادن دوميليارد دالر قرض به انگلستان و فرانسه اعلام داشت،اين اقدام سر آغاز ورود امريكا به ميدان سياست جهان شد كه پس از جنگ جهاني دوم به صورت يكي از دو ابر قدرت درآمد و ازسال 1991میلادی كه شوروي به دست چند مقام خود همانند قطعه يخ ذوب و سپس بخار شد؛ تنها ابر قدرت باقي مانده و يكه تاز شده است، چين ، روسيه ، اتحاديه اروپا و هند معارضين بالقوه امريكا خوانده شده اند كه روسيه هنوز گرفتار مسائل داخلي است و اتحاديه اروپا مايلست به جاي معارض ، شريك امريكا باشد و دولت امريكا مساعي لازم را بكار مي برد كه هند را به خود نزديك كند و به صورت يك دوست درآورد ، ولي به نظر مي آيد كه دامنه اختلاف نظرهاي چين و امريكا رو به گسترش است، چين يك قدرت اقتصادي شده و مسائل روسیه و هند و نيازمندي و ضعف هاي اتحاديه اروپا را ندارد.

4ـ در گذشت محمد بن علي بن قاسم یکی ازادیبان :ـ بتاریخ 15 صفرسال 568هجري قمري: محمدبن علي بن قاسم معروف به دلّالُ الكُتُب از جمله اديبان مشهور قرن 6 هجري قمري در بغداد در گذشت، ازاو اشعار زيبايي بجاي مانده است همچنين كتابي بنام لمح الملح ديوان اشعاري كه به وي منصوب است گواه طبع شاعرانه اوست، از ديگر كتابهاي مشهور دلال الكتب اثري است كه زينةُ الدَّهر وعَصره اَهل العَصرخوانده مي شود .

= = = = = = = = =

روز شمار، هفتم اپریل

1 ـ انديشه هاي " گوستاو لاندائوور " و سوسياليسم :ـ بتاریخ 7 اپریل سال1870 میلادی: گوستاو لاندائوور فيلسوف و نويسنده چپگراي المان  به دنيا آمد، وي بر افكار كروپتكين و باكونين با كمي پالايش تعريف نوشت و به صورت اصول درآورد، او دركتاب خود تعريف تازه اي از سوسياليسم به دست داده و نوشته است كه سوسياليسم ، تنها برآورده ساز عادلانه نيازهاي مادي افراد و به عبارت ديگر عدالت مادي ( اقتصادي ) نيست، بلكه بايد عدالت معنوي ميان مردم را هم برقرار سازد تا روح و روان آنان ارضاء و اقناع شود، آرزوي زندگاني در محيط عدالت عمومي طبيعت مشترك بشر است و براي رسيدن به آن آمادگي اتحاد و بستن پيمان و بذل مساعي دارد، و اين دولتها و حاكمان هستند كه به خاطر باقي ماندن در قدرت، قدرتي كه به داشتن آن عادت كرده اند و طبيعت ثانوي شان شده است با توسل به دستاويزهاي گوناگون مانع از اين اتحاد و مساعي مي شوند و سنگ اندازي مي كنند؛ بنابراين قدرت دولت بايد به شوراها كه شرط عضويت در آنها انساندوستي و معنويت باشد سپرده شود، لاندائوور نوشته است: هرجا كه طبقه زحمتكش ( وركينگ كلاس ) احساس استثمار شدن كند، وقوع انقلاب قابل پيش بيني است و نمي توان با توسل به زور براي مدتي طولاني مانع از وقوع آن شد، بشر كارگر مي داند كه چه كساني از دسترنج او برخوردار مي شوند و كينه استثمار شده نسبت به استثمارگر روز افزون است و روزي به انتقام تبديل مي شود، در نظر كارگر، سرمايه با زحمتي كه او تحمل مي كند قابل مقايسه نيست، وي نوشته است كه خواست عدالت عمومي ( به زعم لاندا ئوور؛ سوسياليسم ) واقعيتي است در نهاد هر انسان ، و تنها گروهي كم با نيروي زياد هستند كه نمي گذارند بشر براي رسيدن به آن آرزو با هم متحد شود، اين گروه كوچك دست به هر اقدامي مي زند تا اين نيروي زياد ( از جمله حكومت ) را از دست ندهد، لاندائوور كه افكار فلسفي خود را به صورت داستانهاي كوتاه هم براي درك مردم عادي مي نوشت دوم می سال 1919میلادی در مونيخ المان در پي يك تظاهرات به دست نظاميان كشته شد.

2 ـ عمل درست عامل شادي:ـ بتاریخ 7 اپریل سال1773 میلادی : جيمز ميل ( پدر جيمز استيوارت ميل ) فيلسوف و تاريخدان انگليسي و مولف تاريخ هندوستان انگلستان به دنيا آمد، وي از فلاسفه{ يوتيليتاريانيسم* Utilitarianism }است،او در رابطه با اين فلسفه، كتاب تحليل پديده هاي تفكر انسان را نوشته است  اين فلاسفه ــ بمانند زرتشت ــ عمل درست را عامل شادي مي دانند و تاكيد براين دارند كه يك انسان بايد بكوشد كه اواخر عمر احساس شادي را از دست ندهد.

-- - - - - - - -

{*. يوتيليتاريانيسم يا فلسفه اصالت سود عبارت است از : وقتى در ميان مكتب‏هاى فكرى غرب غوطه‏ور مى‏شويم، به انديشه‏اى مبتنى بر فايدهطلبى و سودخواهى برمى‏خوريم. اين تفكر در ميان انديشه‏مندان غرب از قرن‏هاى گذشته، كم و بيش وجود داشته است، البته قبلاً به صورت يك فلسفه نبود و تنها در ميان فهرست اصول عقايد سياسى برخى از متفكران قرار داشت، اين فلسفه فايده‏ باور كه تا به حال تغييرات و فراز و نشيب‏هاى بسيارى را به خود ديده است، براى سود شخصى و يا سود اكثريت، اهميّت ويژه‏اى قائل است، البته اين نكته را متذكر مى‏شويم كه يوتيليتاريانيسم( 1) يا فلسفه سودخواهى غير از اصطلاح اُپورتونيزم يا فرصت‏طلبى‏(2) است، اُپورتونيست يا ابنُ الوقت به كسى گفته مى‏شود كه بر حسب دگرگونى اوضاع به خاطر سود شخصى، تغيير جهت مى‏دهد، بنا بر اين، اين افراد، همواره به ‏سوى قدرت وقتْ گرايش دارند و پاى ‏بند اصولى نيستند و يا اصول خود را فداى منافع شخصى خود مى‏كنند، امّا آنان كه طرفدار فلسفه سودخواهى‏اند، غالباً فلاسفه‏اى هستند كه ميزان ارزشگذارى هر عملى و يا چيزى را سود آن عمل و يا آن شى‏ء مى‏دانند، پس از آن‏كه، به طور مختصر به انديشه‏مندان مكتب اصالت سود اشاره كرديم، فرق اين دو، بهتر روشن خواهد شد.اولين جرقّه‏ها : اولين جرقه‏هاى پيدايش اين فلسفه را مى‏توان در قرن شانزده ميلادى جستجو كرد، در اين بُرهه، به نام هاليفاكس (يكى از رجال نامى انگليس) برمى‏خوريم، او اگر چه يك فيلسوف نبود اما عقايد وى مقدمه پيدايش" يوتيليتاريانيسم" در قرن هجده محسوب مى‏شود، وقتى فهرست اصول عقايد وى را مرور مى‏كنيم به مسئله مصلحت و سازش برمى‏خوريم، او مى‏گفت دو اصل اساسى‏ كه حافظ حكومت‏اند، عبارت‏اند از: مصلحت و سازش،بعد از او به توماس هابز كه مى‏رسيم، ملاحظه مى‏كنيم او نيز طرفدار همين فلسفه سودخواهى يا مفيد بودن است، او دولت را تنها به سبب مفيد بودن آن به حال افراد، لازم مى‏شمارد، هابز، فلسفه وجود حكومت و سبب بقاى آن را "مفيد بودن آن" به خاطر حفظ امنيت مى‏داند، يكى از نظريات وى كه در آن گرايش به فلسفه اصالت سود مشاهده مى‏شود اين است: چون محرك همه رفتارهاى انسانى، منفعت شخصى است، جامعه را بايد تنها وسيله‏اى براى نيل به اين هدف دانست هابز، اطاعت و احترام نسبت به قانون را به هيچ وجه بر اساس عقلانيت نمى‏داند، مگر اين كه احترام به قانون، موجب تأمين منافع بيشترى براى فرد شود و اطاعت از دولت بيش از عدم اطاعت از دولت به فردْ فايده رساند،در فلسفه وى، مصلحت و خير اجتماعى محلى نداشته و موضوعيت ندارد و جاى خير جامعه را مجموعه‏اى از منافع شخصى پراكنده، اشغال كرده است.

يك فرضيه : در سال‏هاى 1730 تا 1740م، فرضيه خامى رشد و نمو كرد، اين فرضيه بعدها به تقويت" يوتيليتاريانيسم " (كه ما از آن به فلسفه سودخواهى تعبير مى‏كنيم)، كمك فراوانى كرد، اين فرضيه بعدها در سال 1758م توسط هلوتيوس، متفكر فرانسوى از مركز تولّد آن (يعنى انگليس) به فرانسه آمد، هلوتيوس آن را فلسفه اخلاقى سودجويى( 3) نام نهاد، اما آن فرضيه خام چه بود؟ آن فرضيه اين بود كه محرّك اعمال آدمى و افعال آن، دو غريزه ابتدايى است، اين دو غريزه عبارت‏اند از: ميل به لذت و اجتناب از درد، ساير انگيزه‏هاى پيچيده انسان، از مشتقّات اين دو هستند، آدمى همواره در پى آن است كه حداكثر مَسَرّت و شادى را به دست آورد و در ضمن تلاش مى‏كند درد را به كمترين حدّ ممكن برساند، به خوبى مى‏بينيم تئورى خامى كه در انگليس متولد شد، در فرانسه رشد يافت، در انگليس اين فرضيه متعلق به فرقه مسيحى ارتودوكس بود و جنبه مذهبى داشت ؛ زيرا ارتودوكس‏ها براى فرضيه وجود درد و لذت در جهان آينده و پس از مرگ، اهميت قائل بودند، در فرانسه، هلوتيوس به آن، جنبه‏اى دنيوى داد و اين قاعده را به قواعد قانونگذارى كشور اضافه كرد و آن را اساس اصلاحات قرار داد، او مى‏گفت: بايد هدف قانونگذاران اين باشد كه لذت افراد را به نحو اكمل با مصالح عامه وفق دهند، او در كتاب در باب روح مى‏نويسد: اخلاقيون، مدام در باب بدى ذات مردم (انسان‏ها) سخن مى‏گويند، اين نكته نشان مى‏دهد كه چه قدر كم، حقيقتِ مطلب را درك كرده‏اند، مردم بد نيستند؛ آنها تنها تبعيت از منافع خود مى‏كنند... از بدى مردم نبايد شكايت كرد ؛ بلكه بايد از جهل اعضاى قوه مقنّنه شكايت كرد كه هميشه منفعت افراد را در نقطه مقابل منافع عامه قرار داده‏اند (به عبارت ديگر تلاش نكرده‏اند بين اين دو منفعت، توافق ايجاد كنند) او اصل كسب بزرگ‏ترين مسرت را محور انديشه اصلاح‏طلبانه خويش قرار داد و فرضيه خود را به ‏دست يكى از پيروان خود به نام جِرمى بنتام (فيلسوف انگليسى) سپرد، بنتام اين فلسفه را از هلوتيوس آموخت و بعد به انگليس برگشت، او كه يكى از برجسته‏ترين مفسّرين فلسفه اصالت سود (فايده‏گرايى) به شمار مى‏آيد، در سال 1772م، به عضويت مجمع وكلاى عدلیه درآمد و مقالاتى كه مى‏نوشت در قوانين مصوّب در انگليس، تأثيراتى در خور توجّه داشت، در سال 1789م كتابى تحت عنوان مقدمه‏اى بر اصول اخلاقى و قانونگذارى نگاشت و در آن آيين سودجويى خود را شرح داد، بنتام در آن كتاب، لذت و درد را تنها مظاهر خير و شر شمرد و هدف قانونگذاران را اين مطلب دانست كه: حداكثر لذت را براى حداكثر افراد فراهم سازند. اين جمله او را كليد فلسفه وى مى‏خوانند ، بنتام اولين مروّج جدّى فلسفه سودخواهى است، به‏گونه‏اى كه بعضى او را مؤسس" يوتيليتاريانيسم "مى‏دانند كه البته چنين نيست، فلسفه او را در چهار مطلب مى‏توان خلاصه كرد: ( اول: ميزان ارزشگذارى هرچيز و يا هر عملى درجه سودمندى آن است. ـ  دوم: اخلاقيات بر اساس جلب نفع شخصى، استوار است. سوم : لذت، تنها مظهر خير است و درد، تنها مظهر شر و لذت و درد، علت رفتار انسان و مقياس ارزشگذارى آن است. چهارم : مَسَرّت بيشتر، از آنِ گروه بزرگ‏تر است. مسلك او ابتدا به" بنتاميسم" و بعد به "يوتيليتاريانيسم" معروف شد، در ميان ديگر متفكران، ژان بودِن فرانسوى و ديويد هيوم (فيلسوف شكاك معروف) و ادموند برك فيلسوف ايرلندى گرايش‏هايى به فلسفه سودجويى از خود نشان داده‏اند، به عنوان مثال، ادموند برك  مى‏گويد: قراردادهاى اجتماعىِ مبتنى بر عادت و سنّت كه مقياس سنجش و تعيين ارزش در جامعه‏اند، عموماً بر پايه اصالت سود (فايده / منفعت) به وجود آمده‏اند و بر همين اساسْ استوارند، نه بر اساس آسايش فرد و يا حقوق مطلق فرد.
"يوتيليتاريانيسم"، اصلاحات و همچنين انتقادات و حملات فراوانى به خود ديده است كه فقط به برخى از آنها اشاره‏اى مى‏كنيم و مطالعه و تحقيق بيشتر در اين زمينه را به خوانندگان عزيز مى ‏گذاريم.

