زندگی

خشم و آتش در فرانسه

سراج  ادیب

      

 

موج گستردهء نا ارامی ها درپاریس دوران جنگ جهانی دوم را به یاد می آورد که شعله های آتش، "عروس" شهر های اروپا و یایتخت پرغرور فرانسه را در خود گرفته بود، همان عروسی که مرحوم امان الله خان ( پادشاه وطن دوست ) میخواست افغانستان بنام "شاه" جهان معروف گردد و این دو کشور باهم ازدواج فرهنگی د اشته باشند، فرق میان رویداد آشوب هفته های گذشته تا دوران جنگ جهانی دوم در آنست که اینبار،از حاشيه پاريس جنبش اجتماعي و غيرهدفمندي بسان شورشي کور به دیگر شهر ها کشانیده شد.

    با ادامه نا آرامي هاي اجتماعي، که از روز 5 عقرب سال جاری ( 1384 خورشیدی) و بدنبال مرگ فجيع دو نوجوان رنگين پوست فرانسوي،رخ داد درفش جنبش شورش‌گرانه توسط جوانان ناراضي وسعت گرفت، که چند دهه سياست تبعيض‌آميز اقتصادي و فرهنگي حاکم بر فرانسه را به جنگ و جدال مي‌ طلبید،که بسياري از جمعيت اين مناطق مهاجران مستعمرات پيشين فرانسه اند که دهه ها قبل به دلايل مختلفي و از جمله پيدا کردن کار به فرانسه آمده اند، گفته شده که در اين شهرک ها شرايط زندگي بسيار دشوار و همراه با تبعيض و همچنان سطح بيکاري بالاتر از سطح آن در سراسر کشور بوده و امکانات حفظ الصحه، آموزشي، فرهنگي و ورزشي بهيچ وجه نمايشگر زندگي در يک جامعه اروپايي پيشرفته نيست، چنانچه در ماه دلو 1383خورشیدی و(فبروری 2005میلادی) بيانيه يي به امضاء 93 تن از شخصيت هاي اجتماعي، هنري و فرهنگي و روشنفکران در رسانه ها منتشر شد که در رابطه با عواقب اجتماعي- سياسي و انساني سياست هاي حاکم در زمينه برخورد با مهاجران و حاشيه نشينان اعلام خطر کرده بود، چنانچه حزب کمونيست فرانسه و اتحاديه هاي کارگري نيز از مدت ها قبل درگير سازماندهي يک ائتلاف قدرتمند براي مبارزه با سياست هاي نوليبرالي دولت و از جمله خصوصي سازي ،بيکاري وسيع و کاهش بودجه هاي خدمات اجتماعي در اين مناطق بوده اند. «جک لانگ»، عضو سوسياليست پارلمان فرانسه، معتقد است که «دولت شيراک براي سه سال و نيم ارتباطات اجتماعي، و فرهنگي خود را با مردم اين مناطق قطع کرده است"، او مطرح مي کند که "سياست هاي دولت مبني بر کاهش بودجه هاي رفاهي براي مردم مناطق حاشيه نشين، در عمل اين مناطق را به «گتو» (حلبي آباد) تبديل کرده است، ما در يک وضعيت انفجاري قرار داريم، از يک سو سرکوب و تحقير و از سوي ديگر از دست دادن خدمات و از بين رفتن شخصيت انساني و اميد، اين خشونتي که مي بينيم ميوه تلخ سياست دولت است» . اين عضو پارلمان فرانسه اذعان مي کند که «امروز فرانسه مانند دو کشور است: يک کشور ثروتمند و يک کشور فقير که در کنار همديگر و مخلوطی با هم وجود دارند و اين امر در حالي که ما از ارزش هاي آزادي، برابري و برادري صحبت مي کنيم، قابل قبول نيست». جامعه شناس مشهورفرانسه، « ميشل ديه ويورکا»، با خشم مي گويد: «جمهوري به وعده هاي خود در مورد آزادي، برابري و برادري جامه عمل نپوشانده است» . 

