زندگی

سه یــار دبســـتانی

  فريد خروش


در ماه مه ۱۹۹۶ زمانى كه همه نگاه ها به ظهور ناگهانى و غافلگيركننده طالبان معطوف بود، به دور از اين هياهو و جنجال ها يك فروند جت شخصى در فرودگاه شهر جلال آباد افغانستان به زمين نشست. از اين هواپيما كه به نظر مى رسيد از راه دور و درازى به اين گوشه دنيا آمده است، مردى پياده شده كه ۳ همسر و ۱۳ فرزندش را نيز به همراه داشت و به وضوح خسته و نااميد به نظر مى رسيد. در آن روز با اينكه اين مرد مايوس در دنيا چندان شناخته شده نبود، اما خاندان سلطنتى عربستان سعودى به ويژه شاهزاده نايف وزير كشور و شاهزاده تركى الفيصل رئيس سازمان استخبارات عربستان به خوبى او را مى شناختند و نمى توانستند از اين ياس و درماندگى اش خوشحال نباشند. زيرا همين چند ماه پيش بود كه اين مرد در يك ديدار رسمى با لحن بسيار زننده و توهين آميز شاهزاده نايف را نوكر آمريكا و خائن به اسلام خوانده بود. اين مرد مايوس كه تازگى ها به معناى واقعى در اين دنياى پهناور بى وطن نيز شده بود، كسى نبود جز رئيس بزرگ عرب _ افغان ها اسامه بن لادن كه همراه خانواده اش و تعدادى از جنگجويان عرب _ افغان پس از اخراج از سودان با يك هواپيماى اجاره اى از آنجا به جلال آباد پرواز كرده بود.

حدود دو سال قبل از اين رويداد بن لادن پس از اينكه از كشمكش ها و درگيرى هاى داخلى گروه هاى جهادى افغانستان سرخورده شد به كشورش بازگشت. در عربستان از اين اشراف زاده مجاهد كه جهاد با كفار در كوه هاى افغانستان را به زندگى اشرافى ترجيح داده و باعث اداى دين و ايفاى تعهد خاندان سلطنتى سعودى به جهاد مسلمانان شده بود، مانند يك قهرمان استقبال به عمل آمد. در آن روزگار دليلى وجود نداشت كه خاندان آل سعود از اسامه چنين شاهانه استقبال نكند. هر چند كه او اصالتاً يك شاهزاده سعودى نبود، اما با ارتباط بسيار نزديك و عميقى كه با اين خاندان داشت به اندازه يك شاهزاده واقعى داراى مقام و منزلت بود.

در پيشينه زندگى اسامه از كودكى تا زمانى كه تحصيلاتش را در رشته مديريت تجارى در مقطع فوق ليسانس در دانشگاه عبدالعزيز به اتمام رساند و حتى پس از آنكه چندين سال را در بين مجاهدين افغان به سر برد، هيچ نكته نگران كننده اى وجود نداشت كه باعث هراس خاندان سلطنتى شود. قبل از اينكه بن لادن عازم جبهه هاى جهاد افغانستان شود، ژنرال حميد گل رئيس سابق
ISI (سازمان اطلاعاتى پاكستان) بارها از تركى الفيصل رئيس سازمان استخبارات عربستان درخواست كرده بود كه يك فرد از خاندان سلطنتى را به فرماندهى اعرابى بگمارد كه در افغانستان با ارتش شوروى مى جنگيدند تا تعهد خانواده سلطنتى به جهاد مسلمانان محرز شود. بنابراين هنگامى كه بن لادن براى اين كار اعلام آمادگى كرد، خانواده سلطنتى با خوشحالى آن را پذيرفتند. از همان زمان ها بود كه بن لادن، ژنرال حميد گل و شاهزاده تركى الفيصل بنا به دلايل مشترك به صورت دوستان و متحدان بسيار نزديك در آمدند.

