|
گاردین:
ماموریت
شکست خورده در افغانستان

حمله مسلحانه به مراسمی با حضور حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان، شمار زیادی از
مقامات بلندپایه این کشور و مهمانان خارجی از جمله سفیران آمریکا و بریتانیا،
بازتاب گسترده ای در روزنامه های چاپ لندن، از جمله گاردین داشته است.
روزنامه گاردین در سرمقاله روز (دوشنبه29اپریل) خود نوشته است اگر گلوله ها و راکت
هایی که با هدف ترور حامد کرزی شلیک شد، به هدف می رسید، این امر می توانست نشانه
روشنی از شکست تلاش های ناتو برای ثبات افغانستان تلقی شود.
نویسنده این مقاله، با تاکید بر اینکه شش سال پس از حمله نیروهای تحت فرمان آمریکا
به افغانستان، وضعیت این کشور، روز به روز بدتر می شود، می نویسد مثالی از این واضح
تر که شبه نظامیان مسلح به راکت، خود را تا فاصله صدمتری جایگاه به شدت محافظت شده
مقامات ارشد دولتی، جنگسالاران سابق و دیپلمات های خارجی می رسانند؟
همانگونه که روزنامه گاردین نوشته، در این حمله، دو نفر که در فاصله حدود سی متری
آقای کرزی نشسته بودند، کشته شدند.
حاکمیت 'شبه طالبانی'
نویسنده این مقاله که زیر عنوان "ماموریت شکست خورده" نوشته شده، تاکید می کند که
هیچ برنامه یا وفاق جمعی، در مورد چگونگی باثبات کردن افغانستان وجود ندارد.
به نوشته این روزنامه، منابع نظامی آمریکا و بریتانیا، آشکارا فکر می کنند حامد
کرزی رهبر ضعیفی است و از کنار زدن مقامات فاسد و مقابله موثر با تجارت مواد مخدر
ناتوان یا بی میل است.
به نظر نویسنده این روزنامه معتبر انگلیسی، درحالی که آقای کرزی سال آینده،
انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن انتخابات پارلمانی را درپیش روی دارد، بیم آن می
رود که کشورش، در حال سقوط به ورطه حاکمیت شبه طالبانی است.
سرمقاله نویس گاردین، در این مورد، به تلاش های وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان
برای بازداشتن شبکه های آزاد تلویزیونی از ادامه پخش سریال های محبوب هندی اشاره می
کند.
انتقاد کرزی از دستگیری طالبان
آقای کرزی اخیراً در مصاحبه ای با روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، با انتقاد از
عملکرد نظامیان آمریکایی و بریتانیایی در کشورش، گفته است اقدام این نیروها به
بازداشت شبه نظامیان طالبان و طرفدران آنها، تلاش های دولت او برای راضی کردن
طالبان به کنار گذاشتن اسلحه شان را ناکام می کند.
به باور سرمقاله نویس روزنامه گاردین، انتقادهای پیاپی حامد کرزی از کشورهایی که او
را به قدرت رسانده اند و بازگشت قوانین طالبانی به کشورش، می تواند انگیزه های
سیاسی داشته باشد و آقای کرزی می خواهد در انتخابات آینده، چهره ای مستقل تر و ملی
گرا از خود نشان دهد.
رئیس جمهور افغانستان ظاهراً انتقاد کرده است که شبه نظامیان طالبان، نباید مجبور
به ترک افغانستان می شدند؛ گاردین در این مورد می نویسد طالبان هیچگاه مجبور به ترک
افغانستان نشدند و به طور گسترده ای دیده می شوند، "نه تنها در ده درصد قلمرو تحت
کنترل خودشان، بلکه در سی درصدی که توسط دولت افغانستان کنترل می شود هم هستند".