   از آنجا که در روز های اول وقوع این شورش در محلات حاشیه ای هم محافل سياسي فرانسه وهم جهان توجه چندانی مبذول نداشتند، اما با ادامه آن و گسترش خشونت‌ به ديگر شهرها و محلات مشابه حکومت فرانسه خود را دچار يک بحران فراگير ملي ديد، در این آشوب بیشتر از 8000 موتر به آتش کشیده شد و دها سرویس، مکتب، محلات ورزشی، کودکستان، کتابخانه، فروشگاه و دفاتر اداری ویران و یا آسیب دید و خسارات وارده صد ها میلیون یورو، ارزیابی شده و دولت بیش از 1700 نفر را بازداشت نمود، سوال بمیان میاید که چرا آشوبهای فرانسه چند کشور ارشد اروپائی را نیز به هراس انداخت؟ جواب روشن است که: همه این کشور ها، از بریتانیا تا المان و از ایتالیا تا سویدن و ناروی تا دنمارک، همه با مساله مهاجرین روبرو هستند و هر یک بیم دارند که نا آرامی به آن کشور ها نیز کشانده شود، چونکه موجودیت خارجی ها بعد ازتلفات سنگین دو جنگ جهانی اول و دوم در کاهش جمعیت کشور های اروپا نقش عمده ای داشته است و المان از جمله کشور های است که در چند دهه، بیش از یک میلیون نفر کار گر ترک را در خود جذب کرد که بیشترین آنها روستا زادگان کم سواد و سخت پای بند به باور های اسلامی بودند و اکنون فرزند آنها حقوق مساوی میخواهند و احساس تبعیض میکنند، در بریتانیا این روند سالها پیش از المان آغاز گردید، زیرا میلیونها نفر از شهر وندان مستعمره های پیشین بریتانیای کبیر پس از آنکه سر زمینشان به استقلال رسید، راهی انگلیس شدند و سر زمین استعمارگر را بر خاک پدری خویش برتری دادند، و امروز جمعیت مسلمان و هندو، در بریتانیا اقلیت بسیار بزرگی را تشکیل میدهند، که در سالهای اخیر بار ها شاهد آشوب و اغتشاش از جانب آنها در شهر های مختلف انگلیس بوده ایم، در فرانسه نیز موج مهاجرین یکی از پیامد های مستقیم دوران استعمار بود، از دهه 50 میلادی، به ویژه از هنگام پایان گرفتن تسلط فرانسه بر الجزایر، دولت پاریس به شمار زیادی از مهاجران کشور های اسلامی اجازه داد به آن کشور نقل و مکان کنند، تنها از کشور های شمال افریقا حدود 800 هزار نفر مسلمان به فرانسه آمدند که بیشترین آنان سر بازان الجزایری قوای نظامی یا ارتش فرانسه بودند که علیه برادران خویش جنگیده بودند و پس از اعلام استقلال الجزایر ادامه اقامتشان در سر زمین پدری ناممکن بنظر میرسید، فرانسه از اعطای کمکهای مالی به تازه وارد خوداری ورزید، پدران الجزایری، در فرانسه از صفر شروع کردند، ولی خشنود بودند زیرا در مقایسه با سر زمین پیشین، وضع آنان در فرانسه بهبود یافته بود، گرچه در مقایسه با خود فرانسویان در پائین ترین سطح می زیستند، ولی اگر نسل پیشین سپاسگزار فرانسه بود که آنان رادر خود پذیرفته، نسل جدید که در فرانسه زاده شده و زبان فرانسه را همانند دیگر شهر وندان میداند، حقوق مساوی میخواهد و انتظار بهره مندی از همه مزایا را دارد،اما واقعیت آن است که فرانسویان به آنان هنوز به دیده مهمانان تازه وارد می نگرند و آنها را در جامعه خود به راحتی راه نمی دهد و بسیاری از پستهای دولتی و مشاغل پر درآمد وپر اعتبار به روی آنان بسته است و ازاین رو احساس تبعیض میکنند .

