زندگی

زلزلهء سياسی در آلمان

 

اگر بشود از پيام روشنی در اين انتخابات سخن گفت آن پيام اين است: ما به کسانی که از چند دههء پيش تاکنون سياست گزار و مسئول حکومت بوده اند اعتماد چندانی نداريم. مردم به دو حزب بزرگ گفته اند؛ هر دوی شمابه بيراهه رفته ايد. ما دنبال راه حلی نو هستيم. دنبال ائتلافی نو
مردم آلمان که از دست شرودر، نخست وزير آلمان به دليل رفرم ها و پائين آمدن در آمد و قدرت خريد خود به ستوه آمده اند، با رفتار خود در انتخابات نشان دادند که نمی خواهند ادارهء مملکت را به دست کسانی بسپارند که می خواهند همين رفرم ها را منتهی با شتاب و صراحت بيشتری پيش ببرند

نسرين بصيری

 

انتخابات روز يکشنبه 18 سپتامبر آلمان نه برنده ای داشت و نه بازنده اي. سوسيال دموکرات ها بر کنار شدند بی آنکه دموکرات مسيحی ها برگزيده شوند. اگر خوب دقيق شويم می بينيم حزب کوچک ليبرال که - با دو در صد و نيم رای بيشتر از انتخابات پيشين- می توانست برنده محسوب شود، بازنده است. اين حزب با پيامی روشن به کارزار انتخاباتی وارد شد. رهبر حزب وستر وله گفته بود خيال دارد با دموکرات مسيحی ها و سوسيال مسيحی ها دولت ائتلافی تشکيل بدهد. حالا اين چند حزب اکثريتی برای حکومت کردن ندارند. بنا بر اين ليبرال ها با وجود رای چشم گير به هدف خود که بر کنار کردن ائتلاف "سرخ و سبز" است نائل نشدند. حزب ديگری که رشد چشمگيری داشت ائتلاف چپ است که از ابتدا گفته بود با هيچيک از احزاب موجود در دولت آتی ائتلاف نخواهد کرد و می خواهد نقش اپوزيسيون را در پارلمان ايفاء کند. در گذشته همواره اختلافی فاحش ميان رفتار مردم در انتخابات در شرق و غرب به چشم می خورد. امروز اين اختلاف تقريبا از ميان رفته و شکاف بيشتر ميان شمال و جنوب بچشم می خورد. مردم شمال آلمان بيشتر جانبدار سوسيال دموکرات ها هستند و جنوبی ها که بيشتر کاتوليک هستند، احزاب دست راستی دموکرات مسيحی و سوسيال مسيحی راترجيح می دهند.

بازی با رنگ ها

اگر بشود از پيام روشنی در اين انتخابات سخن گفت آن پيام اين است: ما به کسانی که از چند دههء پيش تاکنون سياست گزار و مسئول حکومت بوده اند اعتماد چندانی نداريم. مردم به دو حزب بزرگ گفته اند؛ هر دوی شمابه بيراهه رفته ايد. ما دنبال راه حلی نو هستيم. دنبال ائتلافی نو. از ديشب تا کنون رسانه های آلمان و کارشناسان مشغول راه يابی و چاره جويی هستند. پاره های رنگين را کنار هم می چينند. رنگ سياه علامت احزاب راستی دموکرات مسيحی و سوسيال مسيحی است که 2/35 در صد رای آورده، ده در صد کمر از پيشگويی های انتخاباتی هفته های پيش. نتيجهء رای گيری برای اين دو حزب: 225 کرسی در مجلس. حزب سوسيال دموکرات، به رنگ سرخ 3/34 رای آورده، ده در صدی بيشتر از پيشگويی های سياه هفته های پيش که ترجمهء آن 222 کرسی است در مجلس. درست به دليل رشد چشمگير از هنگام پيشگويی هاست که سوسيال دموکرات ها با وجود نداشتن اکثريت خود را برنده می بينند و حزب دموکرات مسيحی را با وجود 3 کرسی بيشتر در مجلس، باز به دليل پيشگويی های خوشبينانه پيشين، در حال حاضر بازندهء انتخابات می نامند.

