زندگی

خيزش جديد چپ در اروپا

 

چه کسی بطور جدی تصور می کرد که 15 سال بعد از فروپاشی بلوک شرق احزاب کمونيستی غرب بتوانند چنين قدرتی کسب نمايند؟ اتفاقات اخير در غرب مهمترين دليل اثباتی برای اين ادعا است
اگر دو حزب معروف و سنتی پ د اس آلمان و پ ار س ايتاليا موفق شوند با گذشته ها مرزبندی کنند و درون جامعه اروپا جا باز نمايند مطمئنا اين خود قدمی مهم در خيزش مجدد چپ ها در اروپا خواهد بود. تنها اين سئوال باقی می ماند که آيا ساختار سياسی اين احزاب می تواند خود را با اين اوضاع و احوال و اين وظايف پيش روی وقف دهد يا نه؟

هيلری واينوريت (گاردين) برگردان: ن.ج

 

 

 

 

چه کسی بطور جدی تصور می کرد که 15 سال بعد از فروپاشی بلوک شرق احزاب کمونيستی غرب بتوانند چنين قدرتی کسب نمايند؟
اتفاقات اخير در غرب مهمترين دليل اثباتی برای اين ادعا است. بدين صورت که حزب چپ آلمان درست 9 روز قبل از انتخابات آلمان چيزی در حدود 9% آراء را در سرتاسر آلمان بخود اختصاص داد.
در شرق آلمان جائی که حداقل مزدها ناچيز است و بيکاری بيداد می کند، حزب چپ محبوب ترين احزاب است. (حزب چپ ائتلافی است از حزب معروف شرق آلمان يعنی حزب سوسياليست دمکراتيک پ د اس / مجموعه ای از سازمانهای چپ غرب آلمان بنام (و آ اس گ) بديل انتخابات برای کار و عدالت اجتماعي/ بخشی جدا شده از حزب سوسيال دمکرات آلمان اس پ د/ در اين ائتلاف اتحاديه های کارگری نقشی اساسی دارد). قرار است تا دو سال آينده از اين ائتلاف حزب جديدی متولد گردد.
در ايتاليا حزب کمونيست ايتاليا (ريفونداسيونه کمونيستا) و بسياری از گروه های چپ که وارث حزب کمونيست سنتی ايتاليا يعنی حزب پ ار س می باشند از جنبش های راديکال اجتماعی دهه اخير سر بلند کرده اند.
در فرانسه حزب کمونيست پ س اف از تعداد بيشمار عضو برخوردار است. در سال های گذشته رهبر حزب خانم ماری گئورگه بوفت تلاش چندانی برای تغيير اوضاع و از بين بردن بی اعتمادی مردم به حزب نمی کرد اما در سال گذشته حزب کمونيست فرانسه نقش مهمی در آکسيون های چپ های فرانسه بر عليه قانون اساسی پارلمان اروپا داشت. اين آکسيون ها باعث گرديد تا درهای حزب مجددا باز گردد و با چپ بين المللی رابطه برقرار نمايد.
اتحاديه چپ های اسپانيا زير رهبری حزب کمونيست اسپانيا هنوز در پارلمان اروپا صاحب کرسی می باشند. در يونان کمونيست های سيناسپيسموس که انشعابی از حزب دمکراتيک کمونيست يونان می باشند درست بر خلاف (حزب پ د اس آلمان) و (حزب پ ار س ايتاليا) با مشکل کمبود عضو روبرو می باشند.
هر دو حزب (پ د اس آلمان) و (پ ار س ايتاليا) از وزنه ای اجتماعی برخوردارند و تلاش دارند با گذشته خود تصويه حساب کنند و تغييرات واقعی در اروپای مدرن به وجود آورند.
با وجود اينکه حزب پ د اس آلمان از ساختار درونی کهنه ای بر خوردار است، اما منتخبين فعالش به طور واقعی اکثرا جوانند. تا زمانی که ائتلاف جديد چپ ها به وجود آيد حزب پ د اس تنها در شرق آلمان بعنوان حزب فعال بود. اما ائتلاف با (و آ اس گ) تحت رهبری اسکار لافونته وزير اسبق دارائی آلمان که در واقع در ميان چپ های غرب آلمان جذابيت پيدا نموده است، برای حزب پ د اس اين امکان را فراهم ساخت تا در سرتاسر آلمان به بازسازی خود بپردازد. حزب پ د اس از يک حزب دولتی به يک حزب ريشه دار در جنبش اجتماعی که خواهان حل معضلات اقتصادی، فمنيستی و ديگر معضلات اجتماعی است تبديل گشت. مهمترين مشکل اين حزب اين است که اکثرا در شهرها و مناطقی حکومت می کند که از بنيه مالی ضعيفی برخوردار بوده و با مشکلات اقتصادی قدرتمندی بايد دست و پنجه نرم نمايد و در نهايت بايد سياستی را دنبال کند که شايد منتخبينش را از خود براند منتخبينی که بايد با آنها زندگی کند.