   از آنجا که فرانسویان حس نا سیونالیستی قوی دارند، کتابهای تاریخ در مکاتب فرانسه با این جمله آغاز میشود که : " ما فرانسویان همگی فرزندان قوم( گل) هستیم " که « دوگل » نیز خود را از این فرانسوی الاصل ها میدانست، ولی مهاجرینی که از الجزایر و مراکش آمده از نسل " گل " نیست و خود را فرانسوی احساس نمیکند، تاریخ گواه است که فرانسه نزدیک به صد سال پیش دین و دولت را به کلی از یکدیگر جدا کرد و به دین اجازه دخالت در امور سیاسی را نداد، زیرا پس از ماجرای « درایفوس» ( آن افسر نظامی فرانسه که تـنها به علت یهودی بودن مورد آزار و افترا قرار گرفت ) سیاستمداران فرانسوی دریافتند که دخالت دین در دولت و دخالت کلیسا در تعلیم ، تربیه (آموزش و پرورش ) کودکان مکتبی، دموکراسی و آزادی را به خطر میاندازد، که این سیاست قاطعانه فرانسویان در جلو گیری از دخالت دین در دولت، موجب شد که در بار، واتیکان تا اوائل دهه بیست قرن بیستم از به رسمیت شناختن فرانسه خود داری ورزد، بناأ کمتر از 15 سال پیش بود که دولت فرانسه رسمأ پذیرفت که یک جامعه بزرگ مسلمان نیز در آن کشور وجود دارد و نیاز ها و حقوقی دارد که باید به آنها توجه کرد، ولی حتی در سالهای اخیر، فرانسه در موضع جدی خود برای جلوگیری از دخالت دین در دولت، به دختران مسلمان اجازه نمیدهد که با " چادر ـ رو سری " به مکتب بروند، همانگونه که یک یهودی حق ندارد در اماکن عمومی و دولتی عرقچین مذهبی ( کیـپا) به سر داشته و یا یک دانش آموز مسیحی صلیب بزرگ بر سینه بیاویزد، در همهء کشور های اروپائی، مهاجرانی که برای دستیبابی به یک زندگی بهتر سر زمین پدری خود را ترک گفته و در آنجا سکونت گزیده اند، خود و یا فرزندانشان انتظار دارند از حقوق مساوی و همهء مزایا بر خور دار گردند، غافل از آنکه آنان از زمینه فرهنگی دیگری آمده اند و بعضی ها سواد و مهارتهای فنی اندکی دارند( ویا اصلأ ندارند) و احتمالأ، چندان هم اهل سخت کوشی و تلاش نیستند، ولی همین مهاجران با آنکه زندگی در اروپا را گزیده اند که از مزایای آن بهره مند گردیدند، در عین حال میخواهند با آئین های فرهنگی و باور های مذهبی و سنتی سر زمین پدری خود در کشور جدید زیست کنند و هویت ویژه خود را داشته باشند، و این تناقض ، خود یکی از ریشه های آشوب کنونی است.

   بعد از آشوب های فراوان، دولت فرانسه با گسيل نيروهاي ضد شورش و به پرواز در آوردن هليکوپتر هاي نظامي سعي کرد که به اين نا آرامي ها خصلت جنايتکارانه بدهد، ولی متأسفانه دولت در روزهاي قبل از گسترش آشوب هيچگاه حاضر نشد که راه گفتگوهاي سازنده را در پيش بگيرد و در صدد يافتن راه حل باشد، حزب کمونيست فرانسه، در بيانيه خود، در روز 13 عقرب ،« نيکولا سارکوزي»، وزير داخله، را به دليل موضع گيري هاي غير مسئولانه و تحريک آميز درباره " رخداد هاي بسيار جدي که در مناطق کارگر نشين چندين شهر فرانسه" صورت گرفته، مقصر دانست، بيانيه حزب اشاره مي کند که " اکثريت عظيم زنان، مردان و جواناني که در اين مناطق زندگي مي کنند، و به ويژه آنهائي که با مشکلات بيشتري درگير هستند، اولين قربانيان اين رخدادها هستند" بيانيه در ادامه به تشريح شرايط اسفناک زندگي مهاجران و رنگين پوست هاي فرانسوي پرداخته و مشکلات بي شمار نسل جواني را که " تحقير شده و مورد تبعيض قرار گرفته" مورد توجه قرار مي دهد، حزب کمونيست فرانسه معتقد است: " امنيت اجتماعي نمي تواند در حالي که بخش قابل توجه و فزاينده اي از جمعيت در مشکلات و بدون هيچ راه حلي رها شده اند، تأمين گردد "، بيانيه حزب پس از تشريح وضعيت بغرنج ايجاد شده بدنبال نا آرامي ها اخير متذکر مي شود که: " ضرورت دارد که نظم اعاده شود اما اين امر از طريق تشديد خشونت ممکن نيست " حزب کمونيست فرانسه پيشنهاد مي کند که: " 9 اقدام عاجل براي پايان دادن به اين وضعيت خطرناک مورد توجه قرار گيرد » از جمله اقدام هاي پيشنهادي که همه جنبه هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي اوضاع را در نظر دارند، به موارد زير مي توان اشاره کرد:

ـ   شروع گفت و گوي واقعي با مردم اين مناطق.

ـ  اختصاص منابع ضرور براي تامين خدمات اجتماعي .

ـ  تامين شغل و تعليمات حرفه اي.

ـ  توسعه منابع و راه هاي حفاظت از جوانان و اقدامات پيش گيرانه  و برنامه همه جانبه يي براي خاتمه دادن به فقر .

ـ  احترام به جوانان و آزادي هاي حق طلبانه آنان.

 وزير داخله دولت راستگراي فرانسه در اظهار نظرهاي متکبرانه از آن به شورش عده‌اي «پس‌مانده‌هاي اجتماع» و « اراذل و اوباش» ياد کرد، موضعي که اغلب دولتمردان متکبر در قبال شورش ناراضيان اجتماعي اتخاذ مي‌کنند، اما نه تنها اين اقدامات سرکوب گرانه (که طي آن هر شب صدها جوان با چوب دست مورد ضرب و جرح قرار مي‌گيرند و به همين تعداد هر شب دستگير مي‌شوند)، ثمري نداد بلکه انتشار اين اظهارات همچون بمبي در صحنه اجتماعي فرانسه عمل کرد که زبانه‌هاي شورش يک محله را به اکثر محلات حاشيه‌اي شهرهاي مهم کشور سرايت داد، دولت فرانسه براساس قانون مصوب 3 اپریل سال 1955میلادی که " دولت مي‌تواند در صورت ضرورت براي مدت حداكثر 12 روز وضعيت فوق‌العاده اعلام كند، " براساس اين قانون برقراري وضعيت فوق‌العاده فراتر از مدت 12 روز بايد به صورت يك لايحه قانوني به تصويب مجمع ملي فرانسه برسد ، در روز 17 عقرب، در اين مناطق اعلام وضعيت فوق العاده ابلاغ شد،این براي نخستين بار از زمان مبارزات آزادي بخش و استقلال طلبانه خلق الجزاير در سال هاي دهه 50 و 60 است که دولت فرانسه به چنين اقدامي دست مي زند، « نيکلا سارکوزي » ، وزيرداخله فرانسه، تهديد کرد که دولت در مقابله با آشوب هاي اخير قاطعانه عمل خواهد کرد، «دومينيک دو ويلپن»، صدراعظم دولت شيراک نيز، در روز 16 عقرب، در سخناني هشدار داده بود که با «قانون شکنان» قاطعانه برخورد خواهد شد، دولت راست فرانسه که اساسا از پايگاه ثروتمندان برخاسته است و به مدد شعارهاي مورد دلخواه آنان قدرت را کسب کرده است، و وجود اين دولت به معناي حضور و وجود همان سياست‌هاي تبعيض‌آميزي است که خود‌به‌خود بر کثرت فقرا و توسعه فقر و محروميت به نفع طبقات برخوردار مي‌افزايد و لذا اعلام آنکه چنين دولتي بخواهد به صورت ريشه‌اي، بحران‌هاي اجتماعي که ناشي از اين سياست‌ها است را مهار نمايد، تناقضي آشکار مي‌باشد، شايد به همين دليل است که به ناگاه تفسيرهاي دولتي و رسانه‌اي از آشوب‌هاي اخير رنگ و بوي قومي، طايفه‌اي و مذهبي به خود گرفته است و عاملان که قبلا از سوي دولت «اراذل و اوباش» خوانده مي‌شدند، به تدريج به سمت آنکه اين شورش‌ها «حرکتهاي سازماندهي شده از جانب مسلمانان» مي‌باشد، تغيير کرده است، اين حرکت از نظر دولت هم مي‌تواند همراهي بين‌المللي و داخلي را در سرکوب شورش فراهم سازد و هم آنکه سياست‌هاي نقض حقوق بشري دولت را در مورد اقليت‌ها، تحت‌الشعاع قراردهد تا ناتواني‌هاي ذاتي دولتمردان راست فرانسه پنهان شود.، اقليت‌نشين‌ها و حاشيه‌نشين‌هاي ناراضي فرانسه، به دلایل اغلب نه کانون پيکارجويي اسلامي هستند و نه تهديدي عليه سکولاريسم، بلکه آنها همه در زمينه معيشتي قرباني سياست‌هاي اقتصادي راستگرايان شده و در زمينه فرهنگي و سياسي نيز با فشارهاي مضاعف فرهنگي مواجه اند و در اين زمينه هم از طرف حاکميت و هم از طرف اسلام‌گرايان افراطي و پيکارجو (که درصد ناچيزي را تشکيل مي‌دهند) تحت فشار و ستم مضاعف قرار گرفته‌اند، شورش جوانان محله‌هاي فقيرنشين عصيان عليه سياست‌هاي توسعه فقر و گسترش تبعيض مي‌باشد و عصيان حاشيه‌نشين‌ها است و بس.