ليبرال ها که علامت شان رنگ زرد است 8/9 در صد آرا را به خود اختصاص دادند که معنای آن 61 کرسی در مجلس است و سومين گروه از نظر کمی محسوب می شوند. استقبال از سبزها تغيير چندانی نداشته اند و 1/8در صد آراء را به خود اختصاص داده اند، يعنی 51 نماينده در مجلس آتی خواهند داشت و ائتلاف چپ با 7/8 درصد و 54 کرسی در مجلس حضور پيدا می کند. رنگ سرخ ائتلاف چپ پررنگ تر از رنگ سرخ سوسيال دموکرات هاست.

حالا زمان ائتلافات کهنه بسر رسيده است. نه سبز و سرخ می توانند حکومت کنند و نه زرد و سياه. هيچکدام اکثريت ندارند. آنگلا مرکل که با تبليغات به سبک آمريکايی وارد انتخابات شده بود، با کت گل بهی و فريادهای هوادارانش که پلاکات های "انجي" را در هوا تاب می دادند، اکنون رنگ باخته و با اينهمه ادعا می کند که به دليل اکثريت در مجلس (گرچه اکثريت فقط داشتن سه کرسی بيشتر است) نخست وزير آتی آلمان است و از هم اکنون برای انجام گفت و گو هايی برای يافتن شرکای ائتلافی خود تلاش می کند. شرودر نيز به دليل رشد چشمگير طرفدارانش در هفته های اخير خود را تاييد شده، منتخب مردم و نخست وزير آتی می داند. هيچکدام از دو حزب قوی با ائتلاف بزرگ ميانه ای ندارند و در جست و جوی راهی هستند برای برون رفت از اين بن بست. مثلا از طريق ائتلافی که رسانه ها نام "ائتلاف چراغ راهنمايي" بر آن گذاشته اند. يعنی ائتلاف سرخ (سوسيال دموکرات ها) و سبز (حزب سبز ها) و زرد (ليبرال دموکرات ها) .

اما ليبرال ها بعد از انتخابات تاکيد کرده اند که در صورتی که نتوانند با حزب دموکرات مسيحی حکومت کنند ترجيح می دهند در اپوزيسيون باقی بمانند. "ائتلاف چپ" هم بارها تاکيد کرده هيچگونه نزديکی با سوسيال دموکرات ها نمی بيند. يکی از رهبران اين ائتلاف اسکار لافونتن رقيب پيشين شرودر در حزب سوسيال دموکرات است که از قدرت بر کنار شده بود، مدت ها گوشهء عزلت گزيده بود تا اينکه چند ماه پيش از انتخابات رستاخيزی داشت با حزب دموکرات های سوسياليست. بنا بر اين جز اختلافات سياسی، جدالی که شرودر و لافونتن در گذشته داشته اند خود مانع همکاری نزديک اين دو گروه می شود. يک ائتلاف جديد هم ورد زبان رسانه هاست با عنوان "ائتلاف جامائيکا" (به دليل رنگ های پرچم جامائيکا) ائتلاف سياه و زرد و سبز. البته شهرت اين ائتلاف به معنای شانس بزرگی برای پذيرش اين گزينه نيست. يوشکا فيشر، وزير امور خارجه اعلام کرده، در صورتی که حزب سبز تصميم به ائتلاف با راست ها بگيرد، وی حاضر نيست در دولت آتی سمتی داشته باشد و نقشی ايفاء نمايد.


چگونه ائتلافی در چه زمانی تشکيل خواهد شد؟

بر اساس قوانين آلمان تا هنگامی که احزاب در مذاکرات خود برای تشکيل دولت ائتلافی به نتيجه نرسند و توافق حاصل نکنند، نخست وزير پيشين در مقام خود باقی می ماند. با توجه به وضعيت ناروشن و دشوار، انتظار می رود که گرهارد شرودر تا پايان سال مسيحی نخست وزير آلمان بماند.