  جان استوارت ميل (فيلسوف انگليسى)، اصلاحاتى در اين فلسفه به وجود آورد، او همان معيار حداكثر لذت را پذيرفت، اما براى لذت، درجاتى قائل شد و بعضى لذت‏ها را ذاتاً مقدم بر ديگر لذت‏ها دانست، ماركس، دموكراسى و ليبراليسم سودگرا (يوتيليتاريان) را به ايدئولوژى‏هاى عجيب و خاصّ طبقه بورژوا (سرمايه‏دار) معنا كرد، نيچه  نيز به اين فلسفه حمله كرد او گفت: اين اشتباه است كه تصوّر شود مردم (يعنى انسان‏ها) طالب لذت و در جستجوى مسرت‏اند، تنها انگليسى‏ها و عدّه‏اى از لطيفه‏گويان سودگرا (يوتيليتاريان) و بورژواها اين‏گونه هستند، غريزه طبيعى و سالم توده‏ها طالب فلسفه پيروى از پيشواست و طالب فلسفه‏اى است كه توده‏ها را در مكان خودشان (يعنى در طبقه پايين) قرار دهد و پيرو امر پيشوا و رهبرشان باشند.

منابع:

1 ـ . چهار پراگماتيست، اسراييل اسكفلر، ترجمه: محسن حكيمى، تهران: مركز، 1366.
2 . پراگماتيسم، ويليام جيمز، ترجمه: عبدالكريم رشيديان، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1370.
3 . فرهنگ واژه‏ها، عبدالرسول بيات و ديگران، قم: مؤسسه انديشه و فرهنگ دينى، 1381 .
}

- - - - ---- ---
بر می گردیم به روز شمار رویداد ها :

حمله دولت ايتاليا به كشورآلباني:ـ  بتاریخ 7 اپریل1939ميلادي: حمله دولت ايتاليا به كشورآلباني آغازشد، ايتاليا براي تحكيم موقعيت خود دردرياي مديترانه و تسلط بردرياي آدرياتيك و همچنين فراهم كردن مقدمات حمله به يونان و ديگراهداف خود به آلباني حمله كرد، ميهن پرستان آلباني سرسختانه مقاومت كردند اما سرانجام ازقواي ايتاليا شكست خوردند و اين كشور به تصرف ايتاليا درآمد.

4ـ درگذشت مخترع موتر:ـ  بتاریخ7 اپریل 1947ميلادي: هنري فورد مخترع  موتر، و ازمحققان امريكايي در84 سالگي درگذشت، هنري درخانواده ء تنگدست درگيرين فيلد متولد شد و ازهمان كودكي به امورفني و صنعتي علاقمند بود، فورد درسال1896ميلادي نخستين موتر را اختراع كرد و به هنگام مرگ ثروتي هنگفت بجاي گذاشت.

5 ـ حق توسل به رئيس كشور و پارلمان:ـ بتاریخ 7 اپریل سال 1689میلادی : پارلمان انگلستان حق دادن عريضه مستقيم به پادشاه انگلستان را براي اتباع اين كشور تضمين كرد كه بعدا ساير كشورها آن را اقتباس كردند، ازسه قرن پيش رسم بر اين شده است كه هفتم اپریل هر سال را روز حق دادن عريضه مستقيم به رئيس كشور و يارئيس پارلمان بخوانند، علت وضع اين قانون كه در انگلستان به پارگراف پنجم معروف شد اين بود كه پادشاه وقت نسبت به عرايض مردم بي اعتنايي مي كرد، دستگاه قضايي هر كشور مرجع رسيدگي به شكايات و حق خواهي است ؛ بنابراين رسم شده است كه توسل به رئيس كشور و يا رئيس پارلمان را حق تازه براي اتباع بشمار آورند و The Right To Petition عنوان دهند، عريضه به رئيس كشور مي تواند سرگشاده باشد يعني به صورت آگهي در روزنامه ها چاپ شود، اين عرايض مشمول سلسله مراتب اداري نخواهند بود و ازاين عرايض در محاكم قضايي بر ضد عريضه دهنده نمي توان استفاده كرد، رسيدگي به اين عرايض نوعي تكليف حكومت و پاسخ دادن به آنها قطعي ( الزامي ) است و بعدا پاسخها مي تواند مورد استناد قرار گيرد، به همين سبب در جوار دفاتر روساي كشورها يك دفتر ويژه رسيدگي به اين عرايض( بازرسي اختصاصي ) و در پارلمانها كميسيون عرايض داير شده است در انگلستان قرن 17 رئيس مجلس نمايندگان (عوام ) براي اطمينان از رسيدن اين نامه ها Speaker به دست رئيس كشور، خود را واسطه اين كار قرار داده بود و عنوان سپيكر يعني سخنگوي مردم نزد رئيس كشور گرفته است، بعدا هر پارلمان داراي يك كميسيون عرايض شده است كه مكلف است پس از رسيدگي كامل به شكايات واصله از عمل مقامات دولتي نتايج را اگر عام المنفعه باشد اعلام دارد تاهمگان آگاه شوند.
    اگر تاريخ را مرور كنيم خواهيم ديد كه پيش از پارلمان انگلستان ، در شهر رم مردم مي توانستند عرايض خودرا در فوروم مطرح كنند و يا در همانجا مستقيما به امپراتور بدهند، در همجواری کشور فعلی ماهمچنان خسرو انوشيروان و شاه عباس شخصا به عرايض مردم رسيدگي مي كردند، طبق خاطرات طبیب ويژه مائو رهبر چين ، وي هر روز درست نيمي از ساعات كار خود را به خواندن نامه هاي مردم اختصاص داده بود، به دستور او در ميدانهاي بزرگ شهر هاي چين تابلو هاي سياه بزرگ نصب كرده بودند تا اگر كسي شكايتي دارد روي آن بنويسد و هر چند ساعت يكبار ماموران ويژه از اين شكايات رونوشت بر مي داشتند و به دست مائو مي رساندند ، همچنين وي دستور داده بود كه در روستاها صندوق نامه نصب كنند تا از درد دل روستا نشينان آگاه باشد.

6 ـ روزي كه مسيح مسیحی مصلوب شد :ـ بتاریخ 7 اپریل سال 30 میلادی: طبق برخي محاسبه هاي عيسي (ع )* به دستور حكمران رومي فلسطين مصلوب شد، مسيحيان در كشورهاي مختلف با چند روز تفاوت آن را كه به ايستر و Good Friday معروف است در ماه اپریل برگزار مي كنند، پيام آور مسيحيان هنگام مصلوب شدن 33 ساله بود.

7 ـ چين هم در جست و جوي نفت :ـ بتاریخ 7 اپریل سال 2004میلادی : چين كه هر سال 681 ميليون بشكه نفت ( تقريبا دو ميليون بشكه در هر روز ) از خارج وارد مي كند 7 اپریل  2004 اعلام داشت كه در شمال شرقي اين كشور موفق به كشف يك ميدان نفتي تازه شده است كه مي توان دست كم دو ميليارد بشكه از آن استحراج كرد،چين كه در حال حاضر دو سوم نفت مورد نيازش را از توليد داخلي به دست مي آورد ، اخيرا دو شركت نفتي بزرگ خود ، سينوپك و كنوك ، را مامور كرده است كه همانند شركتهاي نفتي غرب در كشورهاي ديگر در جست و جوي عقد قرارداد توليد و بهره برداري نفت باشند.

- - - - -

{*   عيسي مسيحي : در30 سالگي رسالت خود را آغاز كرد و نخست قوم بني اسرائيل را به دين توحيد دعوت نمود و به آنان گفت من براي تان حكمت آوردم، آمدم تا اختلافات ميان شما را ازبين ببرم من فرستاده خدا بسوي شمايم ، تورات را تصديق نموده وبه رسولي كه بعد از من ميايد ونامش ( احمد ) است بشارت ميدهم ،عيسي مسيحي براي اثبات سخنان خود  معجزاتي از جانب خداوند ( ج ) صورت داد ، لاكن اكثريت قوم سخن او را نپذيرفتند ، تكبر ورزيدند علماي آنان ،عيسي ( ع ) را از ايمان آوردن اين قوم مايوس ساخت و آنگاه حواريون را بر گزيد تا در راه خدا دعوتي به دين يار او باشندصداي مسيح توده هاي محروم و زجر كشيده را از هر سو فرا ميخواند، وچون زنجيرآنان را بهم مي پيوست تانطفهُ انقلاب بي نظيري را به آرامي در جهان آنروز تكميل دهد، اما توطئه هاو دسايس دشمنان حضرت مسيح مجال آنرا نداد كه عيسي ( ع ) انقلاب عظيم خود را تكامل و تداوم بخشد و نخستين بار اين خيانت ازجانب همان قومي آغاز شد كه از پذيرش عيسي مسيح به پيغامبري خداوند سربازميزدند، ويهودا، يكي از حواريون عيسي مسيح در ميان آنان بود، او بود كه بانفاق ودو روئي دين او را پذيرفت و در خفا با سركردگان روم حكم قتل عيسي مسيح و به صليب كشيدن او را صادر كرد، تاريخ در اينجا نتوانسته است به درستي قضاوت كند كه آياعيسي مسيح بر صليب كشيده شد يا نه ؟، آنچه روميان ديدند اين بود كه شخصي صليب بر دوش تپه را مي پيمايد تا تاوان جهالت قومي را بدهد، اما آنچه به صراعت از روايات اسلامي بر ميايد اينست كه عيسي ( ع) قبل از آنكه بر صليب روميان كشيده شود به سوي خداوند ( ج) فرا خوانده شد. 

   مسيحيان از آن پس براي تبليغ دين عيسي بيش از هر چيز بر چهار انجيل  متي، مرقس، لوقا، و يو حنا  تكيه نمودند كه خود بر اساس نامه هاي پولس وپطروس، يعقوب يوحنا و يهودا تاليف گشته بود .

الف/ انجيل متي     :  قديمي ترين انجيلي است كه انتشار يافته وتاريخ آن به سال 38 ميلادي ذكر شده است .

ب /  انجيل مرقس : كه از شاگردان پطروس حواري بود درسال61 ميلادي تاليف شد اما علماي مسيحي چندان توجه به آن نشان نه دادند، زيرا كه مرقس عقيده به خداي مسيح نداشت و او را به عنوان پيغمبري كه رساننده شرح الهي بودمعرفي نمود.

ج  / انجيل لوقا : توسط فردي نوشته شد كه نه حواريون بود  ونه مسيح را ديده بود و مي شناخت، او عقايد مسيحيت خود را ازپولس گرفت، پولس يكي از يهوديان متعصب بود و در ابتدا پيروان عيسي مسيح را سخت مورد آزار قرار ميداد ولي فرديست كه اركان مسيحيت كنوني را محكم كرد و بسياري از عقايد خود را كه يا در بت پرستي ريشه داشت يا در يهوديت به دين مسيح وارد نمود ولوقا نيز انجيل خود را بر اساس سخنان او تاليف كرد .

د / انجيل يو حنا : در مورد انجيل يوحنا نيز عقايد بسياري وجود دارد گفته اند كه روحانيون و استقف هاي آسياه نزد، يوحنا كه فرزند يكي از حواريون مسيحي بود رفته واز او درخواست كردند كه انجيل جديدي بنويسد ، ودر آن لاحوت مسيحي يعني  (مخلوق نبودن حضرت مسيح) را شرح دهد، دليل اين امر وجود عقايد مخالفتي بود كه حضرت مسيح را تنها مخلوق خدا و پيامبر، او مي دانست علي الرغم اين روايات مختلف و برخي انحرافات كه از نخستين قدم در دين مسيح رسوخ نمود ، مسيحيت آن قدرت و صداقت را داشت كه بتواند مرجعي براي بي پنايان و درماندگان باشد از اينروست كه تا قرن سوم ميلادي يك سوم خاك اروپا دين مسيح را پذيرفتند و آنرا در اقسا،  نقاط امپراتوري گسترش دادند .