   ازآنجا که رئیس جمهور« ژاک شیراک » 72 ساله فرانسه که یک سال ونیم دیگر دوران ریاست او پایان میگیرد، پس از حدود دو هفته سکوت، بلاخره پشت تربیون قرار گرفت و در نطق جامعی، نبود تساوی حقوق و بود تبعیض در قبال مهاجران را مورد تائید قرار داد و کفت : " فرانسه در شهرک های مهاجر نشین با مشکلات انکار ناپذیر روبروست و باید از آنچه که روی داد درس عبرت گرفت" . بی تردید این آشوب ها به دوام و قوام حزبی که پرزدنت « شیراک» رهبری آن را در دست دارد لطمه میزند و به دو شکست قبلی دولت او افزدوه میشود که یکی رد قانون اساسی اتحادیه اروپا از جانب فرانسویان بود و دیگری شکست پاریس از لندن در رقابت برای مهمانداری بازیهای المپیک سال 2012 میلادی در اخیربسیاری امیدوارند تا عناصری که درچنین کشورها روی تبعیض حساب نا ثواب باز نموده اند درس خوبی از تاریخ گرفته باشند و به نام انسان و انسانیت زیست باهمی را شیوه خویش قرار دهند. /

خواننده عزیزی که میخواهند بیشتر در مورد کشور فرانسه اطلاع و ورود یابند لطفأ در پا ورقی این نبشته مراجعه بدارند که تحت عنوان " معلومات مختصر در مورد کشور فرانسه " به تحریر در آمده است

 

 سراج الدین ادیب

25 عقرب 1384

16 نومبر 2005

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

معلومات مختصر در مورد کشور فرانسه :

  گزارش(ویکی ویدا) مشعر از آنست که، فرانسه يكي از كشورهای اتحادیه اروپا است، نیاکان فرانسوی‌ها "گال‌ها" یا (گل‌ها) از تبار جرمن ها بودند داشتند.اینان تا زمان « ژولیوس سزار» فرمانروای توانای" روم" فرانروایی بومی خود را داشتند تا سرانجام به دست سزار سرنگون شدند و کشورشان بخشی از امپراتوری روم شد.