اما خاندان سلطنتى سعودى بسيار دير، يعنى زمانى به تغيير و تحول عميق روانى و عقيدتى اسامه پى بردند كه آمريكا در جنگ اول خليج فارس به عراق حمله كرد. در آن زمان اسامه در عربستان به سر مى برد و بلافاصله پس از اين رويداد به جمع آورى و سازماندهى عرب _ افغان ها به منظور جهاد با آمريكا در عراق شروع كرد و به موازات آن خاندان سعودى را به دليل همراهى اش با آمريكا مورد انتقادهاى تندى قرار داد. ولى زمانى كه به دعوت شاه فهد ۵۴ هزار سرباز آمريكايى در عربستان مستقر شدند، بن لادن كاملاً بهت زده شد. از همان زمان هم او و هم خاندان سلطنتی به اين نکته پی بردند که ديگر هيچ مولفه وجود ندارد که اهداف آنها به يک سمت و سو به چرخش درآورد. بنابراين فشارها و محدوديت ها بر بن لادن براى وادار كردن او به ترك عربستان آغاز و او به زودى مجبور شد با تعدادى از پيروانش به سومالى و سپس سودان برود، جايى كه براى او و ديگر عرب _ افغان ها نويد مبارزه و جهاد بر ضدآمريكا را مى داد. سرانجام در سال ۱۹۹۴ آخرين رشته هاى پيونددهنده او و خاندان سلطنتى سعودى تحت فشارهاى آمريكا قطع شد و حكومت عربستان در اقدامى بى سابقه تابعيت عربستانى وى را لغو كرد و در واقع با اين اقدام هر چند كه وى در سراسر اين كره خاكى بى وطن و بى سرزمين شد، اما اولين سنگ بناى جهان وطنى شدن اسامه و فرامليتى شدن سازمان القاعده نيز نهاده شد. مدتى بعد وى از سودان نيز اخراج و رهسپار افغانستان شد.

اينك حدود هشت سال از تاريخى مى گذرد كه اين شاهزاده طغيانگر و بى وطن با ياس و نااميدى به جلال آباد افغانستان پناه آورد. اما اسامه هيچ وقت اين روز و اين تحقير و درماندگى را از خاطر نبرد و هشت سال منتظر روزى نشست كه انتقامش را از خاندان سلطنتى سعودى كه از نظر او فاسد و سرسپرده آمريكا است بگيرد. اگر او زودتر از اينها به سراغ خاندان سلطنتى سعودى نرفت به اين دليل بود كه هم توانش ضعيف بود و هم به كارهاى مهم ديگرى مانند سازماندهى القاعده مطابق با شرايط پس از دوران جنگ سرد و تبديل آن به يك سازمان فرامليتى، كمك به طالبان براى تسخير افغانستان، آغاز مبارزه عملى با آمريكا در قالب بمب گذارى سفارتخانه هاى اين كشور در آفريقا، حمله انتحارى به ناو جنگى آمريكا در يمن، برنامه ريزى و اجراى حمله ۱۱ سپتامبر، انتقال كانون داغ مبارزه و جهاد بر ضد آمريكا به عراق و... مصروف بود. اما بالاخره اينك به نظر مى رسد بن لادن جنگى را كه از مدت ها پيش قابل انتظار بود، بر ضد خاندان سلطنتى سعودى آغاز كرده است.

در آغاز اين جنگ القاعده بسيار طوفانى ظاهر شد و نه تنها سراسر شبه جزيره امن عربستان را براى آمريكايى ها و غربى ها ناامن كرده، بلكه آنقدر توانايى در خود مى بيند كه در همان ابتدا با حمله به مراكز امنيتى عربستان، سازمان استخبارات اين كشور را مستقيماً به مبارزه دعوت كرده است. سلسله حوادث روزهاى اخير در عربستان كه با اقدامات القاعده در قالب بمب گذارى، حمله به اتباع غربى و گروگانگيرى آمريكايى ها به اجرا درآمد، خواب خاندان سلطنتى سعودى را به سختى آشفته كرده است. در حقيقت در حال حاضر حوزه نفوذ و فعاليت هاى بن لادن در سراسر دنيا گسترش يافته است و القاعده آنقدر توانايى دارد كه تنها با راه انداختن يك رشته انفجارهاى مرگبار، متحد استراتژيك و ارزشمند آمريكا خوسه ماريا آسنار را از اريكه قدرت در اسپانيا به زير بكشد و كشورش را مجبور كند با بيرون كشيدن نيروهاى نظامى اش از عراق، آمريكا را در سخت ترين شرايط تنها بگذارد. القاعده مى تواند نتايج انتخابات در بسيارى از كشورها را به نحو دلخواهش رقم بزند و حتى قدرت جورج بوش و تونى بلر را دچار چالش و تزلزل كند.