صفحه 5 تا 7 کتاب طعم نا حوشایند استعمار تألیف سراج الدین ادیب}

= = = = = = = = =

روز شمار،  هشتم اپریل

 زادروز بودا:ـ بتاریخ 8 اپریل سال 563 پيش از ميلاد: در جاپان ، كره ، تايوان و هاوايي روز كامبوتسو Kambutsue ــ زاد روز بودا ــ است كه 563 پيش از ميلاد در يك خانواده اشرافي در نپال به دنيا آمد و ازآسايش و رفاه و اقتدار صرف نظر كرد و به جستجوي راهي شتافت كه بشر را از رنج و تعب آسوده سازد و اين راه را در 35 سالگي به دست آورد و به ترويج آن پرداخت كه همانا كنترل هوس ها و نفس اماره است، ساير كشورها ي پيرو آموزشهاي بودا به سبب تفاوت تقويم خورشيدي و قمري ، زادروز اورا در روزهاي ديگري بر گزار مي كنند، بودا ( به معناي روشنگر ) گفته است كه كنترل هوسها راه دستيابي به شادي جاويدان است و اين كنترل بايد به طريق درست صورت گيرد، بقيه آموزشهاي بودا از جمله در موارد كردار ، گفتار و پندار نيك با تعاليم زرتشت تفاوت زياد ندارد كه پيش ازتولد بودا آنهارا ترويج كرده بود .

2ـ سفر تاریخی کشتی سیریوس :- بتاریخ 8 اپریل 1838 ميلادي :كشتي سيريوس متعلق به دولت انگلستان، سفر تاريخي خود را براي عبور از اقيانوس اطلس آغاز كرد،اين نخستين بار بود كه يك كشتي قصد عبور از پهنه يك اقيانوس را داشت، كشتي بخاري سيريوس از بندري واقع در ايرلند حركت كرد و پس از 18 روز به بندر نيويورك وارد شد .

3ـ در گذشت   لويي ماسينيون بتاریخ 8 اپریل 1962 ميلادي : لويي ماسينيون خاور شناس فرانسوي در 79 سالگي در گذشت ،  او از اعضاي فرهنگستان  شوروي سابق ، سویدن ، دنمارك ، هسپانيا ، هالند ، بلجیم و افغانستان بود، ماسينيون همچنين در انجمنهاي فرهنگي و خاور شناسي بسياري از كشورهاي دنيا عضويت داشت ،از اين خاور شناس برجسته تحقيقات ارزنده اي درباره ايران اسلامی باقي مانده است. تقديس فاطمه الزهرا (س)، نيايش ابراهيم، مباهله مدينه و اصناف و طبقات مر اكش، از آثار وي بشمار مي آيد .

4ـ در گذشتپاپلو پيكاسو نقاش سبك كوبيسم بتاریخ 8 اپریل1973ميلادي: پاپلو پيكاسو نقاش هسپانيايي و مبتكر سبك كوبيسم در گذشت، موصوف د ر18 سالگي نقاش مشهوري شد، وسبك ابداعي او بسرعت در ميان ديگر نقاشان رواج يافت، بزرگترين اثر پيكاسو گرينكا نام دارد، اين تابلو نقاش وحشت خود را از بمباران شهر گرينكا در جنگهاي داخلي هسپانيا مجسم كرده است .

5 ـ تيتو، راه مستقل از شوروی را بر گزید:ـ بتاریخ 8 اپریل سال 1952میلادی :  يوزيپ بروز تيتو رهبر كنفدراسيون يوگوسلاوي كه از ائتلاف كشورهاي كمونيستي به صدارت شوروي جدا شده بود و راه سوسياليستي ملي و سياست مستقل در پيش گرفته بود يك طیاره شکاری تازه ساز شوروي از نوع ياك ــ 23 را در اختيار امريكا قرار داد تا به تكنولوژي طیاره سازي روسيه پي ببرد، تيتو پس از در پيش گرفتن راه مستقل ، از ترس انتقام احتمالي استالين به غرب نزديك شده بود، اين طیاره كه در اختيار روماني بود توسط يك کپتان رومانيايي به يوگوسلاوي ربوده شده بود، به اين کپتان همچنان كه قبلا وعده داده شده بود جايزه مالي مربوط و پناهندگي در غرب داده شده بود، پس از اعلام جايزه و وعده پناهندگي ، سرقت جنگنده هاي شوروي به غرب به صورت يك حرفه در آمده بود، تيتو با وجود كمك بسيار به تاسيس جامعه غير متعهد و ادامه نظام سوسياليستي ، تا پايان عمر به دوستي خود با امريكا و غرب ادامه داد.

= = = = = = = ==

روز شمار،  نهم اپریل

ـ پرابلم تریکاک در افغانستان : ـ  بتاریخ سه شنبه 20 حمل 1381خورشیدی برابر با 9 اپریل 2002 میلادی : در اثر فیر قوای دولتی بر دهقانان اعتراض کننده در ولایت هلمند ، حد اقل هشت دهقان کشته و 35 نفر زخمی شده اند، اعتراضات از منطقة کجکی درجنوب غرب ولایت هلمند آغاز شد، دولت برای دهقانانی که از کشت تریاک صرف نظر میگردند در هر هکتار 250 دالر می پرداخت ، در حالیکه دهقانان مدعی اند که آنها با کشت تریاک محصولی به ارزش 3500 دالر بدست خواهند آورد.

2 ـ  سوء قصد به جان جنرال فهیم : ـ بتاریخ 9، اپریل میلادی : جنرال فهیم  در دیداری از شهر جلال آباد از یک سوء قصد جان سالم بدر برد زیرا هنگامیکه موتر عامل وی با تعدادی از موتر های  دیگر در بین راه میدان هوائی  و شهر جلال آباد در حرکت بودند در مسیر راه  آنها بمبی منفجر شد.

3 ـ صدای انفجار در کابل : ـ  بتاریخ 20  حمل  1382  خورشیدی (  9  اپريل  2003  ميلادی)  صدای انفجار مهيبی ساعت 2 و 35 دقيقه بامداد چهارشنبه کابل را لرزاند، به گزارش خبرنگار ايرنا شدت صدای اين انفجار مهيب به حدی بود که اکثر ساختمان های شهر کابل را به شدت لرزاند.

4 ـ پيروزي مغولها در اروپاي مركزي :ـ بتاریخ 9 اپریل سال 1241 میلادی: مغولان در مركز اروپا، نيروهاي مشترك اميران الماني و پولندی را شكست دادندو شهر" لاينيتس" را تصرف كردند، اروپاييان گمان مي كردند كه مغولها تا ساحل اقيانوس اطلس پيش خواهند رفت كه ناگهان دست به بازگشت زدند و معلوم شد كه ايلخان آنان در گذشته و براي انتخاب ايلخان تازه به شرق باز مي گردند، مغولها شهرهايي را كه در اروپاي مركزي تصرف كرده بودند به آن دسته از اميران محلي كه با آنان ميانه خوب داشتند سپردند، قبلا مناطقي كه روسيه ناميده شده است به تصرف مغولان در آمده بود، مورخان اروپايي نوشته اند: تلفات اروپاييان در جنگ" لاينيتس " به حدي زياد بود كه مغولان گوش هر مقتول را جدا مي كردند و در توبره اسب مي انداختند تا سر فرصت از اين طريق شمار كشته شدگان را به دست آورند، علت پيروزي مغولان در اين جنگ ، تاکتيک ويژه و قدرت مانور آنان به دليل سبكي سلاح و نداشتن زره بود.

5 ـ پايان جنگ داخلي امريكا :ـ بتاریخ 9 اپریل سال1865میلادی : جنرال رابرت لي فرمانده نيروهاي كنفدراسيون امريكا تسليم شد و جنگ پر تلفات داخلي امريكا يايان يافت، لي پس از سقوط شهر ريچموند پايتخت كنفدراسيون ( حاكم نشين فعلي ويرجينيا ) و از دست دادن خط دفاعي رودخانه اپاماتكس Appomattox تصميم گرفت كه با 27 هزار سرباز باقيمانده خود را به ايستگاه راه آهن لينچبرگ برساند و به كاروليناي شمالي برود و با كمك نيروهاي اين ايالت كنفدراسيون به جنگ ادامه دهد كه راه را برخود بسته ديد و تصميم گرفت تسليم شود، وي پيش از ظهر 9 اپریل طي يادداشتي تصميم خود را به اطلاع جنرال گرانت فرمانده نيروهاي فدراسيون ( ايالتهاي شمالي ) رساند و سه ساعت بعد با آجودان خود در ساختمان دادگاه شهرك اپاماتكس حاضر شد ، جنرال گرانت هم با افسرانش آمدند لي نامه تسليم خود را نوشت ، امضاء كرد و به گرانت داد و جنگ داخلي 4 ساله امريكا كه ضمن آن 618 هزار نظامي ( 258 هزار جنوبي و 360 هزار شمالي ) كشته شدند و ويراني وسيع و تلفات غير نظامي بي شمار به بار آورد پايان يافت.

   جنرال گرانت پس از دريافت تسليمنامه لي اجازه داد كه او ، افسران و سربازانش با اسبان و سلاحهاي سبك خود به هرجا كه بخواهد بروند و تاکيد کرد که هيچكدام از آنان به خاطر كارهايي كه تا آن روز انجام داده بودند مجازات نخواهد شد ، ولي از اين پس هرگونه خطا مجازات خواهد داشت و سپس دو جنرال دست يگديكر را فشردند و از هم جدا شدند، همين " گذشت " باعث شد كه خصومت دنباله نداشته باشد، نمونه اين سياست 130 سال بعد در افريقاي جنوبي در پيش گرفته شد و به ابتكار نلسون ماندلا پس از افتادن حكومت به دست اكثريت سياهپوست هيچ سفيد پوستي به خاطر آزار و حق كشي سياهپوستان در گذشته مجازات نشد وبنابراين نظامات و اوضاع كشور برهم نخورد.

6 ـ زادروز لودن دورف سردار المان:ـ بتاریخ 9 اپریل سال 1865 میلادی: اريك لودن دورف Erich Ludendorff سردار معرف المان است كه بسال 1865 متولد و در سال 1937 درگذشت، وي بود كه در آغاز جنگ جهاني اول در سال 1914میلادی نظامیان روسيه را كه از نظر نفرات دوبرابر نظامیان هشتم المان بود در تانن برگ شكست داد و اين شكست و شكست سال بعد باعث تضعيف روسيه و پيروزي انقلاب اين كشور شد، لودن دورف در" برست ليتوفسك " با روسيه قرارداد صلح امضاء كرد و اين كشور را از صحنه جنگ خارج ساخت،  وي از آنجا به جبهه غرب بازگشت و متوجه شد كه المان جنگ جهاني اول را نخواهد برد و به قيصر پيشنهاد كرد كه با دولتهاي مخالف المان وارد مذاكرات صلح شود كه قيصر نپذيرفت و او را به سمت غير رزمي گماشت، در پايان جنگ اول لودن دورف كه فرضيه ( حمله نامحدود زير دريايي ) از اوست به سویدن رفت و در آنجا چند كتاب درباره جنگ نوشت و سوسياليست هاي المان را متهم كرد كه در جريان جنگ جهاني اول از پشت به دولت المان خنجر زدند و با بيانات خود روحيه الماني ها تضعيف كردند، پس از تاسيس حزب ناسيونال سوسياليست المان ( نازي ) ، وي نخستين فردي بود كه دفتر عضويت اين حزب را امضاء كرد و هيتلر را بر ضد سوسياليستها برانگيخت، وي عادت داشت كه به جاي بكار بردن كلمه سوسياليست واژه بي وطن را بكار برد، بسياري از كساني كه بر جنگ جهاني دوم تحليل نوشته اند تاكيد كرده اند كه اگر لودن دورف سه سال ديگر زنده مانده بود ، المان در جنگ دوم شكست نمي خورد زيرا كه او مانع حمله نظامي هيتلر به روسيه مي شد و تا انگلستان از پاي در نمي آمد اجازه گسترش جبهه را نمي داد.

= = = = = = = ==

روز شمار،  دهم اپریل

ملكه سویدن تصميم به كناره گيري گرفت :ـ بتاریخ 10 اپریل سال1654 میلادی: كريستينا ملكه روشنفكر و دانشمند سویدن به ملت اين كشور اعلام كرد كه تصميم به كناره گيري گرفته و به سياستمداران سویدن دو ماه مهلت داد كه پادشاه ديگري براي كشور بيابند و تاكيد كرد كه 16 جون از كاخ سلطنتي اثاثه كشي خواهد كرد، وي كه برجاي پدرش آدولفوس نشسته بود هنوز 25 ساله نشده بود كه تصميم به كناره گيري گرفت، آدولفوس داراي فرزند ذكور نبود، سویدن از دير زمان توسط نخست وزير اداره مي شد و پادشاه نقش عمده نداشت، كريستينا كه پس از او چارلز گوستاو پسر عمويش را برجايش نشانيدند داراي تحصيلات عالي و بانويي روشنفكر بود كه بيشتر وقت خود را صرف بحثهاي علمي و فلسفي مي كرد و دكارت فيلسوف بلند آوازه فرانسوي و نويسنده تعريف "جامعه " در جلسات بحث كه وي حضور داشت شركت مي كرد، كريستينا بزرگترين حامي و مشوق دكارت بود، كريستينا در طول سلطنت خود نخست همه املاك موروثي خاندان سلطنت را به دولت واگذار كرد و سپس از دولت خواست كه آن را به مردم بفروشد، وي بيش از پيش اختيارات پادشاه را محدود كرد و كارها را به نخست وزير سپرد، كريستينا در استعفا نامه اش نوشت كه ذات او با اين همه تشريفات غير لازم سازگار نيست و او نشستن در كتابخانه و خواندن كتاب و گفتگوي با دانشمندان را ترجيح مي دهد.