نفع کرزی از مذاکره با طالبان
نویسنده گاردین در ادامه به وجود فساد اداری و قوم و خویش گرایی در دولت افغانستان
اشاره می کند و همچنین ابراز عقیده می کند که یکی از دلایلی که آقای کرزی، با
ماموریت پدی اشداون در نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان مخالفت کرد و یا دلیل
اخراج دو دیپلمات اروپایی از آن کشور، فقط این نبوده که آنها راه مذاکره با طالبان
را سد می کردند، بلکه آن دو، سرگرم گفتگو با طالبان بودند، اما به نظر نویسنده،
نگرانی آقای کرزی از این بوده که نمی توانسته از این مذاکرات، به نفع خود بهره
برداری کند.
گاردین می افزاید: آقای کرزی ادعا می کند که تنها فردی است که می تواند کشورش را
رهبری کند؛ ژنرال پرویز مشرف نیز چنین ادعایی می کرد، اما دولت جدید در اسلام آباد،
نشان داد که همیشه، یک جایگزین وجود دارد.
نویسنده این مقاله، در پایان می نویسد: "بدون یک استراتژی روشن در مقابله با
شورشها، که گفتگو با طالبان را نیز دربر می گیرد، و یک عملیات خارجی مبتنی بر کمک،
افغانستان می تواند به سرنوشت عراق دچار شود."

کنفدراسیون
امارت متحده طالبان و تجزیه افغانستان و
پاکستان
سه شنبه ۲۴
میزان ۱۳۸۶
The new
Taliban :Guardian unlimitted
شش سال از سقوط حکومت تروریسم
طالبانی بنام امارت اسلامی افغانستان میگذرد و
اما اینک در پیش چشمان جامعه جهانی ما شاهد ظهور
طالبستان بنام «کنفدراسیون امارت
متحده طالبان» در بخش های جنوبی قلمرو افغانستان و هفت ایجنسی
قبایل خود مختار
پاکستان خواهیم بود.
تا این اواخر یک
نوع خود مختاری مخفی و دادن امتیازات اقتصادی، سیاسی و
نظامی و هم چنان آزادی عمل
در تولید و قاچاق مواد مخدر بخاطر رضایت طالبان و حامیان شان در
مناطق جنوب
افغانستان وجود داشت. هم چنان مذاکرات سپردن اختیارات ده ولایت جنوبی افغانستان به
طالبان که تا بحال شایعه آن وجود داشت، سر انجام بطور
رسمی از طرف طالبان مطرح
گردید. این طرح طالبان در واقع گامی رسمی و عملی بسوی ایجاد«
کنفدراسیون امارت
متحده طالبان» و تجزیه افغانستان و پاکستان است که در مقاله کنونی توسط جسن بورک در
هفته نامه آبزرور چاپ بریتانیا به چاپ رسیده است.
«در نوار مرزی میان افغانستان و پاکستان یک دولتی بی
قانون و وحشی در
حال تولد شدن است. اما هم زمان به آن جنگ بر سر کنترول دولت در حال تشکل
میان جنگسالاران قبیلوی و ملیشا های اسلامی نیز سرعت
گرفته است.» این مطلب را جسن
بورک خبرنگار آبزرور اظهار داشته است. وی اخیراً در عمق این
مناطق سفر نموده است تا
معلوم کند که کی ها در عقب آن قرار دارند.
جسن
بورک در یک گزارش مفصل فاکتور های مختلف از ساختار جغرافیایی
صعب العبور قبایلی گرفته تا سنت های محلی عقب ماند و از
نفوذ جنگسالاران قبیلوی،
ملیشا های اسلامی محلی و خارجی گرفته تا قاچاق و تو لید مواد
مخدر ، تجارت سلاح
و جنایات سازمانده شده رادر شکل گیری دولت طالبی تاثیرگزار می
داند. اما آنچه درین
مقاله کمتر توجه شده به بازی های دولت پاکستان در رشد و تربیت
تروریسم و فریبکاری
های مشرف و سازمان آی اس آی است. هم چنان در مقاله مذکور به
اشتباهات، سیاست های
خام و بازی های چند پهلوی غرب بویژه واشنگتن و لندن در تحت نام
جنگ با تروریسم که
نه تنها منطقه را ازتروریسم نجات ندادند، بلکه راه را به ایجاد کنفدراسیون
تروریستان و تجزیه خاک افغانستان و پاکستان نیز مساعد
ساختند، هیچ اشاره ای نشده
است. در همین سلسله به نقش ضعیف و سیاست های طالب طلبی رژیم
کرزی و تقاضاها از ملا
عمر و گلبدین بحیث سرکردگان فاجعه کنونی در افغانستان هیچگونه
اشاره نشده است. اما
خبرنگار بیشتر اشاره و هوشدار به ایجاد دولت تروریستان و خطر
تجزیه کشور های
افغانستان و پاکستان نموده است.