درد مردم آلمان

مهم ترين مسالهء مردم آلمان در حال حاضر رکود اقتصادی، بيکاری و مشگلات جدی تامين بودجه دولت است. دولت آلمان گام به گام به سوی ورشکستگی نزديک می شود. هر سال مبلغی از بودجهء بيمارستان ها، دانشگاه ها، ادارات دولتی و نهاد های مردمی که دولت بودجهء آنرا تامين می کند کاسته می شود. هر چند گاه يکبار بيمه ها به دليل بيماری مزمن کسر بودجه، از پرداخت بخشی از کمک های درمانی ضروری معاف می شوند. قدرت خريد مردم شاغل بطور مستمر کاهش می يابد و حقوق بيکاری و کمک های اجتماعی به قعر دره سقوط کرده است. آلمان، اين غول اقتصادی، پيل مستی است که به سوی گيتی گرايی تلو تلو خوران پيش می رود. سرمايه داران هر روز بيشتر از روز پيش سرمايه های خود را به کشورهايی منتقل می کنند که توليد در آن ارزان تر انجام می گيرد. به کشور هايی که قوانين کار، دست کارفرما را برای بهره کشی از نيروی کار باز می گذارند و کارفرما ناچار نيست مبلغ هنگفتی بابت بيمهء تندرستی و بيمهء بيکاری کارگرانش بپردازد. در سال های گذشته دولت شرودر کوشش داشت تا با رفرم های نيم بند، دولت را از تنگنا خارج کند. به کارگران و حقوق بگيران بقبولاند که دوران سيانت آلمانی ها بسر آمده و امروز همه بايد کوشش بيشری کنند بلکه بتوانند بخشی از رفاه پيشين، رفاه خانوادگی و رفاه ملی را حفظ کنند. روندی که در آلمان با تحقير از آن به عنوان "آمريکايی شدن" توليد و روابط اجتماعی نام می برند. روندی که به همان اندازه که محبوبيتی ندارد، اجتناب ناپذير است.

نقاط اشتراک و افتراق دو حزب بزرگ

دو حزب بزرگ دمکرات مسيحی و سوسيال دموکرات هر دو بر سر روند کاهش خدمات اجتماعی دولت و گسترش خصوصی سازی توافق دارند. بحث بر سر روش، چگونگی و رنگ خصوصی سازی است. بر سر شکل براندازی اصل همبستگی در بيمه های درمانی است؛ اصل همبستگی به اين معنی است؛ کسانی که کمتر بيمار می شوند، به پاس تندرستی و بخشی از مخارج دارو و درمان بيماران را بعهده می گيرند. کسانی که درآمد بيشتری دارند پول بيشتری برای بيمه های تندرستی می پردازند و به اين ترتيب باری را از شانهء کسانی که در آمد کمتر و بچه های بيشتری دارند بر می دارند. اکنون جامعهء آلمان چهار نعل بسوی حذف اصل همبستگی و پذيرش اصل خصوصی سازی می تازد. به سوی جامعه ای پيش می رود که در آن کسانی که تندرست هستند و جوان ترها، ماهيانه پول کمتری بابت بيمه می پردازند. اختلاف دو حزب بزرگ بر سر نوع تاختن و سرعت تاخت و تاز به سوی چنين جامعهء نوينی است. راست هاکه با ليبرال ها ائتلاف می کنند می خواهند، بوروکراسی را کاهش دهند و ماليات ها را يکسان سازند. به اين ترتيب که بجای انواع و اقسام ماليات که در حال حاضر موجود است؛ شهروندان بجای پرداخت ماليات بر اساس وضعيت خانوادگی و تعداد فرزندان و سطح در آمد، همگان 25% از در آمد خود را بابت ماليات به دولت بپردازند.

نسخه ای که راست ها برای مبارزه با بيکاری دارند، کاهش مسئوليت کارفرمايان و باز گذاشتن دست صاحبان سرمايه تا ايشان ديگر دليلی برای انتقال سرمايه های خود و توليد در کشورهايی موسوم به "کشور های ارزان" نداشته باشند. مردم آلمان که از دست شرودر، نخست وزير آلمان به دليل رفرم ها و پائين آمدن در آمد و قدرت خريد خود به ستوه آمده اند، با رفتار خود در انتخابات نشان دادند که نمی خواهند ادارهء مملکت را به دست کسانی بسپارند که می خواهند همين رفرم ها را منتهی با شتاب و صراحت بيشتری پيش ببرند.