2 - قتل رهبر حزب كمونيست جمهوري آفريقاي جنوبي:- بتاریخ 10 اپریل سال1993 میلادی: كريس هاني رهبر وقت حزب كمونيست فدراسيون افريقاي جنوبي در 50 سالگي در يوهانسبورگ به دست يك آواره ( پناهنده ) ضدكمونيست پولندی كشته شد و قاتل بعدا اعتراف كرد كه افراطيون سفيد پوست او را براي ارتكاب اين قتل اجير كرده بودند، هاني كه بيشتر عمر خود را در مبارزه و از جمله مبارزه مسلحانه و فرار از اين كشور به آن كشورگذرانده بود پس از فروپاشي شوروي به نوسازي سوسياليسم افريقايي همت گمارد و موفق شد كه اعضاي حزب كمونيست را به جاي ريزش افزايش دهد و همين امر باعث شد كه دشمنان بين المللي پيدا كند و .... حزب كمونيست افريقاي جنوبي در چارچوب كنگره ملي افريقا به رهبري نلسون ماندلا عمل مي كرد.

3ـ در گذشت كارل فون لينه طبيب  سویدی :ـ بتاریخ 10 اپریل1778ميلادي: كارل فون لينه طبيب و گياه شناس سویدی درگذشت، او با تكميل و توسعه روش نامگذاري علمي مبحثي آشفته را سامان بخشيد اصول طبقه بندي لينه كه وي آن را درجانورشناسي، گياهشناسي، و معدن شناسي به كاربرد درروش ساختن روابط موجودات زنده درعالم طبيعت اهميّت فوق العاده اي دارد، رده بندي موجودات زنده مهمترين كتاب لينه است.

4ـ  حمله گاريبالدي ايتاليايي به جزايرسيسيل:- 10 اپریل1860ميلادي: گاريبالدي ميهن پرست ايتاليايي به جزايرسيسيل حمله كرد، او به درخواست ويكتورامانوئل دوم به اين امرمبادرت ورزيد و دراين حملات با 1000سربازبه هدف خود دست يافت، ازآن زمان سيسيل بخشي ازخاك ايتاليا محسوب مي شود.

5 ـ در گذشت جِيران خليل جِبران :- بتاریخ 10اپریل 1931ميلادي: جِيران خليل جِبران نويسنده، شاعرو فيلسوف عارف مسلك لبناني درگذشت، وي دررشته هاي طب، ادبيات عرب، حقوق بين الملل، موسيقي و تاريخ اديان تحصيلات كرد و دربسياري ازرشته هاي ديگرتحقيقات جامع و ارزنده اي انجام داد كه ازآن جمله هنرنقاشي را مي توان ذكركرد، خليل جبران معتقد بود كه نسلي نو درخاورميانه درحال ظهوراست و اين نسل برتاريكي هاي فرهنگ استعماري خواهد شوريد و ايمان و پاكي و جسارت و شهامت را به ارمغان خواهد آورد، مشهورترين اثراين نويسنده مسيحي پيامبرنام دارد، جبران خليل جبران دراين كتاب عشق و ارادت خود را به محمد(ص)ابرازكرده است اَلمَواكِب ديگراثراوست.

= = = = = = =  = ==

روز شمار،  یازدهم اپریل

1 ـ آهین برگزاری" زادروز" :ـ بتاریخ 11 اپریل سال135 میلادی: زادروز سه وروس امپراتور روم است که به دنيا آمد، وی نخستين رئيس يک کشور در جهان بود که امر کرد،" زادروز" او هر سال جشن گرفته شود و مقامات نظامی و کشوری برای گفتن تبريک به ديدار او بروند و هديه ببرند که اين رسم در پاره ای از کشورها تا به امروز ادامه يافته است.

2 ـ فن سخنرانی عمومی :ـ بتاریخ 11اپریل 2057 سال پیش از امروز: سيسرو انديشمند ، خطيب ، نويسنده و سياستمدار رومي ( ايتاليايي ) كتاب فن سخنراني عمومي ( خطابه ) را به پايان رسانيد، وي در مقدمه اين كتاب كه قواعد آن هنوز تدريس مي شود ياد آور شده است : هركس كه بخواهد مقام عمومي داشته باشد بايد در ايراد نطق و دست كم نوشتن مطالبي كه مي خواهد عرضه بدارد مهارت داشته باشد تا موفق شود و اگر احساس كند كه در نوشتن گزارش و نطق نمي تواند به مهارت برسد بايد فردي امين و وفادار را در كنار خود داشته باشد كه گزارش و نطق او را برايش بنويسد، وي در اين كتاب ساختار يك نطق ، انتخاب كلمات و تنظيم جملات و حتي طرز ايستادن و اشاره كردن و حركت دست و گردن و صورت را هنگام ايراد نطق عمومي تشريح كرده است.

 آلاند به تصرف امپراتوري روسيه در آمد  بتاریخ 11، اپریل 1809 ميلادي: مجمع الجزايرآلاند به تصرف امپراتوري روسيه در آمد اين مجمع الجزاير سالها مورد اختلاف و جنگ ميان دول فنلند و روسيه بود ،مجمع الجزاير آلاند كه در درياي بالتيك واقع است، تا سال  1917تحت سلطه روسيه بود و سر انجام در اين سال به فنلند بازپس داده شد .

4ـ مخترع ماشين توليد سرماي مصنوعي  بتاریخ 11، اپریل  1859 ميلادي: فرديناند كاوه صنعتگر وشيميدان مشهور فرانسه ماشين توليد سرماي مصنوعي را اختراع كرد اين ماشين كه با استفاده گاز آمونياك سرماي مصنوعي توليد ميكرد، پس از كامل شدن به صورت يخچال امروزي در آمد، اين اختراع نخستين گام در راه جلو گيري از مرگ مير انسانها بر استفاده از موادغذايي فاسد بود،  تا قبل از اين تاريخ هر ساله بسياري از انسانها در نقاط مختلف جهان بويژه در مناطق گرمسير بر اثر مسموميت و فساد مواد غذايي جان خود را از دست مي دادند .

5ـ قتل یکی از انقلابیون مکزیک :ـ بتاریخ 11، اپریل 1919 ميلادي: اميليا نوزا پاتا از معروفترين انقالبيون مکسیکو بر اثر توطئه و نيرنگ به قتل رسيد، سرخپوستان بومي مکسیکو، زاپاتا را مصلح جامعه خود مي دانستند، او در اواخر سال 1910ميلادي با شعار آزادي و زمين سلاح را بدست گرفت و با لشكر ي از سرخپوستان حق طلب وآزادي خواه به تصرف اراضي غصب شده مردم پراخت، زاپاتا هنكاميكه فرانسيسكو مادروريس جمهور مکسیکو را اصلاحگر مي دانست ازاوحمايت ميكرد اما زمانيكه برنامه اصلاحي خود را اعلام كرد با مخالفت و كار شكني مادرو ، روبرو شد به همين علت ، براي دفاع از برنامه اصلاحات ارضي خود برضد مادرو قيام كرد و اراضي وسيعي را به نفع مردم از دست غاصبان خارج ساخت ولي دشمنان متحد زاپاتا عاقبت با حيله و نيرنگ او رابه قتل رساند ند.

6 ـ موافقتنامه تاريخي چين و هند :ـ بتاریخ 11 اپریل سال2005 میلادی : امضاي موافقتنامه حل مسائل مرزي چين و هند كه در پي ديدار 4 روزه ون جيابائو نخست وزير چين از دهلي نو تحقق يافت راه دوستي و اتحاد دو كشور پرجمعيت جهان را هموار ساخت و ثابت كرد كه چين متوجه خطري شده است كه باعث انحلال شوروي شد و دارد حلقه محاصره روسيه را بدون برخورد با مانع تنگتر مي كند، امضاي اين موافقتنامه كه به دلخوري 43 ساله هند از چين پايان خواهد داد با اخبار مربوط به ادامه تظاهرات ضدجاپانی در چين يك كاسه شده بود و گزارش مفصلي را تشكيل داده بود كه به گفته برخي از ناظران امور جهاني؛ كشتيبان چين را سياستي دگر آمده است، چين بارها تاكيد بر چند قطبي بودن قدرت كرده و مخالف اين بوده است كه جهان داراي يك ابر قدرت باشد، كدورت هند از چين از زمان جنگ سال 1962 دو كشور در منطقه لاداخ آغاز شده بود و هند مدعي بود كه چين 38 هزار كيلومتر مربع از خاك آن كشور را تصرف كرده است، برخي از مفسران موافقتنامه 11 اپریل سال 2005میلادی چين و هند را رويدادي خوانده اند كه جهان را در مسير تازه اي قرار خواهد داد، يك سوم نفوس كره زمين در چين و هند زندگي مي كنند و اين دو كشور كه خاطرات بدي از دوران استعمار غرب دارند اينك به تكنولوژي پيشرفته و اقتصادي شكوفا دست يافته اند.

   نخست وزيران چين و هند دو كشور را شركاء استراتژيك ناميدند و اتحادشان را در جهت تحكيم صلح جهاني و رعايت موازنه در امور بين المللي خواندند، با اين سازش راه هند براي عضويت در شوراي امنيت در سپتمبر امسال هموار شده است، سران دو دولت به همسايگان هند قول دادند كه اين اتحاد به زيان آنها نخواهد بود، پاكستان تا كنون چين را حامي خود مي دانست، با توجه به اين كه چين و هند روي هم يك سوم نفوس جهان جمعيت دارند و از پيشرفت و رشد اقتصادي زياد برخوردارند، برخي از روزنامه ها سازش آنها را يك رويداد بزرگ جهاني خوانده اند.
    سازش چين با هند در حالي است كه علاوه بر مردم عادي، مقامات چيني هم دهان به انتقاد ازجاپان گشوده اند. ون ژيابائو نخست وزير چين كه ختم اختلافات مرزي با هند را اعلام مي داشت خطاب به جاپان كه به تظاهرات ضد جاپانی چيني ها اعتراض كرده است به چند اصل در اهميت و احترام به تاريخ اشاره كرد و از جمله گفت: اين تظاهرات به همگان قضاوت تاريخ را يادآور مي شود و درس عبرت مي دهد، ملتي كه به تاريخ احترام بگذارد مسئوليت كارهاي گذشته اش را بر عهده مي گيرد، جاپان بايد به تاريخ از رو به رو و منصفانه نگاه كند و به قضاوت آن گردن نهد، اشاره ون به كشتار چيني ها در سال 1937 به دست نيروي مهاجم جاپان و خشونت هاي جاپانی ها در جريان جنگ جهاني دوم در آسياي جنوب شرقي بود.

 

= = = = = = =  = ==

روز شمار، دوازدهم اپریل

1 ـ درگذشت اف. دي. روزولت :ـ بتاریخ 12 اپریل سال 1945میلادی :   فرانكلين دلانو روزولت كه از 1933 رئيس جمهوري امريكا بود در 63 سالگي بر اثر خونريزي مغزي (سكته) درگذشت و هري ترومن معاونش همان روز بر جايش نشست، فوت روزولت در منطقه "وارم اسپرينگ" ايالت جورجيا اتفاق افتاد، روزولت از حزب دمكرات كه طرحهاي چپگرايه متعدد تحت عنوان "نيوديل" به اجرا درآورد تنها رئيس جمهور در تاريخ ايالات متحده است كه سه دوره اين مقام را به دست داشت، روزولت کمتر از سه هفته مانده به پايان جنگ در اروپا درگذشت و نتوانست در مراسم پيروزي متفقين شرکت کند.

2ـ قتل هزاران مردم در مراکش:ـ بتاریخ 12، اپریل 1925 ميلادي: حملات گسترده قوای نظامی آزاديبخش مراكش به فرماندهي عبدالكريم ريف بر ضد اشغالگران فرانسوي آغازشد، ساكنان منطقه ريف پيش از ديگر منطقه هاي شمال افريقا بر ضد اشغالگران اروپايي قيام كردند و موفق به تاسيس جمهوري ريف شدند، اين قيام موجب تحريك ديگر قبايل مراكش براي كسب استقلال و آزادي شد،از اين رو فرانسويان در اويل سال 1924 ميلادي با قواي خود به خاك ريف حمله كردند، آنها علاوه بر بهره گيري از قواي كمكي هسپانيا مارشال پتن را نيز با200000سرباز فرانسوي وارد كار زار كردندوبه قتل عام هزاران تن از مردم مراكش پرداختند .