خشونت ها در
هفته های اخیر در افغانستان و پاکستان به اوج خود رسیده اند.
نیرو های محرکه اصلی
خشونت های جاری در جنوب غرب آسیا را می توان بطور ساده این طور
بیان نمود: طالبان
بعد از شکست شان در پی حوادث 2001 به کمک بن لادن و ایمن الظواهری دوباره جان
گرفته اند و در نتیجه جنگ ها را برای گرفتن قدرت مجدد در
افغانستان به راه انداخته
اند. و شاید هم در صورت پیشرفت سریع در صدد تسخیر سلاح های اتمی
پاکستان باشند. اما
در واقعیت وضعیت از این هم پیچیده تر است. این جنگ ها آنقدر
پیچیده و نا متعارف اند
که به مشکل می توان آنانرا با جنگ های سده نزدهم با انارشیست
ها ویا به بن بست ها
در 1916 در جبهه غربی مقایسه نمود.
جمع آوری معلومات برای مراکز مطالعات استراتیژیک جنگ با
تروریسم در مورد موقعیت ناتو و جنگ های آنها با ستیزه
جویان در مناطق دور افتاده در
اطراف شهر های پاکستان نظیر پشاور و اسلام آباد و هم چنان کابل
و قندهار کار بسیار
ساده است. آما آنچه ما مواجه به حقیقت هستیم، صرف ظهور ستیزه
جویانی بنام طالبان
نیست، بلکه ما عملاً مواجه به دولت جدید در حال ظهور بدون
مرزهای رسمی هستیم که
حتا تا حال نام ندارد. این دولت متشکل از کنفدراسیون هرج و مرج
جنگسالاران
قبیلوی-مذهبی است که بزرگترین تهدید را نه تنها به ثبات و تمامیت ارضی افغانستان و
پاکستان متوجه نموده است، بلکه عواقب خیلی خطر ناک برای
امنیت جهانی نیز خواهد
داشت.
مطابق به گزارشات منابع استخباراتی بن لادن شبکه
تروریستی خویش را در
افغانستان مانند سالهای 90 دوباره ایجاد نمودند. با آنکه سازمان
القاعده تلفاتی
زیادی داده ، اما آنها هر گز کمبود جنگجویان را احساس نکرده اند و همواره گروه های
تازه نفس به صفوف آنها می پیوندند. هم چنان بر اساس
گزارش استخبارات انگلیس گروه
های ازبک تبار در تحت رهبری طاهر یولداش در مناطق قبایلی
پاکستان که در سال 2003
کمتر از 600 جنگجو داشتند، در حال حاضر تعداد آنها به سه چند
افزایش یافته است. به
عقیده کارشناسان استخبارات انگلیس در حال حاضر مناطق قبایلی
پاکستان به« بزرگترین
مرکز تربیت جنگجویان اسلامی» در جهان مبدل شده است.
در هفته اخیر آرتش پاکستان در جنگ در مناطق قبایلی متحمل
تلفات شدید شدند و باوجود بهانه عید، موفق به اتش بس با
ملیشه ها نشدند. و هزازاران
مهاجر از نواحی جنگ زده فرار نموده و حکایت از باران راکت بر سر
خانه و کاشانه شان
نمودند.