سیاست : حكومت اين كشور جمهوري است، قوه مقننه از دو مجلس قانون‌گذاري (مجلس ملي با 491 نماينده) كه به واسطه انتخابات عمومي براي مدت 5 سال انتخاب شده و (مجلس سنا با 295 نماينده) كه براي مدت 9 سال انتخاب مي شوند،متشكل مي گردد، اعضاي مجالس فوق به صورت غيرمستقيم و توسط نمايندگان مجلس ملي، شوراي عمومي ايالات و شوراي شهرداري‌ها انتخاب مي‌شوند، مجلس ملي مي‌تواند با مشورت صدراعظم  (نخست وزير) توسط رئيس جمهور منحل گردد، قانون اساسي فعلي كشور در سال 1958 تهيه شده است،بر اساس آخرين تقسيمات كشور فرانسه از 96 ولايت (دپارتمان) تشكيل گرديده كه زير نظر دولت مركزي اداره شده و تحت نظارت شوراي انتخابي محلي فعاليت مي‌ نمايند، هر ناحيه به كانتون‌ها و بخش‌هايي تقسيم ‌شده و هر بخش از شوراي شهر و شهردار خاص خود برخوردار مي باشد،فعاليت احزاب در فرانسه آزاد است، از جمله مهمترين احزاب كشور فرانسه مي توان به احزاب سوسياليست، مجمع جمهوري‌خواهان (گليستها)، حزب كمونيست، اتحاد دموكراتيك فرانسه و حزب راديكال اشاره نمود.

جغرافيا : مساحت كشور فرانسه برابر با550000 کیلو مترمربع وسيع ترين كشور اروپاي باختري است (نزديك يك پنجم مساحت اتحاديه اروپا) و منطقه دريايي وسيعي را در اختيار دارد (منطقه اقتصادي كه در11  ميليون متر مربع گسترده شده است)، سطح فرانسه شبيه به يك شش ضلعي است، فرانسه اروپايي به22  ناحيه تقسيم شده است و96 ولایت( دپارتمان) دارد كه به نظم الفبايي شماره گذاري شده‌اند (آخرين ارقام پلاكهاي) به اين تعداد دپارتمانهاي ماوراي درياها DOM که شامل( گوادلوپ، مارتينيك، گويان و لارئونيون) مي شوند و چهار سرزمين ماوراي درياها TOMکه شامل( پلي نزي فرانسوي، كالدونياي نو، واليس و فوتونا، زمينهاي جنوبي و قطب جنوب فرانسوي) و مناطق كلكتيوي داراي جايگاه خاص يعني (مايوت و سن پي ير و ميكلون) افزوده مي شوند، كشورهاي هم مرز( بلجیم ، لوگامبورگ، المان، سويس، ايتاليا، هسپانيا، موناكو و آندورا، بريتانيا از طريق تونل زير مانش يا کشتی ارتفاعات میباشد) " وضعيت جغرافيايي فرانسه يكي از متنوع ترين وضعيت در اروپا است" دشتها، كوهستانهاي قديمي، سلسله جبال كوههاي مرتفع، جلگه هها، ساحلهاي اقيانوسي و مديترانه يي" دشتها" دو سوم مساحت كل رشته كوههاي اصلي، آلپ كه قله آن مون بلان بلند ترين قله اروپاي باختري4807  مترارتفاع دارد) پيرنه، ژورا، آردن، رشته كوه مركزي وله وژ، ساحلهاي مرزي سواحل مرزي فرانسه را به چهار دريا متصل مي كنند (درياي شمال، درياي مانش، اقيانوس اطلس و درياي مديترانه) فرانسه داراي5500 كيلومتر ساحل مرزي است.

 آب و هوا: فرانسه از آب و هوايي معتدل و چهار فصل برخوردار است كه بر حسب نواحي كمي متفاوتند" برتاني و نورماندي" آب و هواي اقيانوسي مرطوب (زمستان ملايم 7 درجه و تابستان خنك 16 درجه) " اكيتن" آب و هواي اقيانوسي و مديترانه يي (زمستان 5 درجه و تابستان 22 درجه با بارانهاي فراوان در بهار)" شرق و شمال غرب" آب و هواي نيمه قاره يي زمستان سرد و برفي( 1 درجه و تابستان گرم و توفاني 20 درجه)" جنوب" آب و هواي مديترانه يي (زمستان ملايم 6 درجه و تابستان گرم 20درجه) ويژگي آب و هوا در مناطق كوهستاني زمستان طولاني و برفي و تابستاني گرم و توفاني با تفاوتهاي بزرگ بسته به دامنه‌ها و عوامل ريز آب و هوايي است.

 محيط زيست: 82 در صد فرانسه مناطق زراعتی و جنگلی دارد که 48 میلیون هکتار زمین را پوشانیده است وپوشش جنگلي به تنهايي 27 درصد كشور را در بر مي گيرد و بعد از سویدن و فنلاند سومين پوشش را در اتحاديه اروپا تشكيل مي دهد، در حالي كه 136 نوع درخت در فرانسه شناخته شده است كه در يك كشور اروپايي امري استثنايي محسوب مي شود.