3ـ ایجاد جمهوری در هسپانیا :ـ بتاریخ 12، اپریل 1932 ميلادي: در پي استعفاي آلفونس سيزدهم شاه هسپانيا ، حكومت جمهوري در هسپانيا بر قرار شد، اما چندي بعد از استقرار نظام جمهوري سلطنت طلبان بر ضد حكومت قيام كردند ودر نتيجه جنگ داخلي در اين كشور به وقوع پيوست كه به مدت دو سال ونيم ادامه يافت در پايان جنگ با يروزي سلطنت طلبان خاتمه يافت جنرال فرانكو قدرت رادر هسپانيا بدست گرفت و بيش از38 سال به شيوه استبدادي حكومت كرد، در اين مدت مبارزات باسك شدت يافت ولي حتي با مرگ فرانكو در سال1975 نيز براي مردم هسپانيا حاصل نشد زيرا فرزند خوانده او خوان كارلوس به قدرت رسيد و همچون اومستبدانه حكمراني كرد.

 اولین انسانی که در فضا رفت:- بتاریخ 12 اپریل1934 ميلادي: يوري گاگارين فضانورد 27 ساله اتحاد شوروي نخستين انساني بود كه فضا سفر كرد، وي با سفينه وستوك يك زمين را در ارتفاع 327 كيلومتري در مدت 108 دقيقه دور زد، كپسول اين سفينه از آلومينيوم ساخته شده بود و يك جسم كروي شكل به قطر2 متر و 30 سانتي متر بود كه حجم قابل سكونت داخل آن فقط 6/1متر مكعب بود،
يوري گاگارين نخستين انساني كه به فضا سفر كرد در داخل اين كپسول كوچك هيچ كاري براي انجام دادن نداشت و تكنسين هاي پايگاه فضايي بايكونور هدايت سفينه اش را به عهده داشتند، هنگام بازگشت به زمين وي چند دقيقه قبل از فرود در نقطه اي از سيبري با چتر نجات بيرون پريد و سفر پرخطرش به پايان رسيد، جهار سال پس از پرتاب نخستين ماهواره ، اتحاد شوروي با اعزام انسان به فضا برتري خود را به رخ امريكايي كشيدند، به اين ترتيب در روز 12 اپریل سال 1961 ميلادي يوري گاگارين فضانور 27 ساله اتحاد شوروي نخستين انساني بود كه به فضا سفر كرد و توانست كره زمين را از فضا مشاهده كند.

5 ـ فعالیت دیگو گودویز، در امور افغانستان :ـ بتاریخ 12، اپریل 1982 میلادی ( 23 حمل 1361 خورشیدی ) : دیگو گودویزنماینده خاص سر منشی موسسه ملل متحد برای قضیه افغانستان به کشور های ( افغانستان؛ پاکستان ، ایران ) مسافرت و با رهبران آنها راجع به حل مسأله افغانستان گفتگو کرد.

= = = = = = =  = ==

روز شمار، سیزدهم اپریل

تقسيم محرمانه آفريقاي مركزي :ـ بتاریخ 13 اپریل سال1894 میلادی : دولتهاي انگلستان وبلجیم در يك جلسه محرمانه ( بدون اطلاع فرانسه و المان ) افريقاي مركزي را ميان خود قسمت كردند! كه نقض قرارداد برلین بود، كنگره برلین كه به ابتكار بيسمارك تشكيل شده بود ، قبلا ترتيب تقسيم افريقا ميان اروپائيان را داده بود تا سهمي هم به المان برسد همان كنگره كشور پهناور كنگو را به بلجیم بخشيده بود.

2 ـ دفاع نواسه از پدر کلانش :ـ بتاریخ 13 اپریل سال1998 میلادی : درست نيم قرن پس از اعدام هيدكي توجو Hideki Tojo نخست وزير جاپان در زمان جنگ جهاني دوم ، نواسهء او بانو يوكوايوانامي با كتاب و فيلمي كه 13 اپریل 1998 انتشار يافت به دفاع از پدر کلان خود پرداخت و او را به صورت يك قهرمان ملي جاپانی ها معرفي كرد و جاپانی ها ي نسل تازه از نو توجو را شناختند ، توجو در نومبرسال 1948میلادی سه سال و چند ماه پس از تسليم جاپان و اشغال اين كشور توسط نيروهاي نظامي امريكا اعدام شد، پس از اشغال جاپان و بازداشت توجو قلمها بر ضد او به كار افتاده بود و نوشته هاي دهه هاي بعدي نيز كه به نقل از مطالب دو دهه اول پس از جنگ بود كمكي به تجديد حيثيت توجو نكرد، يوكو نواسه توجو كه مي دانست قلم ها در خدمت فاتح است در صدد، دفاع از پدر بزرگش بر آمد كه هنگام اعدام او ده سال بيشتر نداشت، يوكو كه قضاوت در باره كارهاي پدر کلانش را غير منصفانه و يكجانبه مي ديد از دوران تحصيل در دانشگاه به تهيه اسناد و مدارك در باره كارها ، افكار و آرزوهاي پدر بزرگ پرداخته بود و پس از اين كه زمان را مناسب ديد به نوشتن كتاب و همزمان تهيه يك فيلم سينمايي از كارهاي توجو اقدام كرد، زيرا به نظر يوكو فيلم سينمايي به عنوان يك رسانه نافذ در ذهن مردم عادي كه از پشت پرده سياست بي خبرند تاثير بيشتر و آني مي گذاشت، وي همزمان فيلم و كتاب را آماده ساخت، فيلم طوري تهيه شده بود كه نخست، افكار و كارهاي توجو را منعكس مي ساخت و سپس نوبت به دستگيري ، اقدام وي به خودكشي در زندان ، محاكمه و اعدام او مي رسيد و بيننده را متاثر مي ساخت، دراين فيلم وسايل شخصي توجو در زندان نشان داده شد كه اينك در موزه قرار گرفته است.
    با اين فيلم و اين كتاب ، يوكو موفق شد كه بارديگر پدر بزرگش را به ويژه نزد نسل تازه جاپان به صورت مظهر غرور ملي در آورد، توجو بود كه نقشه حمله غافلگيرانه به کشتی امريكا در" پرل هاربور" را طرح و به اجرا در آورد و هدف جنگ را بيرون راندن غرب از آسيا ناميد،  مورخاني كه فيلم و كتاب يوكو را ديده اند آن را تاريخ واقعي توجو مي دانند، عمل يوكو در عين حال باعث شد كه در سراسر جهان علاقه كهن و قلبي بين نواسه و پدر بزرگ بيش از پيش تقويت شود.

3ـ کشته شدن پنج هزارهندی درباغ جلیان:ـ بتاریخ13 اپریل 1919ميلادي: حادثه خونين قتل عام درباغ جليان والا درهندوستان رخ داد، درسال1919ميلادي: حكومت انگلستان براي جلوگيري ازمبارزه مردم هند قانون رولِت را تصويب كرد، به موجب اين قانون پليس مجازبه دستگيري هرفرد مظنون بدون حكم قانوني بود تصويب و اجراي قانون رولت، خشم هنديان را برانگيخت بطوريكه در13، اپریل 1919میلادی به تعداد 5000 نفرهندي بدون سلاح كه براي مخالفت با قانون رولت درباغ جليان والا اجتماع كرده بودند بدستوردويِرانگليسي كشته شدند، همزمان با تصويب قانون رولت و كشتارهنديان نخستين نشانه هاي نهضت مقاومت گاندي نيزآشكارشد.

4ـ سقوط چاریکار :ـ بتاریخ 14، اپریل 1992 میلادی ( 24 حمل 1371 خورشیدی ) : شهر چاریکار سقوط کرد، تماس و ارتباط  بین دولت جمهوری افغانستان و احمد شاه مسعود را عبدالوکیل وزیر خارجه  در زمینه طرح یک دولت ائتلافی  تأمین کرد.

5 ـ ارتش سرخ درشهر وين :ـ بتاریخ13 اپریل 1945ميلادي: ارتش شوروي شهر وين را تصرف كرد و 90 هزار تن از سربازان هيتلر را به اسارت گرفت اتريش در سال 1938 به المان پيوسته و يكي از ايالات المان ( رايش سوم ) شده بود، شوروي در جريان جنگ جهاني دوم از زمان حمله ارتش هيتلر به آن كشور درسال 1941 تا تصرف برلین در 1945 نزديك به 27 ميليون كشته تلفات داد ، نگراني غرب از ارتش سرخ كه پس از شكست هيتلر، در اروپاي شرقي و مركزي استقرار يافته بود سبب ايجاد اتحاديه نظامي اتلانتيك شمالي ( ناتو ) شد ، دولت مسكو به نوبه خود تلاش كرد در كشورهاي اروپايي كه آنها را از دست ارتش المان خارج ساخته بود احزاب كمونيست حاكم شوند و سپس با اين كشورها ، جز يوگوسلاوي ، يك پيمان نظامي امضا ء كرد كه به پيمان ورشو معروف شد،اين كشور ها يك اتحاديه اقتصادي هم به وجود آوردند،  دولت وقت مسكو اواخر دهه 1980 داوطلبانه با انحلال پيمان ورشو موافقت كرد به اين اميد كه ناتو هم منحل شود كه برخلاف انتظار مسكو ، پس از فروپاشي اسرار آميز شوروي ، ناتو نه تنها منحل نشد بلكه گسترش يافت و به مرزهاي سابق شوروي رسيد و از اپریل سال 2004 ليتواني، لتوني و استوني -سه کشور از کشورهاي سابق شوروي وارد آن شده اند.

= = = = = = =  = ==

روز شمار، چهاردهم اپریل

1 ـ سازندهء زبان واحد جهاني"اسپرانتو" :ـ بتاریخ 14، اپریل 1917 ميلادي: سالگرد در گذشت دكتر لودويگ لازاروس زامنهوف Ludovic Lazarus Zanmenhof مبتكر زبان جهاني " اسپرانتو " است كه واژه هاي آن از بسياري از زبانهاي رايج گرفته شده است، زامنهوف عقيده داشت كه وجود زبانهاي متعدد در جهان باعث جدايي مردم از هم ، بروز اختلافها و جنگها مي شود، او تاكيد بر اين داشت كه اگر يك زبان ــ ولو به صورت زبان دوم و يا زبان رسانه ها به ويژه كتاب ــ ميان مردم در سراسر جهان مشترك باشد ، به دليل بسط تفاهم و تبادل انديشه ، دانش ، هنر و اطلاعات بسياري از مسائل به وجود نمي آيد و انسانها موفق خواهند شد از ميراث مشترك كه همانا تجربه گذشتگان ( تاريخ ) است ، و نيز احساس و عواطف يگديگر آگاه شوند و درد و شادي هم را درك كنند و عقايد به جاي سطح محدود در همه جهان انتشار يابد و مشكلات حل شود، به باور زامنهوف ، وجود يك زبان واحد جهاني در كنار زبان مادري ، مردم را در گوشه و كنار جهان به هم مربوط مي كند ، رسوم يكنواخت و فرهنگ غني مي شود و مسائل ناشي از تفاوت و اختلاف فرهنگها از ميان مي رود، وي گفته است كه زبان " اسپرانتو" را به اين دليل به وجود آورد كه ساده تر از همه زبانها است و فراگيري آن زحمت زياد ندارد، زامنهوف يك طبیب بود، وي 15 دسمبرسال 1859 در شهر بياليستوك پولند كه در آن زمان در قلمرو روسيه بود به دنيا آمده بود، چهار گروه مختلف الزبان و با فرهنگهاي متفاوت در اين شهر زندگي مي كردند كه به همين سبب با هم تفاهم نداشتند و در نزاع و كشمكش دائمي بودند، اين چهار گروه عبارت بودند از: روسها ،پولندی ها ، الماني ها (ژرمن ها ) و يهودياني كه به زبان يديش تكلم مي كردند، زامنهوف از نوجواني از اين وضعيت در رنج بود بعدا از اين اختلاف پي به اختلافات ملل و كشورها برد و راه حل را وجود يك زبان دوم بين المللي يافت و به ساختن اين زبان همت گماشت، وي كه در دانشگاههاي مسكو ، ورشو و برلین تحصيل كرده بود زبان انگليسي ، لاتين و يوناني را هم فراگرفت و به ساختن زبان بين المللي " اسپرانتو" سرگرم شد، او ساده ترين گرامر ( دستور زبان ) را براي اسپرانتو تدوين كرد و واژه هايي انتخاب كرد كه با پسوند و پيشوندها و افزودن ريشه كلمات بشود با هر واژه دهها كلمه ساخت و ياد گرفتن اين زبان و بكار بردن آن را آسان كرد.