در همسایگی مناطق جنوب و شرق افغانستان، مناطق خود مختار
قبایلی موقعیت دارد
که جنگ برای آنها در طول سده ها بحیث فرهنگ و طرز زندگی شان مبدل شده
است. به قول لطیف افریدی خان یک قبیله: « یک پشتون
زمانیکه به بیرون میرود با خود
کله شینکوف خود را می برد مانند اینکه یک غربی به بیرون با خود
تلفون موبایل خویش
را میبرد».« آنها جنگ کردن را از زمانیکه تازه راه رفتن را یاد
میگیرند، فرا می
گیرند». جنگ وخشونت میان قبایلی ها بطوردومدار به یک رسم زندگی تبدیل شده است.
هفته قبل قبایل اطراف پشاور بر سر آب و منابع باهم درگیر
شده از راکت و ماشیندار بر
علیه یکدیگر استفاده نمودند.
در مورد اسلام باید گفت در سالهای اخیر آیدیولوژیک
اعراب افراطی شرق
میانه به رهبری بن لادن در میان قبایلی پشتون دو طرف خط دیورند گسترش
یافته ، آنها را در مقابل حکومات مرکزی قرارداد. حمله
غرب بر جهان اسلام، آنها را
رادیکال ساخته در جبهه جهاد قرارداده است.
یکی از فاکتور های خیلی نیرومند در سه
دهه اخیر، قوت گرفتن دیوبندیسم افراطی در برابر نفوذ
خوانین قبیلوی است که در نتیجه
قدرت سنتی از دست خانها به ملا های رادیکال انقال گردید. به نظر
پروفیسر ضیاء الله
استاد دانشگاه پشاور:« ساختار سنتی قبیلوی همراه با نقش خوانین قبایل، زمینداران
بزرگ و یا تجاران که با شخصیت های مذهبی مشترکاً قدرت
را همواره حفظ میکردند،
فروریخته است. در حال حاضر ملا و طالب قدرت را بدست دارند. در
نتیجه سیستمی سنتی که
در طول سده ها حاکم بود، مضمحل شد.»
همین ملاهای تازه به قدرت رسیده از طریق آموزش
های مذهبی شان
ملیشه های خصوصی را بنام طالبان پاکستانی ایجاد نموده اند.
واقعیت اینست که آنها
تقریباً یک دولت کوچک کنفدرالی متشکل از جنگسالاران را در مناطق
قبایلی اداره
میکنند. آنها تقریباً تمام نمایندگان دولت مرکزی را از محلات شان بیرون رانده اند.
به عقیده برخی ناظران هر چند دولت آنها تا هنوز مرز
رسمی و بیرق رسمی ندارد، اما
آنها نظام قضایی، ساختار اتنیکی، آیدیو لوژی، فرهنگ و مذهب خود
را تا حال ساخته
اند. عساکر دولتی از همین دولت نطفه یی، پُر هرج و مرج در منطقه میر علی در هفته
گذشته ترسیدند.
اما پائین تر از میر علی، میرامشاه موقعیت دارد جایکه
جلال الدین حقانی
از زمان جنگ مجاهدین باشورویها تا اکنون کنترول میکند. بر اساس
اطلاعات منابع استخباراتی اخیراً وی بطور مرموزی درگذشته
است و بجای وی پسر وی سراج
الدین حقانی فعالیت میکند. هم چنان به گفته منابع استخباراتی
گروپ پسر حقانی به کمک
سه جنگ سالار محلی نیرو های کافی در جنگ با ارتش پاکستان فراهم
نموده و توانست
منطقه میر علی را از کنترول دولت پاکستان خارج سازد. نیرو های حقانی در حال حاضر
ساحه نفوذ خویش را از خوست، پکتیا و پکتیکا تا غزنی و تا
ارزگان گسترش داده است. گفته
میشود وی مدعی اصلی ریاست این دولت نو تشکیل در مناطق قبایلی است.
یکی از عواملیکه خانواده حقانی را قدرتمند ساخته است،
ثروت های باد آور
از زمان جهاد بدین طرف از منابع عربی( مانند شیخ های خلیج فارس و
عربستان سعودی و زکات مردم مسلمان عرب)، حمایت غربی ها،
و هم چنان از قاچاق مواد
مخدر و فروش اسلحه است. آنها به کمک این نوع ثروت و سرمایه ها
توانستند اعتبار و
قدرت در میان مجاهدین و مردم محل بدست بیاورند.