آنچه كه مستقيماً به عربستان مربوط مى شود القاعده مى تواند با ايجاد ناامنى و حمله به منابع و شاهراه هاى نفتى اين كشور از يك سو افزايش قيمت جهانى نفت را به ضرر آمريكا و كشورهاى غربى رقم بزند و از سوى ديگر مهمترين و در واقع تنها منبع درآمد خاندان سعودى را با مخاطره و ركود مواجه سازد. زمامداران عربستان در اين جنگ با دشمنى درگيرند كه نمى توانند آن را ببيند و در واقع همان طور كه به تازگى يك بنياد مطالعات استراتژيك در انگلستان اعلام كرده است، القاعده در همه جا هست و در هيچ جا نيست و حملات آمريكا بر ضد اين سازمان به تضعيف آن منجر نشده است، بلكه تنها تاكتيك ها و روش هاى مبارزاتى آن را پيچيده تر و قوى تر كرده است. طورى كه اينك القاعده در بيش از ۶۰ كشور دنيا به صورت مريى و نامريى حضور فعال دارد. علاوه بر اين خاندان سعودى به اين امر نيز آگاهند كه در اين مبارزه هر چه بيشتر به كمك هاى آمريكا تكيه كند، به همان اندازه در ابعاد داخلى نتيجه معكوس به بار خواهد آورد.

استراتژيست مشهور آمريكايى ساموئل هانتينگتون در مورد القاعده و سازمان هاى تندرو اسلامى معتقد است اين سازمان ها هر چند كه از مهارت هاى مبارزاتى بالايى برخوردار است، اما براى هژمونى برتر آمريكا از اين ناحيه چندان خطرآفرين نيستند. آنچه كه اين سازمان ها را براى غرب خطرآفرين كرده است، نوعى احساس قدرت و اعتماد به نفس ناشى از كاميابى هاى گذشته شان عليه ارتش شوروى و حادثه ۱۱ سپتامبر و تمايل و باور عميق شان به پيروزى هاى آينده است. در واقع همين باور و اعتقاد به پيروزى است كه القاعده، آمريكا را در سراسر دنيا و به ويژه در عراق، افغانستان و عربستان به مبارزه و رويارويى مستقيم مى طلبد و اين همان چيزى است كه زمامداران سعودى به شدت از آن هراس دارند.

آيا خاندان سلطنتى سعودى در بيرون راندن بن لادن از عربستان و لغو حق شهروندى وى، امرى كه نفوذ، اعتبار و كنترل سعودى ها را بر او و همكارانش از بين برد، دچار يك محاسبه اشتباه و خطاى استراتژيك شد؟ و يا اين خاندان اينك كفاره گناهانى را مى پردازد كه با گسيل صدها ميليون دلار و صدها عرب افراطى به سراسر دنياى اسلام از كشمير گرفته تا پاكستان، افغانستان، چچن و كشورهاى آسياى مركزى به منظور گسترش آئين وهابيت و همچنين هدايت و انتقال نارضايتى هاى داخلى به خارج از عربستان باعث بى ثباتى هاى فراگير و تضادها و كشتارهاى خونين فرقه اى در اين مناطق شد؟

در جواب اين پرسشها بسيارى از تحليلگران معتقدند در آن شرايط سعودى ها كار ديگرى غير از اين نمى توانستند انجام دهند. برخى ديگر از اين تحليلگران بر اين باورند كه زمامداران عربستان در محاسبات شان دچار اشتباه شده و تلقى شان اين بود كه با لغو حق شهروندى و بيرون راندن اسامه از عربستان، در شرايطى كه در ديگر جاهاى دنيا و از جمله در افغانستان زمينه مساعدى براى فعاليت او وجود نداشت، به زودى به فراموشى سپرده مى شود. اما واقعيت هر چه باشد، آنچه که روشن است اينک موج ها برگشته و بن لادن جنگ و رويارويى را با خاندان سعودى در قلب شبه جزيره كشانده است و مصمم است علاوه بر جهاد بر ضدكفار، كمى به امور كشور خودش هم بپردازد. جايى كه او بيش از هر جاى ديگرى با نقاط ضعفش آشنا است و در بين مردم عادى و حتى در درون خاندان سلطنتى سعودى طرفدار دارد. ممكن است نتيجه نهايى اين رويارويى به اين زودى ها مشخص نشود، اما ترديدى نيست كه اسامه در كشور خودش و در گرفتن انتقام از خاندان سعودى به هيچ چيز كمتر از سرنگونى اين خاندان و روى كار آمدن يك حكومت اسلامى ضد غربى و آمريكايى در عربستان رضايت نخواهد داد.