   زامنهوف در كتابي كه در سال 1887 تحت عنوان لينگوو انترناسيا منتشر ساخت نوشته است كه او اطمينان مي دهد اگر" اسپرانتو" جهاني شود عدم تفاهم ، نفرت و تبعيض از جهان رخت برخواهد بست و همزيستي مسالمت آميز و صلح پايدار برقرار خواهد شد و بشر با استفاده از بهترين استعدادها به پيروزي هاي بزرگ و سعادت و رفاه دست خواهد يافت، زامنهوف نوشته است كه زبان دوم مشترك باعث گسترش ارتباط طبيعي انسانها و دوستي و وفاق خواهد شد، وي تحقق اين آرزو را تشكيل جنبش هاي ترويج" اسپرانتو" و حمايت دولتها از آن ذكر كرده است، به اظهار بسياري از جامعه شناسان ، در آغاز كار توجه به زبان" اسپرانتو" زياد بود ، در بيشتر كشور ها در آموزشگاههاي غير دولتي آن را تدريس مي كردند و زماني بيش از پنج ميليون نفر آن را مي دانستند ولي انگليسي زبانها كه سعي داشته اند اين زبان و در نتيجه فرهنگ و روش زندگاني خودشان جهاني شود نسبت به" اسپرانتو" پشت كردند و ديگران هم نسبت به آن بي اعتنا شدند و امروز بسياري هستند كه حتي نام اين زبان و زحمتي را كه براي ساخت آن كشيده شده است نشنيده اند، با وجود اين عده كساني كه در سراسر جهان آن را مي دانند 2 تا 3 ميليون برآورد شده است تفاوت تلفظ زبان انگليسي در كشورهاي مختلف و بي قاعدگي گرامر آن و تفاوت استعمال واژه ها اخيرا توجه به" اسپرانتو" را بارديگر افزايش داده است.

2 ـ تقويت فرضيه حكومت فيلسوف :ـ بتاریخ 14، اپریل1985 ميلادي: انور خوجه (انور هوجا Enver Hoxha) موسس حزب كمونيست آلباني در 1941 ــ مردي كه چهار دهه بر اين كشور حكومت كرد 14اپریل سال 1985 در77 سالگي در گذشت، وي از پيروان روش استالين بود، با وجود اين موفق نشد كه طبيعت مردم را تغيير دهد و آلبانيايي ها پس از فروپاشي كمونيسم در اروپا به همان وضعيتي باز گشتند كه پيش از تاسيس حزب كمونيست كه در آن بودند، به گزارش رسانه ها، آلباني پس از كمونيسم به مركز قاچاق مواد مخدر اروپا و جرائم ديگر مبدل شده است! . بررسي احوال آلبانيائي ها و ساير كشورهاي كمونيستي سابق درستي اين فرضيه را تقويت كرده است كه اگر در كشوري يك ايدئولوژي تازه پياده شود بايد حاكم آن كشور يك فيلسوف از اصحاف آن فرضيه باشد تا موفق شود، موفق شدن به اين معناست كه اگر دولت هم از ميان برود و يا كشور به اشغال نظامي بيگانه در آيد اعتقاد و روش مردم تغيير نكند، انور پس از تعديل روش شوروي در زمان خروشچف، از سال 1961 دنباله رو پكن شده بود.

3ـ در گذشت گوته شاعر المانی :ـ بتاریخ 14، اپریل 1832ميلادي: يوهان ولفگانگ فون گوته نويسنده، شاعر، منتقد و متفكرالماني درگذشت، گوته ازبزرگترين شخصيتهاي علمي- فرهنگي اروپاي قرن نزده وهمچنان ازبارزترين چهره هاي ادبي جهان است، ديوان شرقي ازمشهورترين آثارگوته است فاوست، نغمه هاي رومي، و سقراط ازديگركتابهاي گوته بشمارمي روند.

4 ـ امضأ توافق نامه در ژنیو :ـ بتاریخ 14، اپریل 1988 میلادی ( 25 حمل 1367 خورشیدی ) :  وزرای خارجهء کشورهای افغانستان ، پاکستان ، اتحادشوروی ، امریکا در ژنیو گرد هم آمدند و توافق نامه های آماده شده را امضأ کردند.

5 ـ شبي كه تايتانيك غرق شد :ـ بتاریخ 14 اپریل: در ساعت 11 و 30 دقيقه شب كشتي مسافربر تايتانيك كه با 2200 مسافر و خدمه از ساوت همتون انگلستان عازم نيويورك بود در حوالي كانادا با يك قطعه يخ سرگردان برخورد كرد و چند ساعت بعد به زير آب فرو رفت و بيش از 1500 تن جان باختند،هنگام به آب انداخته شدن اين كشتي در 31 ماه می سال1911 ادعا شده بود كه تايتانيك غرق شدني نيست !.

= = = = = = =  = ==

روز شمار، پانزدهم اپریل

1 ـ تعريف تابعيت :ـ بتاریخ15 اپریل سال 214 ميلادي : سناي روم " تابعيت " را در جريان تصويب قانون تعميم تابعيت رومي به گروه ديگري از ساكنان قلمرو اين كشور تعريف كرد، با اين كه از آن زمان اين تعريف بارها دوباره نويسي شده و بسياري از انديشمندان موارد تازه برآن اضافه كرده اند، معذلك پايه اي را كه سناي روم ريخته همچنان باقي مانده و رعايت مي شود، طبق تعريف " تابعيت يا شهروندي"  شهروند كه عضو متساوي الحقوق و كامل يك جامعه ملي است داراي يك رشته حقوق و تكاليف است، شهروند مي تواند از حقوق خود صرف نظر كند ، ولي انجام تكاليف اجباري و نقض آن موجب مجازات است به شهروندي كه از بعضي حقوق خود داوطلبانه بگذرد مثلا حق راي دادن در انتخابات و حق تظلم خواهي تبعه غير فعال گويند، اما اگر عواملي در صدد بر آيند كه با تهديد و ارعاب و امثال آن يك تبعه و گروهي از اتباع را از استفاده از حق باز دارند با دولت طرف خواهند بود كه مكلف است وسائل لازم را براي برخورداري اتباع از حقوقشان فراهم آورد و با كساني كه شهروندان را اجبارأ از استفاده از حق باز مي دارند برخورد كند، هرگونه اعتراض مسالمت آميز از جمله به : بوروكراسي بد ، وجود اجحاف ، وضع قوانين خلاف منطق و عقل سليم و قوانيني كه حقوق اساسي را نقض و يا تنها به سود يك طبقه اند ، رد زورگويي و اعتراض به ظلم( عمومي ) حق نيست بلكه تكليف يك شهروند است كه نمي تواند از آن صرف نظر كند، در صدر اين تكاليف دفاع از حاكميت ملي و تماميت ارضي وطن است كه سرپيچي از آن در زمان جنگ مجازات اعدام خواهد داشت، ازميان انديشمنداني كه نسبت به شهروندي نظر داده اند فرضيه جان راولس جامعتر و جالبتر است كه آن را در سال 1971 به صورت كتاب منتشر ساخته است، وي تامين فرصتهاي مساوي را از حقوق شهروندان حذف و آن را بر تكاليف دولت اضافه كرده و تاكيد برآن دارد، وي نوشته است: دولتي كه اين تكليف خود را رعايت نكند بايد باز خواست شود، وي آموزش خوبي ها و خوبي كردن به اتباع را از تكاليف دولت ها دانسته و به اين ترتيب هدف آموزش و پرورش تنها تدريس خواندن و نوشتن و حساب كردن نبايد باشد و به زعم او ، مدرسه يك كارخانه آدمسازي ــ پرورش انسان كامل ــ خواهد بود.

 زادروز نانك پيشواي سيكها :ـ بتاریخ15 اپریل 1469ميلادي:  گورو نانك Nanak پيشوا ي سيكها در تالوندي در پنجاب غربي ( پاكستان امروز ) به دنيا آمد و از 32 سالگي به ترويج مذهب خود پرداخت كه پيروان فراوان دارد، نانك بر ضد استثمار بود و آموزش مي داد كه خدا از كسي متنفر نيست و مردم نيز بايد چنين باشند، نانك از كودكي با هندو و مسلمان دوست بود، وي قادر بود كه به زبان فارسي نيز بگويد و بنويسد. نانك كه از زندگاني لوكس و تجملات بيزار بود در سال 1539 در گذشت.

3 - زادروز كيم ايل سونگ :ـ بتاریخ15 اپریل سال 1912 ميلادي: كيم ايل سونگ نخستين رهبر جمهوري دمكراتيك خلق كره ( شمالي ) به دنيا آمد و 82 سال عمر و 47 سال بر آن سرزمين رهبري كرد، اعلاميه معروف چوچه Chuche از او است كه از سال 1955 رعايت مي شود، طبق اين اعلاميه كره اي ها بايد از هويت ملي خود دفاع كنند ، غرور ملي خود را از دست ندهند و تنها به خود متكي باشند، با اين كه چين و روسيه به كره شمالي كمك بسيار كرده اند وي به مردم كره توصيه كرده است كه متوجه باشند كاري نكنند كه اين دو دولت دوست براي تغيير سياست هاي ملي كره ( شمالي ) اعمال نفوذ كنند، او تاكيد بر مبارزه بي امان با امپرياليسم و تقويت ماركسيسم ــ لنينيسم كرده است،كيم ايل سونگ كه هشتم جولای سال 1994میلادی در گذشت هرگز تقسيم كره را حتي از ذهنش هم عبور نداد، كيم ايل سونگ كه يك كشاورز زاده بود در جواني با خانواده اش به منچوري چين رفته بود، بعدا در آنجا يك دسته پارتيزان مسلح براي جنگ چريكي با جاپانی ها تشكيل داده بود كه بر اثر فشار نيروهاي جاپانی در سال 1941 مجبور به عقب نشيني به شوروي شده و در آنجا به ارتش سرخ پيوسته بود،  وي در سال 1945 با ارتش سرخ وارد كره شد و پس از تقسيم موقت شبه جزيره كره به تصميم امريكا ، در اندك زماني نخست وزير بخش شمالي شد و در سال 1950 موفق شد استالين را موافق نقشه حمله نظامي به قسمت جنوبي كره كند كه اين حمله 25 جون سال1950 آغاز شد كه نتيجه اش ادامه تقسيم كره به دوكشور بوده است، برنامه تسليحات اتمي و موشكي كره از كيم ايل سونگ ( پدر ) است كه معتقد بود اگر يك كشور بخواهد زنده و پايدار بماند بايد بتواند به تنهايي از خود دفاع كند و اگراز لحاظ دفاعي نيرومند باشد ديگران در صدد حمله نظامي به آن بر نخواهند آمد زيرا كه گمان خواهند كرد برايشان گران تمام شود.

4ـ تولد لئوناردوداوينچي دانشمند ایتالیا :- بتاریخ15 اپریل 1452ميلادي: لئوناردو داوينچي دانشمند معروف، هنرمند نقاش، مجسمه سازو معماربزرگ قرن15ميلادي درايتاليا متولد شد، داوينچي درسال1461ميلادي درفلورانس دركارگاه نقاشي وروكيو به كارپرداخت و بتدريج به مقام استادي دراين هنررسيد، لئوناردو مدتها نقاش دربارلويي12 و فرانسيس اول بود و همواره دركنارنقاشي به مطالعه درعلم تشريح و رياضيات مي پرداخت لبخند ژوكونديا موتاليزا و شام آخر ازمشهورترين آثارلئوناردو داوينچي به شمار مي روند.

5ـ تولدهانري كاوَنديش انگليسي بتاریخ15 اپریل1731ميلادي: هانري كاوَنديش فيزيكدان و شيميدان انگليسي متولد شد، كاوندش درعلوم فيزيك و شيمي استاد و مدرس بود و دركنارتدريس به تحقيق و آزمايش مي پرداخت، كاونديش ضمن تحقيقات خود موفق به تعيين حرارت مخصوص برخي ازاجسام شد، وي نخستين كسي است كه ثابت كرد هیدروجن سبك ترازهواست و درباره تركيب شيميايي هوا، نيز تحقيقات جامع و ارزندهء ازخود به جاي گذاشته است.

= = = = = = =  = ==

روز شمار، شانزدهم اپریل

1ـ   بازگشت لنين از تبعيد :ـ بتاریخ 16 اپریل سال 1917  ميلادي : ولاديمير ايليچ ( لنين ) پس از يازده سال كه به حالت تبعيد در اطريش و سويس بسر برد و از آنجا جنبش سوسياليستي را رهبري مي كرد با كمك الماني ها كه مي خواستند دولت روسيه را گرفتار دشواري هاي داخلي كنند و از جنگ جهاني اول خارج سازند به وطن باز گشت،روايت است كه الماني ها لنين را در يك واگن قطار راه آهن قرار دادند و آن را قفل كردند و از ميان جبهه هاي جنگ عبور دادند و به روسيه رسانيدند، لنين در نخستين روز بازگشت به روسيه كاپيتاليسم و رقابت بر سر استثمار ملل را عامل شعله ور شدن آتش جنگ بزرگ اعلام داشت، وي تاكيد كرده بود كه تا اين دوعامل وجود داشته باشد جنگ هاي استعماري نيز ادامه خواهد داشت، لنين كه در آن سال 47 ساله بود در 28 ماه می خواهان ايجاد يك جمهوري دمكراتيك فدرال در روسيه شد، وي در دوم جون راهپيمايي بزرگي ترتيب داد كه قبلا نظير آن در روسيه ديده نشده بود، لنين در شانزدهم جون طرح خود در زمينه شورايي كردن كشور را اعلام و نخستي شورا ( ساويت ) را تشكيل داد، وي ماه بعد از آن تمهيدات دولت موقت روسيه از جمله ايجاد مجلس ( دوما ) را كارهايي عبث خواند كه به منظور خريد وقت و تاخير وقوع يك انقلاب راستين انجام مي شود و گفت: در كشور روسيه كه مردم با انتخابات آشنا نيستند و آن گروه هم كه آشنايي دارند درستي مراحل كار و نتايج آن را باور ندارند نمي توان از الگوي كشورهايي كه قرنها اين نوع انتخابات را تمرين و تجربه كرده اند استفاده كرد ؛ انتخابات بايد در سطوح پايين انجام شود تا واقعيت دمكراتيك داشته باشد، مبارزات لنين از اين دست تا اكتبر همين سال ــ ماه هفتم پس ازبازگشت از تبعيد ــ به انقلاب بلشويكي و تغيير نظام روسيه انجاميد.