پول در صحنه بازی های جنوب غرب آسیا یک بازیگر بسیار مهم
است. هرچند پول برای همه
جنگجویان افغان برای نیازمندی ها و مصارف جنگی مهم است، ما برای
جلب قبایلی ها به جنگ پول و قاچاق مواد مخدر ارزش خاص
دارد. چنانچه اخیراً دولت
پاکستان با پرداخت ده هزار تا صد هزار توانست پنج ملیشه های
قبایلی را راضی سازد که
سلاح شانرا به زمین بگذارند. گفته میشود رهبران القاعده نیز با
پرداخت پول های گزاف
برای جلب حمایت گروه های محلی بر علیه نیرو های دولت پاکستان
مصرف میکنند.
مطابق به منابع بریتانیا به مشکل می توان میان طالبان
افغانستان و پاکستان تفکیک نمود، آنها نه تنها از لحاظ
فرهنگی و مذهبی باهم مشابهت
ها دارند، بلکه اهداف و آیدویولوژی مشترک نیز دارند. در گزارش
اخیر سازمان ملل گفته میشود در
اکثر کشور های جهان که تا حال دیده شده است بمب گزاران انتحاری
افراد بی سواد و فقیر نمی باشند، اما در افغانستان افراد
جوان، بی سواد و فقیر در
عملیات انتحاری استخدام میشوند. هم چنان گفته میشد که بیشتر از
هشتاد فیصد افراد
انتحاری غیر افغان هستند. در عملیات انتحاری خزان سال گذشته یک پسر بچه از مناطق
چهارصده پاکستان استخدام شده بود و بخاطر عملیه انتحاری
بر علیه قوت های غربی در
حدود هزار میل را سفر نموده بود تا ماموریت خویش را انجام دهد.
جنگ در هلمند و قندهار صرف با انگیزه های مذهبی صورت نمی
گیرد، رقابت های درون قبیلوی و قاچاق مواد مخدر نیز
فاکتور های خیلی تاثیرگذار اند.
روابط میان شبکه های دیوبندی از افغانستان تا پاکستان را نیز نباید از نظر دور
نگهداشت. مولانا راحت حسین در پشاور در گفتگو با آبزرور
گفت که اکثریت رهبران
طالبان هم صنفی های وی در مدرسه دیوبندی بودند. به گفته راحت
حسین جنگی راکه
برادران طالبم بر علیه خارجی ها در افغانستان به پیش میبرند، انشاء الله پیروز
میشود. یک افسر نظامی بریتانیا میگوید آنها از جیب جسد
یک طالب افغانی پول های زیاد
کلدار را بدست آوردند که نشان میدهد وی از طرف پاکستان استخدام
شده است. به گفته
موصوف برای ما تفکیک پاکستانی و افغان خیلی دشوار است.
واقعیت اینست که
ایجاد دولت ملت از مردم افغانستان در حدود مرزهای بی
کنترول و نامشخص اصلاً یک خواب
بیش نخواهد بود.