 تعداد حيوانات : تعداد گوزن در 20 سال دو برابر و تعداد آهو سه برابر شده است، براي حفظ و ارتقاي ميراث طبيعي فرانسه، دولت 6 پارك ملي، 128 ذخيره طبيعي، 430 منطقه حفاظت شده طبيعي و 299 پايگاه حفاظت شده ساحلي ايجاد كرده است، به اين تعداد بايد 29 پارك طبيعي ناحيه يي را با وسعت 7 درصد كشور فرانسه افزود11/22  ميليارد يورو براي حفاظت محيط زيست به عبارتي 380 يورو به تعداد هر نفر مصرف مي شود، اداره( آبها و فاضلابها) سه چهارم اين مصرف عمومی را تشكيل مي دهد.

 منابع طبيعي:عبارتند از ذغال سنگ، آهن،‌ بوگسيد،‌ روي،‌ پوتاس، الوار، ماهي

ويژگيهاي اقتصادي : فرانسه مرحله گذار از يك اقتصاد مدرن و مرفه همراه با مالكيت و مداخله عميق دولت به يك اقتصاد مبتني بر مكانيزم بازار منتقل مي‌شود، دولت ، بسياري از شركتهاي بزرگ، بانكها و بيمه‌ها را خصوصي اعلام نمود، اما چندين شركت عمده از جمله ايرافرانس، فرانس تله كوم، رنو و تالس در اختيار دولت بوده و در برخي از امور بويژه قدرت، حمل و نقل عمومي و صنايع دفاعي دولت حاكميت دارد، رهبران فرانسوي نظام سرمايه داري را مي‌پذيرند كه در آن عدالت اجتماعي از طريق قوانين، سياستهاي مالياتي و مصرف اجتماعي اعمال مي‌شود و اختلاف درآمد و تاثير بازار آزاد بر حفظ الصحه و رفاه عمومي را كاهش مي‌دهد .

  صنايع:از جمله مهمترين صنايع كشور را مي توان به صنايع فلزكاري، ماشين‌آلات، شيميايي، وسائط نقليه، مواد غذايي و مشروبات، منسوجات و البسه، طیاره سازي، كشتي‌سازي، پتروشيمي، الكتريكي، اتمي و جنگ‌افزار اشاره نمود.

محصولات : مهمترين محصولات زراعتی و مالداری كشورفرانسه را : گندم، جو، کچالو، قند، سيب، ، برنج، انگور، ماهي، گاو ، خوك و غیره  تشكيل مي دهند، سرانه زمين مزروعي براي هر نفر بالغ بر32/0هكتار مي‌باشد، توليد ساليانه گوشت گاو 400/1 هزار تن، گوشت خوك 500/1 هزار تن، گوشت گوسفند900/154 تن و 806 هزار تن صيد ماهي مي‌باشد.

 توليد ساليانه نيروي برقی: نيز معادل 1/241 ميليارد كيلووات ساعت است.

 معادن: مهمترين معادن كشور نيز آهن، بوكسيت، پتاس، زغال سنگ، نيكل، نمك، نفت، گازطبيعي، سولفور، موادخام ساختماني، سرب، فسفات، اورانيوم مي باشد، ذخاير زيرزميني نفت فرانسه نيز بر50ميليون بشكه بالغ مي گردد.

  نيروي كار: نيروي كار كشور بالغ بر500/20 هزارنفر است كه 36% آن در صنايع و ساختمان، 10% در بخش زراعت، ماهيگيري و جنگلداري و 54% در مسایل تجاری و تجارت مشغول به فعاليت مي باشند، واحد پول فرانسه، که قبلأ فرانک بود و فعلأ" یورو" میباشد.

 حمل و نقل : دركشور فرانسه بالغ بر840 هزاركيلومتر راه آسفالت و بزرگراه وجود دارد، طول راه‌آهن مورد استفاده نيز بالغ بر 555،42 كيلومتر بوده و ارتباطات هوايي بين‌المللي اين كشور توسط شركتهاي هوایی "ايرفرانس، (UTA)" و پروازهاي داخلي توسط اير- اينتر صورت مي پذيرد، سالانه بالغ بر 840/26 هزار توريست از اين كشور ديدن مي‌كنند.