   ولادیمیر ایلیچ اولیانوف (لنین) بیش از135 سال در روسیه به دنیا آمد، در اعتراض ها، عمدتا بصورت فردی بروز می کرد و آنجا که به جمع ختم می شد، جز عصیان های آنارشیستی نبود، که این نیز خود نوعی خودکشی جمعی بود برادر بزرگ لنین از جمله این قربانیان بود که در سال 1887 میلادی به جرم شرکت در ترور تزار الکساندر سوم دستگیر و اعدام شد، لنین در دانشگاه شهر کازان رشته حقوق را آغاز کرد اما به جرم شرکت در مبارزات دانشجوئی بارها دستگیر و سرانجام نیز از دانشگاه اخراج شد، لنین در سال 1893 میلادی به شهر سن پترزبورگ نقل مکان کرد، شهری که در آن زمان مرکز افکارانقلابی بود.

    آشنائی او با گئورگی پلخانوف، جرقه های انقلابی را در لنین، به یک آتشفشان تبدیل کرد، مقالات تبلیغی ـ ترویجی لنین از این پس به مطبوعات چپ روسیه راه یافت: کارگران بپا خیزید تا سوسیالیسم را بنا کنیم لنین در اواخر سال 1895 میلادی دستگیر شد و پس از یکسال زندان موقت(!) در دادگاه به سه سال تبعید در سیبری محکوم شد تبعید فرصت دیگری بود و اگر برای همه نبود، برای لنین چنین شد، او تبعید سیبری را به یک فرصت تبدیل کرد نخستین نوشته های فلسفی- اجتماعی لنین در این دوران بر کاغذ آمد، او همه جنبش کارگری و روشنفکران طرفدار این جنبش را فراخواند تا آثار مارکس را  با دقت بخوانند زیرا بهترین راهنمای عمل انقلابی است تبعید فرصت دیگری نیز در اختیار لنین گذاشت: ازدواج با " نادژدا کروپسکایا " از فعالان جنبش چپ روسیه در سال1898 پس از پایان دوران تبعید، دوران مهاجرت لنین آغاز شد، سال 1900 میلادی عمدتا سویس و اطریشاو مهاجرت سیاسی را نیز به فرصتی تازه تبدیل کرد.

   با دوری گزیدن از بحث های بی ‌سرانجام مهاجرتی و غرق شدن در دسته بندی های سیاسی- حزبی، با اندک شمار یارانی که می شناخت روزنامه ایسکرا (جرقه) را منتشر ساخت تا بذر انقلابی را در روسیه و نه در مهاجرت بپاشد بذری که بعدها وقتی در روسیه درو شد، بزرگترین حزب سیاسی- انقلابی روسیه بود، این روزنامه که مخفیانه به روسیه می رسید، از سال 1902 میلادی ارگان اصلی "حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه" شد ایسکرا از ضرورت سرنگونی تزار در روسیه و پایه گذاری یک نظام سوسیالیستی سخن می گفت و حزبی که ایسکرا ارگان آن شده بود با جنبش کمونیسم بین الملل روابط نزدیک داشت دومین کنگره "حزب سوسیال دمکرات کارگری روسیه" سراسری روسیه در سال 1903 میلادی در لندن برگزار شد لنین و هم اندیشان او که دراین کنگره اکثریت "بلشویک" را بدست آورده بودند، توانستند انقلاب را در دستور کار کنگره و حزب قرار دهند اقلیت کنگره "منشویک" معتقد بودند زمینه های عینی و ذهنی انقلاب در روسیه فراهم نیست، درحالی که  لنین معتقد بود "انقلابیون" وظیفه دارند توده های زحمتکش را برای کسب قدرت آماده کنند آن ها که زمینه عینی و ذهنی انقلاب را در روسیه نمی دیدند، خود از کادرهای قدیمی حزب سوسیال دمکرات کارگری روسیه بودند کنگره را بلشویک ها بردند اما اقلیت از نظرات خود دست نکشید و در درون حزب باقی ماندند تا بر سر یکی از پیچ های بزرگ تاریخی و پس از یک شکست مرحله ای دست به انشعاب زد.

   انشعاب در سال 1912 میلادی روی داد و مستقیما تحت تاثیر شکست انقلاب 1905 میلادی بود پس از سرکوب انقلاب در 1905 که فیلم تاریخی و فراموش نشدنی"رزمناو پاتمکین" را بعدها "آیزنشتاین" بر پایه آن ساخت، لنین و همراهان انقلابی او (بلشویک ها) شبکه های زیرزمینی را در داخل روسیه، نه برای رفتن به سوی عملیات تروریستی، بلکه برای ترویج افکار کمونیستی در میان کارگران، سربازان و روشنفکران آغاز کردند جنبش انقلابی زیر زمینی شد، اما نه منزوی و ماجراجو.

    بحران اقتصادی اروپا در دهه 1910 روسیه را نیز سرانجام به کام جنگ اول جهانی کشید بحران اقتصادی و درغلتیدن رژیم تزاری در مرداب جنگ فرصت های نوینی را که لنین در انتظار آن بود فراهم ساخت شکست های پیاپی ارتش تزاری در جبهه های جنگ، بیداد فقر در داخل روسیه، قحطی، فساد دستگاه حکومت استبدادی و آغاز اعتراضات گسترده مردم گرسنه و خسته از جنگ روسیه همان لحظه تاریخی بود که لنین پیش بینی آن را کرده و شبکه های زیر زمینی را برای آن سازمان داده و آماده ساخته بود شورش سربازان و افسران که نافرمانی آنها در جبهه های جنگ آغاز شده بود این فرصت را کامل کرد لنین که سربازان و افسران رده های پائین ارتش تزاری را نیروی ذخیره انقلاب ارزیابی کرده بود، شرایط را آماده فراخواندن آنها به انقلاب تشخیص داد این آمادگی در نیروی دریائی روسیه پیش از نیروهای دیگر ارتش تزاری بود و بصورت شورش " ناویان" خود را نشان داد فاصله1917- 1914 سال های شکل گیری بزرگترین انقلاب قرن 20 بوددر فبروری سال 1917 میلادی مجلس روسیه (دوما) زیر فشار تظاهرات و  اعتراضات انقلابی مردم روسیه "نیکلای دوم" تزار روسیه را از سلطنت خلع کرد و با هدف کنترل انقلاب و بدست آوردن فرصت زمانی جهت مقابله سازمان یافته با آن حاکمیت روسیه را به یک دولت موقت سپرد و آن را پیروزی انقلاب اعلام کرد سقوط تزار روسیه پیروزی بزرگی برای مردم روسیه  بود، اما هرگز به معنای پیروزی انقلاب نبود دولت موقت زیر فشار جنبش انقلابی کشور برنامه ای دموکراتیک را با هدف برقراری آزادی ها و حقوق دموکراتیک مردم پذیرفته و اعلام کرد آزادی های سیاسی برقرار شد و تمام احزاب روسیه، از جمله بلشویک‌ها از تحول بوجود آمده پشتیبانی کردندهمه امید داشتند که با سقوط تزاریسم، نظامی قانونی و مردم گرا به قدرت برسد که به نابسامانی های کشور پایان دهد، اما از همان ابتدا مشخص بود که سرمایه داری از دل فئوالیسم بیرون آمده روسیه نگران از تعمیق و تثبیت انقلاب در پی مقابله با آن و پیگرد انقلابیون است.

  آنطوریکه در بالا تذکر رفت لنین که از مهاجرت و تبعید به روسیه بازگشته بود، جلوتر از همه رهبران واحزاب سیاسی روسیه این خطر را احساس کرده و مردم، زحمتکشان و بلشویک ها را به هوشیاری فراخواند او مشی و شعارهای جدید انقلاب را برای متوقف نماندن و ادامه راه انقلابی اعلام داشت نظام سوسیالیستی هدف او بود شوراهای کارگران و سربازان که در شهرهای گوناگون روسیه "سوویت" های خود را تشکیل داده بودند، از تزهای لنین حمایت کرده و خواهان تعمیق دستاوردهای انقلاب فبروری شدند لنین خطاب به بلشویک ها، از آنها خواست تا بسرعت به "سوویت" ها و شوراهای کارگران و سربازان بپیوندند و در رهبری این شوراها جای بگیرند تا بتوانند آنها را در جهت انقلاب رهبری کنند در فاصله ای کوتاه که فراتر از چند ماه نبود، بلشویک ها توانستند رهبری شورای مهم پتروگراد را به دست گیرند پیش بینی لنین در باره دولت موقت و مقابله آن با انقلاب خیلی زود تحقق یافت.

    دولت الکساندر کرنسکی رویارویی با انقلاب وشوراها را آغاز و حلقه آزادی احزاب و مطبوعات را تنگ کرد رهبری شوراها (سوویت ها) نه تنها غافلگیر نشدند، بلکه ابتکار عمل برای مقابله با دولت را بدست گرفتند با آنکه شعار "قیام مسلحانه" تا آن زمان در دستور انقلاب نبود، یورش دولت کرنسکی به انقلاب و آغاز سرکوب مسلحانه انقلابیون این قیام را در دستور کار قرار داد و لنین اعلام کرد: "اگر دیروز زود بود، فردا دیر است" شبکه های سازمانی بلشویک ها که لنین آنها را انقلابیون حرفه ای خطاب می کرد بسرعت برای تحقق شعار قیام مسلحانه وارد صحنه شدند لنین گفته بود هر یک از این شبکه های انقلابی باید بتوانند 25 هزار تن را در لحظه ضروری بسیج کرده و مسلح سازند بدین ترتیب تجربه شکست 1905 و مماشات 1912 به کار گرفته شد و این بار پیش از آنکه ضد انقلاب بتواند انقلابیون را قلع و قمع کند، این انقلابیون بودند که ابتکار عمل را بدست گرفته و خیز بزرگ و نهائی را برای درهم شکستن ماشین دولتی و بدست گرفتن رهبری کشور برداشتند.

   شامگاه 24 اکتوبر، بلشویک ها در پتروگراد قیام مسلحانه اعلام کردند. "گاردهای سرخ"، دسته های مسلح کارگران، سربازان و روشنفکران به مراکز و ادارات دولتی حمله بردند، مراکز حساس را به تصرف در آوردند و وزرای دولت موقت را در "کاخ زمستانی" دستگیر کردند شعار مرحله ای لنین "تمام قدرت به شوراها" بود و " کنگره سراسری شوراهای روسیه " برای تحقق همین شعار تشکیل شد این کنگره بلافاصله با انقلاب و بلشویک ها اعلام همبستگی کرد و بدین ترتیب شورای شهر پتروگراد حاکمیت کشور را به " شورای کمیسرهای خلق" به رهبری لنین واگذار کرد سخنرانی لنین در جلسه شورا یکی از هیجان‌انگیزترین و در عین حال انقلابی ترین سخنرانی های او بود او در همین کنگره به عنوان رئیس نخستین دولت سوسیالیستی جهان زمام امور را به دست گرفت او هدف دولت تازه را "حاکمیت کارگران و دهقانان" و برپایی نظام سوسیالیستی در روسیه اعلام کرد علاوه بر زحمتکشان، ستم دیدگان و محرومان جامعه، روشنفکران، هنرمندان و اقشار مختلف مردم روسیه به حمایت از حاکمیت جدید برخواستند خاتمه بخشیدن به جنگ و اعلام صلح، بزرگترین وظیفه ای بود که دولت جدید در برابر خود قرار داد و این خواست عموم مردم روسیه بود در دسامبر 1917 میلادی لئون تروتسکی کمیسر خلق در امور خارجی، بعنوان وزیر خارجه دولت نوین سوسیالیستی در " برست لیتوفسک " با المان و اطریش قرارداد آشتی امضا کرد لنین این صلح را کلید تثبیت دولت و انقلاب تازه به قدرت رسیده می دانست و در تاکید بر ضرورت   تفاهم در "برست لیتوفسک" و شرایط تحقیر آمیزی که المان اعلام کرده بود، به تروتسکی گفت: " حتی اگر از ما بخواهند که دامن بپوشم و به جلسه برویم، برای صلح و تثبیت انقلاب باید چنین کنیم .