یک منبع محرم بریتانیا به خبرنگار آبزرور گفت یک
خطر خیلی جدی
وجود دارد که مناطق شرقی و جنوبی افغانستان که تا حال چندان
دولت کابل بر آنها
کنترول نداشت بحیث دیفاکتو به مناطق آزاد مبدل شوند. این در واقع شبح کنفدراسیون
دولت جنگ سالاری که در حال شکل گرفتن در مناطق قبایلی
پاکستان است را نشان میدهد
که با الحاق مناطق قلمرو جنوبی افغانستان گسترش خواهد یافت.«
این در واقع امارت
متحده طالبان و زننده ترین مکان خواهد بود. در نتیجه محفوظ ترین و تسخیر ناپزیر
ترین لانه برای تروریستان جهان خواهد شد که جهان تا حال
نظیرش را ندیده باشد»
اما عده ای دیگری امید وارند که امارت متحده طالبان در
مزهای جدید
افغانستان برای مشکل افغانستان حل سریع پیدا خواهد نمود. اخیراً دولت پاکستان
در نتیجه نبود تجهیزات کافی و یا دوکتورین نظامی در
برابر جنگجویان ملیشه در قبایل
پاکستان شکست خوردند.« عساکر پاکستان روحیه جنگی خویش را در جنگ
با جنگسالاران محلی
از دست دادند. آنها تلفات سنگین را متحمل شده و صد ها تن دیگر
آنها به اسارت ملیشه
ها در آمدند. آنها واقعاً در موقعیت خیلی دشوار قرار گرفته
اند». به گفته یک جنرال
متقاعد پاکستانی هیچ یکی از سربازان پاکستان حاضر به جنگ با
طالبان نیستند. سربازان
و افسران پاکستان بخاطر جنگ آمریکاییها مریض شده اند.» به نظر
وی« چرا پاکستانیها و
یا مسلمانها یکدیگر خویش را بخاطر رئیس جمهور بوش بکشند؟ این
تنها ترایبالیسم نیست
که بر ضد آمریکاییها اند، بلکه تمام کشور مخالف آنها هستند»
گفته میشود سازمان استخبارات پاکستان ازجنگجویان در دو
طرف مرز حمایت
میکنند. اما حامد کرزی در اوایل این ماه شخصاً از ملا عمر و جنگسالار
گلبدین حکمتیار دعوت نمود که به تخریب کشورشان پایان
داده وارد مذاکره باوی شوند. اما
فکر میشود، کنفدراسیون جنگسالاران، طالبان، شبکه دیوبندی، قاچاق چیان مواد مخدر
و حقانی که به تازگی ها کنترول میر علی را در مناطق
قبایلی پاکستان بدست آورد به
این سادگی ها به درخواست رئیس جمهور افغانستان تغییر فکر
نخواهند داد.
هفته نامه
آبزرور چاپ بریتانیا
نویسنده: جسن بورک-14 اکتبر 2007
برگردان از هارون
امیرزاده
16 اکتبر 2007

افغانستان هنوز با
مشکلات امنيتی روبروست
| |
|
 |
|
"خطرعمده
برای پيشرفت دموکراسی در افغانستان، پس از برگزاری
انتخابات از جانب شورشيانی (است) که از پاکستان به عنوان
پناهگاهی برای حمله به
افغانستان استفاده می کنند" |
|
|
روزنامه
هرالد تريبون بين المللی در شماره اخير خود دو مقاله در باره چشم انداز وضعيت
افغانستان پس از برگزاری انتخابات پارلمانی و نيز شوراهای محلی به چاپ رسانده و به
شرح مشکلاتی پرداخته که در پيش روی مقامات افغانستان قرار دارد.
پيام
اولين مقاله که مشترکا توسط کنستانس بورد، و پاتريسيا لالوند، نوشته شده اين است که
اگرچه انتخابات پارلمانی افغانستان طبق برنامه برگزار شده، طالبان هنوز خطری برای
افغانستان محسوب می شوند.
نويسندگان اين مقاله به اين موضوع اشاره می کنند که هنوز وجود طالبان در افغانستان
به چشم می خورد. برخی از آنان هنوز به اقدامات خشونت آميز دست می زنند. در جريان
برگزاری انتخابات پارلمانی اخير، نفرات طالبان چند نفر از کانديداهای انتخاباتی را
کشتند و رأی دهندگان را تهديد می کردند. برخی از آنان که از زندان گوآنتانامو آزاد
شده و تحت برنامه " آشتی ملی" به افغانستان باز گشته اند در کابل مورد استقبال قرار
گرفته اند.
در
ادامه مقاله می خوانيم که بيشتر مردم از جمله اعضای ائتلاف شمال سابق، که با روس ها
و طالبان جنگيده بودند و به آمريکا در سرنگون کردن صدام حسين کمک کرده بودند، از
حامد کرزی حمايت می کنند ولی آنها نگران بازگشت طالبان هستند.