اما قدرت حزب کمونيست پ ار س ايتاليا در اعتماد جنبش های قدرتمند اجتماعی و راديکال اتحاديه های شوراهای محلی به اين حزب است. در انتخابات منطقه ای بهار امسال لئونيونه 12 منطقه از 14 منطقه را به خود اختصاص داد. در پوگليا جائی که ده سال تمام راست ها حکومت می نمودند، نيکی وندولا کانديدای هموسکسوئله کاتوليک کمونيست از حزب ريفون دازيونه توانست آرا را بخود اختصاص دهد. روند رفرم ها درون حزب ريفون دازيمونه و فرهنگ دمکراتيکش تاثيری مهمی داشت، بطوری که پ د اس آلمانی هم به آن مبتلا گشت. حزب رفون دازيونه در تجربياتش آموخت که چگونه می توان قدرتی سياسی خارج از حزب خود به وجود آورد، قدرتی که باعث گردد در ميان سايرين درخشان بود و حرف اول را زد. حزب پ د اس آلمان تاثير به سزائی از اين حزب گرفت.
چيزی که اين دو حزب را به يک ديگر وصل می کند آمادگی اين هر دو حزب برای قرار گرفتن در کنار جنبشی فعال است که در سال های 90 در تمامی اروپا به راه افتاد. جنبشی که زمانی فعال شد که بازار های مالی شروع نمودند موجوديت انسانها را مورد هدف قرار دهند. آنزمان پ د اس آلمان تنها حزبی بود که در مقابل سياست خشونت باری مبارزه نمود که هلموت کل صدراعظم آنزمان آلمان در شرق آلمان براه انداخت. در اين فاصله پ د اس آلمان رفرم های سختی را پشت سر نهاد. همچنين پ ار س ايتاليا هم روندی چنين دشوار را سپری نمود. خواست فايوستو برتينوتی رهبر سياسی حزب همکاری حزبش با اتحاديه های راديکال و جنبش های اجتماعی بود که در سال های 90 به خيابان های ايتاليا سرازير شدند. درست برعکس در فرانسه زمانی که سازمان های پايه ای اتحاديه های کارگری به همراه اتحاديه بی خانمان ها و بيکاران متحدا بر عليه سياست آلين جوپه اعتراض نمودند درست در آن زمان حزب کمونيست فرانسه خارج از اين فعاليت ها مشغول ائتلاف با سوسياليست ها بود.
تغيير جهت حزب کمونيست فرانسه زمانی روی داد که اين حزب در آکسيونهای بر عليه قانون اساسی پارلمان اروپا فعال گشت. نهادهای سياسی فرانسه سمت و سوئی در جهت تقويت دستگاه سياسی فرانسه دارند. انتخابات بعدی فرانسه در سال 2007 انجام خواهد پذيرفت. از هم اکنون يعنی دو سال قبل از انتخابات چشم انداز يک ائتلاف چپ در فرانسه ضعيف است. زيرا که تمامی احزاب مجبورند کانديدا های خود را معرفی نمايند. از سوی ديگر در فرانسه چپ ها بشدت بر روی مسئله مسلمانان فرانسه با هم اختلاف دارند. به اين صورت که تا چه حد مسلمانان که در واقع 10% جمعيت فرانسه را تشکيل می دهند از حقوق شهروندی برخوردار شوند. بخشی از حزب اعتقاد دارد که فرانسه يک جمهوری سکولار است و مسلمانان بايد از حقوق مذهبی چون حضور با حجاب و روسری در مدارس خودداری کنند. اين مسئله خود باعث شده که جنبش های مهم اجتماعی در فرانسه با حزب بيگانه باشند. زيرا که به اعتقاد آنها مسئله بر سر حقوق بشر و تمايلات راسيستی است.
اگر دو حزب معروف و سنتی پ د اس آلمان و پ ار س ايتاليا موفق شوند با گذشته ها مرزبندی کنند و درون جامعه اروپا جا باز نمايند مطمئنا اين خود قدمی مهم در خيزش مجدد چپ ها در اروپا خواهد بود. تنها اين سئوال باقی می ماند که آيا ساختار سياسی اين احزاب می تواند خود را با اين اوضاع و احوال و اين وظايف پيش روی وقف دهد يا نه؟ مطمئنا در آينده اين پرسش پاسخ خود را خواهد يافت.



توضيح مترجم: هيلری واينوريت روزنامه (رد پپر) ورق سرخ را بيرون می دهد و رئيس بخش تحقيقات (نيو پوليتيک پرويکت) در استيتوی چند مليتی می باشد.

 
برای اطلاع بيشتر به سايت های زير مراجعه نمائيد.
www.european-left.org
 
www.european-left.org/about/memberparties