   جنگ پایان یافت، اما کشورهای سرمایه داری غرب و در راس آن ها انگلستان و المان توانستند بسرعت و با هدف به زانو در آوردن انقلاب جنگ داخلی را به دولت جدید تحمیل کنند جبهه متحدی از نظامی های تزاری با نام "ارتش سفید" را تشکیل دادند تروتسکی در بسیج مردم و ارتش نوین برای مقابله با ارتش ضد انقلاب بزرگترین نقش را دراین مرحله ایفاء کرد و از این طریق "ارتش سرخ" در برابر "ارتش سفید" پایه ریزی شد دو رُمان بزرگ و جاودانه شولوخف با نام های "زمین نو آباد" و "دُن آرام" سرگذشت این دوران، یعنی از پیروزی انقلاب تا تثبیت دولت انقلابی، پایان جنگ و دوران جنگ داخلی است در همین دوران وهمزمان با جنگ داخلی، ترور ضد انقلابی نیز در پایتخت آغاز شد، که بزرگترین قربانی آن " لنین بود".

    او یکسال پس از انقلاب، هنگام بازدید و سخنرانی در یک کارخانه هدف گلوله قرار گرفت، لنین از این ترور جان به سلامت برد، اما یکی از گلوله ها از گردن وارد شده و به نخاع او لطمه ای جدی زد،  این ترورهای ضد انقلابی، نه تنها به آزادی ها و فضای باز انقلابی لطمات جدید زد، بلکه موجی از دستگیری و یورش به مخالفان انقلاب را در پی آورد که به " ترور سرخ " شهرت دارد ترور لنین، در فاصله زمانی اندکی موجب دشوار شدن حرکت لنین و نیمه فلج شدن او شد پایان سال 1920 میلادی آغاز تثبیت انقلاب و ناتوانی جسمی لنین برای ادامه رهبری انقلاب و دولتی شد که او بنیان نهاده بود واقعه ای که اگر اتفاق نیفتاده بود، رهبری دولت و انقلاب همچنان تا سال ها با لنین بود و ای بسا تصفیه های درونی، آغاز اختلافات درون حزبی و... روی نمی داد و فروپاشی اتحاد شوروی از درون آن بیرون نمی آمد در جنوری 1924 میلادی، سال نو با بزرگترین عزای ملی در شوروی آغاز شد و پیکر لنین از خانه ییلاقی و کوچک او در اطراف مسکو به پایتخت انقلاب "مسکو" منتقل شد، پیکر مومیائی شده او را در میدان سرخ در مقبره ای نهادند که نه تنها در تمام سال های برقراری اتحاد جمهوری های سوسیالیستی، بلکه در تمامی سال های فروپاشی اتحاد شوروی سوسیالیستی نیز مردم برای دیدن آن صف می کشند و نوبت می گیرند یلتسین با همه مقدماتی که چیده بودند نتوانست این پیکر مومیائی شده را به نقطه دیگری منتقل کند .

2ـ تولد آناتول فرانس شاعر فرانسوی :ـ بتاریخ 16، اپریل 1844ميلادي: آناتول فرانس نويسنده، شاعرو اديب فرانسوي درپاريس متولد شد، اين هنرمند برجسته كه به او پادشاه نثرفرانسه لقب داده اند آثارمتعددي دارد كه ازآن ميان جلد صدف، تائيس و ملكه سبا ازهمه مشهورترند.

3ـ تولد چارلی چاپلین :ـ بتاریخ16، اپریل 1889ميلادي: سرچالزاسپنسرچاپلين معروف به چارلي چاپلين نابغه عالم سينما درشهرلندن به دنياآمد، چارلي در5 سالگي برصحنه تئاترظاهرشد و به سرعت شهرت يافت، چاپلين درسال1952ميلادي فيلم لايم لايت را كارگرداني كرد و بعد ازآن به جهانگردي پرداخت، دولت امريكا چارلي را به سبب همدردي با فقرا و محرومان جامعه دراين كشوربا محدوديتهايي مواجه ساخت؛ اما او هيچ گاه به بي بندوباريهاي سينماي امريكا آلوده نشد،  فيلمهاي چاپلين مشمون ازهزل آميخته با اندوه و انتقادات جسورانه و عشق به انسانيت است و مشهورترين آنها جويندگان طلا، زندگي سگي و ديكتاتوربزرگ هستند.

4ـ اعلام ریاست جمهوری در عراق :ـ بتاریخ 16، اپریل 1966ميلادي: عبدالرّحمن عارف بطوررسمي رياست جمهوري خود را درعراق اعلام كرد، او درپي كشته شدن عبدالسَّلام عارف درسانحه هوايي به اين مقام دست يافت و اولين نخست وزيرغيرنظامي عراق بود عبدالرّحمن عارف درسال1968 میلادی درپي يك كودتاي بدون خونريزي به رياست احمد حَسَنُ البَكر رهبرحزب بعث عراق ازحكومت بركنارشد.

= = = = = = =  = =

روز شمار، هفدهم اپریل

1ـ خاتمه جنگ چین و جاپان :ـ بتاریخ 17 اپریل 1795ميلادي: معاهده سي مونوزوكي ميان چين و جاپان به امضا رسيد و جنگ دوكشوربرسرتصاحب شبه جزيره كره خاتمه يافت، چيني ها بدون اطلاع جاپان برشمارقواي خود دركره افزودند وجاپانی ها درمقابل بدون اخطارقبلي به قواي چين حمله كردند، سرانجام چين پس ازچند شكست سخت و پي درپي به پذيرش شرايط قرارداد سي مونوزوكي تن داد.

2ـ نخستین حق شرکت زنان درانتخابات زیلاندنو :ـ بتاریخ 17، اپریل1889ميلادي: نخستين باردرتاريخ روابط سياسي- اجتماعي قرون جديد درسرزمين زلاندنو يا نيوزيلند به زنان حق شركت درانتخابات داده شد، دراين كشورجمعيت زنان بسياركمترازمردان بود و دولت نيوزيلند با اين نيرنگ سياسي و آزادي مصلحتي قصد داشت موجبات مهاجرت زنان ديگركشورها را به اين كشورفراهم كند.

3ـ اعلام استقلال درکشورسوریه :ـ بتاریخ 17 اپریل 1946ميلادي: كشورسوريه ازوجود سربازان اشغالگرخارجي پاك شد و اعلام استقلال كرد، اين كشور آزاد در جون 1941ميلادي به دست نيروهاي بريتانيا و فرانسه اشغال شد، اما پس ازچند ماه قوماندان نيروهاي فرانسه استقلال سوريه را آزاد اعلام كرد و درپي آن نظام جمهوري دراين كشوربرقرارشد، گفتني است كه پس ازآن شيخ تاجُ الدّين حَسَني به مقام رياست جمهوري سوريه دست يافت اما با اين همه استقلال كامل سوريه ازسال1943ميلادي كه جبهه ملي آن كشوربه پيروزي رسيد، بطوررسمي آغازشد.

4 ـ نخستین گردهمایی کشورهای آسیایی و افریقایی :ـ بتاریخ 17 اپریل1955ميلادي: كنفرانس باندونگ نخستين گردهمايي سياسي بين المللي كشورهاي آسيايي و اِفريقايي تشكيل شد، درروز17 اپریل سال1955ميلادي قبل ازگشايش رسمي كنفرانس نمايندگان شركت كننده دستوركارآيين نامه داخلي كنفرانس را دريافت كردند و بالاخره تصميم گرفته شد كه رئيس كنفرانس نخست وزيراندونزي باشد و كنفرانس در18 اپریل بطوررسمي افتتاح شد، اين كنفرانس شامل29 كشوربود كه 6 كشورآن ازقاره اِفريقا و23 كشورازقاره آسيا بودند، نطق افتتاحيه كنفرانس را دكتراحمد سوكارنو ايراد كرد و درحاشيه آن ملاقاتهايي بين سوكارنو، چوئن لاي، جمال عبدالنّاصر و نهرو صورت گرفت كه بسيارسرنوشت سازبود؛ زيرا  خط مشي سياسي نهرو، ناصرو سوكارنو بود كه كنفرانس را تحت الشعاع خود قرارداد درپايان اين نشست قطعنامهء به منظورحمايت ازهمكاريهاي اقتصادي و فرهنگي و حق تعيين سرنوشت ملل آسيايي و اِفريقايي تصويب شد، همچنين قطعنامه اي برضد استعمارازجمله استعمارفرانسه درمراكش و تونس و استعمار هالند درگينه جديد به تصويب رسيد.

.

5 ـ  قتل میر اگبر خیبر در کابل :ـ بتاریخ 17 اپریل 1978 میلادی ( 28 حمل 1357 خورشیدی ) : میر اگبر خیبر یکی از رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان، بخش نظامی " پرچم " در کابل به طور مرموز به شهادت رسید و ترور شد، در مراسم تدفیق خیبر بر علاوه منشی های عمومی  حزب " نور محمد تره کی و ببرک کارمل " که بیانیه های ایراد نمودند بلکه هزاران تن دیگر در این مراسم شرکت داشتند، و جسد میر اگبر خیبرشهید بتاریخ 19 اپریل ( 30 حمل ) برای دفن به حضیره شهدای صالحین انتقال یافت و هوا داران  حزب تظاهرات گسترده به منظور دستگیری قاتل میر اگبر به راه انداختند، چنانچه که این حرکت را سردار محمد داود  بخود چلنچ  تلقی کرد، و چندی بعد امر گرفتاری رهبران حزب را صادر و آنها را زندانی نمود.

6 - اعدام دختري با موي سرخ :ـ بتاریخ17 اپریل1945ميلادي: اعدام هاني شافت دختر جوان هالندی كه نازي ها در گزارشهايشان او را دختري با موي سرخ خطاب مي كردند و به همين صورت هم وارد تاريخ فعاليت هاي جانبي جنگ جهاني دوم شده است 17 اپریل سال 1945 در امستردام اعدام شد، اگر اعدام او دوهفته به تاخير افتاده بود جنگ پايان مي يافت و زنده مي ماند، پدر و مادر هاني هر دو معلم و سوسياليست بودند، وي كه در 25 سالگي اعدام شد از دهم ماه می سال 1940 میلادی كه هالند به اشغال نيروهاي المان در آمد وارد سازمان مقاومت هالندی ها بر ضد اشغال وطنشان شد، هاني در آن زمان محصل دانشگاه بود و براي اين كه شناخته نشود هر چند وقت يك بار رنگ موي خود را تغيير مي داد و رابط چند واحد زير زميني مقاومت بود، او سرانجام در 21 مارچ سال 1945 ــ شش هفته مانده به پايان جنگ دوم در اروپا ــ دستگير و چند روز بعد اعدام شد.

7-  شكست حمله به کیوبا موسوم به نبرد خليج خوكها :ـ بتاریخ 17 اپریل سال1961 میلادی : جان اف كندي رئيس جمهوري وقت امريكا  كمتر از سه ماه از آغاز زمامداري اش با شكست يك تعرض نظامي به کیوبا رو به رو شد، نقشه اين تعرض در دوران حكومت آيزنهاور كه 20 جنوری پايان يافته بود طرح شده و در نيمه اپریل با حمايت سازمان اطلاعات مركزي ( سيا ) به اجرا در آمده بود، طبق اين طرح صدها تن از فراريان کیوبا یی كه توسط امريكا مسلح شده بودند و شماري ديگر در منطقه خليج خوكها به خاك کیوبا حمله كردند كه اين تعرض شكست خورد و 743 تن از حمله كنندگان اسير شدند كه بعدا كاسترو هركدام از آنان را با يك تراكتور معاوضه و آزاد كرد، دشمني دولت آيزنهاور با دولت كاسترو در کیوبا از زماني آغاز شد كه كاسترو اعلام كرد يك سوسياليست است و نظام کیوبا سوسياليستي خواهد بود و سپس دست به ملي كردن شركتها و كسب و كار امريكائيان در کیوبا زد، قدمت فعاليت تجارتی بعضي از موسسات امريكائي در کیوبا به اوايل قرن 20 و اندكي پس از پيروزي امريكا در جنگ با هسپانیا در سال 1898 مي رسيد، حزب سوسياليست ( پيرو ماركسيسم ــ لنينيسم ) کیوبا در سال 1925 تاسيس شده بود كه پس از پيروزي انقلاب كاسترو در 1959 به تدريج زمام امور اين كشور را به دست گرفته بود، كاسترو كه مبارزه اساسي خود را از 1953 آغاز كرده بود پس از يك شكست ، در سال 1959 با 9 هزار انقلابي مسلح از تبعيد وارد کیوبا شد و به ديكتاتوري باتيستا پايان داد، امريكاييان در آغاز كار گمان نمي كردند كه كاسترو كمونيست باشد و چپگرايي را خصلت هر انقلابي مي دانستند.
    كريستف كلمب در نخستين سفر خود در 1492 به کیوبا رسيد و اين جزيره را از مستملكاتهسپانیا اعلام داشت كه اين سلطه تا پايان قرن 19 ادامه داشت و پدر كاسترو از مهاجران هسپانیايي بود،  24 اپریل سال 1961میلادی كندي مسئوليت شكست حمله به خليج خوكها را كه طرح آن در زمان او به اجرا در آمده بود پذيرفت و از آن زمان بود كه روابط امريكا با کیوبا تيره تر و دولت کیوبا به