در
مقاله به اين موضوع پرداخته شده که مردم سراسر افغانستان نيز دراين نگرانی شريکند و
اين سئوال را ميکنند که چگونه حامد کرزی و دولت کنونی خواهد توانست در برابر طالبان
از آنان محافظت کند. مردم نقاط مختلف جهان نيز که از تروريسم خشونت آميزی که از
افغانستان ريشه گرفته بود لطمه خورده اند نيز بايد اين سئوال را مطرح کنند که چرا
افغانستان يک بار ديگر با يک چنين وضعيت نگران کننده ای روبرو می شود.
نويسندگان مقاله معتقدند که يونس قانونی، يک تاجيک ميانه رو، به صورت رقيبی برای
حامد کرزی در می آيد که ازاو می خواهد دموکراسی را رعايت کرده و قواعد آنرا اجرا
کند. آقای قانونی خواستارشفافيت بيشتر در برگزاری انتخابات و شمارش آراء شده بود.
در
پايان اين مقاله می خوانيم که در حال حاضر آمريکا و دولت حامد کرزی از حمايت مردم
افغانستان برخوردارند ولی چنانچه برای تضمين منصفانه بودن شمارش آرای انتخابات و
نيز جدی گرفتن نقش خطرناکی که تندروهای اسلامی می توانند در دولت تازه افغانستان
بازی کنند اقدامی به عمل نياورند اعتماد مردم را از دست خواهند داد.
خطر
در همسايگی، عنوان مقاله ديگر همين روزنامه در ارتباط با افغانستان است.
ست
جونز، نويسنده اين مقاله، خطرعمده برای پيشرفت دموکراسی در افغانستان، پس از
برگزاری انتخابات را از جانب شورشيانی می داند که از پاکستان به عنوان پناهگاهی
برای حمله به افغانستان استفاده می کنند. اين نويسنده هشدار می دهد که چنانچه
آمريکا و پاکستان برای مقابله با اين وضعيت اقدامی به عمل نياورند شرايط امنيتی
افغانستان همچنان رو به وخامت خواهد گذارد و دموکراسی شکننده اين کشور با خطر روبرو
خواهد شد.
ست
جونز به اين موضوع اشاره می کند که امسال خونين ترين سال در افغانستان از سال ۲۰۰۱
يعنی هنگامی است که آمريکا به سقوط طالبان در افغانستان کمک کرد. نويسنده مقاله
يادآور می مشود که علاوه بر شمار قابل توجه سربازان آمريکايی که در سال جاری در
افغانستان کشته شدند، تعداد حملات شورشيان به غيرنظاميان افغان نيز از سال ۲۰۰۱ تا
کنون هرسال افزايش يافته است.
بعقيده ست جونز، يک شبکه پيچيده در پاکستان کليد ادامه شورش ها در افغانستان است.
شورشيان طالبان در جنوب افغانستان، تدارکات و کمک ها را از ايالت سرحد شمال غرب و
بلوچستان پاکستان تحويل می گيرند و در اين نقاط آموزش می بينند.
نويسنده هرالد تريبون اين پرسش را مطرح می کند که چگونه می شود پناهگاه شورشيان
افغان در پاکستان را ازبين برد و درپاسخ به اين سئوال بک سلسله راه حل هايی ارائه
می کند از جمله اينکه پليس پاکستان مرزهای مشترک با افغانستان را بيشتر کنترل کند و
ديگر اين که نيروهای پاکستانی برای کاهش حمايت از شورشيان در داخل پاکستان، دست
بکار شود. آمريکا نيز می تواند در پشت پرده با فراهم آوردن اطلاعات به پاکستان در
اين زمينه کمک کند.
ست
جونز مقاله خود را چنين به پايان می برد که با انتخاب حامد کرزی به عنوان رئيس
جمهور و نيز انتخابات پارلمانی اخير، افغانستان پيشرفت سياسی قابل توجهی داشته و
جای تاسف بسيار خواهد بود که نه بدليل تقصير خود اين کشور، بلکه به علت کوتاهی يکی
از همسايگانش و نيز آمريکا در انجام اقدامات لازم، اين پيشرفت بی نتيجه بماند.

|