 سياست فرهنگي فرانسه: چهاردهم جولاي روز ملي فرانسه است، در كشور فرانسه دخالت دولت، اعم از پادشاهي يا جمهوري، در حوزه فرهنگ يك سنت است، دخالت دولت از اين پس با مشاركت مردم فرانسه همراه است، هر چند فرهنگ همواره نقش مهمي را در فرانسه ايفا نموده، اما تنها از بدو پيدايش جمهوري پنجم است كه هر دولتي از وزير فرهنگ بهره‌مند است، شخص وزير در هشت حوزه داراي مسئوليت است( ميراث فرهنگي، موزه‌ها ،‌آرشيو و كتابخانه‌ها، نمايش، هنرهاي تجسمي، سينما، موسيقي و رقص، كتاب و مطالعه) در سطوح محلي، ولایات و مناطق داراي بودجه هاي فرهنگي هستند، اين بودجه طي سال هاي هشتاد ميلادي پنج برابر افزايش يافته، در صورتي كه بودجه شهر‌ها دو برابر شده است، آنها، علاوه بر ابزارهايي كه دولت در اختيار آنان قرار مي دهد، نيز مي‌توانند فعاليت هاي فرهنگي مهم را با يكديگر اجرا نمايند.

هنرهاي تجسمي كشور فرانسه: پاريس مدت هاي مديدي است كه نقش بزرگي را در اين حوزه ايفا مي‌كند هنر تصويري ظاهراً بعد از سال‌ها سيطره هنر انتزاعي، مجدداً به صحنه بازگشته است، تعدادي هنرمند فرانسوي و خارجي همه ساله آثار هنري خود را در صدها سالن يا گالري به نمايش مي‌گذارند، مدارس و مکاتب متعدد هنرهاي تجسمي در فرانسه عبارتند از: 3 مدرسه عالي ملي (مدرسه هنرهاي زيبا، مدرسه هنرهاي تزييني و مدرسه آفرينش صنعتي)، 8 مدرسه ملي هنر و 44 مدرسه شهري و منطقه اي میباشند.

 - سينما كشور فرانسه: در حال حاضر در سال حدود 130 الي 140 فيلم توليد مي كند كه 80% آنها به طور كامل و يا بخش اعظم آن توسط فرانسوي‌ها سرمايه گذاري مي‌شوند، اين آمار كشور فرانسه را از حيث سرمايه گذاري در امر سينما در رديف دوم قرار مي دهد، در حالي كه از ده سال گذشته تا كنون درهاي حدود 500 سالن سينما بسته شده، ليكن 4500 سالن فعلي (بالاترين رقم در اتحاديه اروپا) بيش از 136 ميليون تماشاگر را به خود اختصاص داده است.

 موسيقي :  علاقه مردم فرانسه به موسيقي (از موسيقي باروك) مربوطه قرن لويي نوزدهم تا موسيقي راك يا رپ تا جاز و موسيقي اكوستيك (سماعي) را مورد توجه قرار داده است، سالون جديد" اپرا ـ باستيل" نيز تاسيس شده و مي‌تواند حدود 2700 آماتور اپرا را در خود جاي دهد، در سال هاي اخير در شهر پاريس، همچنين در ولایات، سالون هاي متعدد اپرا و كنسرت افتتاح و يا بازگشايي شده‌اند، در مجموع بيش از 000/20 موسيقيدان، خواننده و مجري حركات موزون شمارش شده‌اند، دولت در سال 1982 ميلادي روز موسيقي را به لحاظ آفرينش هنري آن بنيان نهاد از آن پس همه ساله در اين روز، موسيقيدان هاي حرفه‌اي و غير حرفه‌اي انواع موسيقي را در شهرها مي‌نوازند.

 ميراث فرهنگي: ميراث فرهنگي عبارتست از شاهدان گذشته (مكان هاي باستان شناسي، كليساها، قصرها و.. .) و حفظ و نگهداري، يا مرمت و ب