زندگی

انتخاب محمود احمدی ‌نژاد و تاثير آن بر جامعه ايران

احمد زيدآبادی
کارشناس مسايل سياسی ايران و خاورميانه

موافقان و مخالفان محمود احمدی‌ نژاد رئيس جمهور منتخب ايران در انتظار تاثير سياست‌ های وی بر جامعه ايران هستند.

اميدهای موافقان

موافقان آقای احمدی‌ نژاد که به دو دسته نيروهای تندرو مذهبی و بخشی از اقشار آسيب‌ ديده و محروم جامعه تقسيم می ‌شوند، هر کدام انتظارات خاص خود را از وی دارند.

تندروهای مذهبی خواهان تشکيل جامعه‌ ای صد درصد دينی توسط دولت محمود احمدی‌ نژاد هستند، جامعه ‌ای که ظواهر احکام شرع در آن به اجرا درآيد و اثری از پديده ‌های مغاير فهم روحانيون بنيادگرا از دين، در آن ديده نشود.

اما مردم محروم و فقير خواسته ‌ای جز کاهش مشکلات روز افزون خود از آقای احمدی‌ نژاد ندارند. آنها اغلب بيکاری، گرانی، و عدم تامين اجتماعی را مشکل عمده زندگی خود می‌ دانند و به اين اميد به محمود احمدی‌ نژاد رای داده‌ اند که وی بخشی از بودجه عمومی را به رفع مشکلات آنها اختصاص دهد.

نگرانی های مخالفان

مخالفان محمود احمدی ‌نژاد نيز که به دو دسته اقشار متوسط اجتماعی و نيروهای سياسی حامی دموکراسی تقسيم می ‌شوند، هر کدام نگرانی‌ های خاص خود را درمورد دولت محمود احمدی ‌نژاد دارند.

اقشار متوسط بيشتر نگران محدودتر شدن فضای اجتماعی و فرهنگی جامعه ايران هستند، در حالی که نيروهای سياسی از بستن فضای سياسی کشور بيم دارند.

در عين حال بخش قابل توجهی از اقشار گوناگون، بويژه طبقه مديران دولتی از سياست ‌های اقتصادی محمود احمدی‌ نژاد و رويکرد سياست خارجی وی بيمناکند و بر اين تصورند که رئيس جمهور جديد با در پيش گرفتن يک سياست پوپوليستی در حوزه اقتصاد و مبارزه ‌جويی در زمينه سياست خارجی، از يک سو اقتصاد کشور را دچار بحران می‌ کند و از ديگر سو، ايران را در جامعه بين ‌المللی در معرض انزوا و تهديد قرار می‌ دهد.

از خيال تا واقعيت

اما با توجه به ميزان قدرت رئيس جمهور در ساختار حقوقی و سياسی جمهوری اسلامی، بيم ‌ها و اميدها از محمود احمدی‌ نژاد تا چه پايه مبتنی بر واقع ‌بينی است؟

هشت سال پيش که اصلاح طلبان در ايران کرسی رياست جمهوری را در اختيار گرفتند، گمان می ‌کردند که با استفاده از اين اهرم می ‌توانند برنامه‌ های خود را عملی کنند، اما به زودی دريافتند که رئيس جمهور دارای چنين قدرتی نيست. آنها در واکنش به اين واقعيت، ابتدا سهم رئيس جمهور از کل قدرت را ۲۰ درصد اعلام کردند اما در طول زمان از اين مقدار نيز پايين تر آمدند.

آقای خاتمی برای جبران اين ضعف و نقصان، لوايح دوقلويی را تقديم مجلس ششم کرد تا اختيارات رئيس جمهور را تقويت کند، اما اين لوايح به سد شورای نگهبان قانون اساسی برخورد و صورت قانونی به خود نگرفت. اين مساله باعث شد که بعدها محمد خاتمی نقش رئيس جمهور را در ايران به "تدارکات چی" تشبيه کند.

با اين پيشينه، محمود احمدی‌ نژاد نيز برای تحقق آنچه هواداران و يا مخالفانش از وی انتظار دارند، با موانع و محدوديت ‌های جدی روبروست. واقعيت اين است که در نظام ايران، سياست‌ ‌ها در چارچوبی پيچيده و تا اندازه ‌ای ناشناخته تدوين می ‌شوند و رئيس جمهور مسئول اجرای آنهاست.

محمود احمدی‌ نژاد نيز خود را صرفا مجری سياست‌ های نظام می‌ داند و به خلاف روسای جمهور پيش از خود، ادعای بيشتری نسبت به نقش خود ندارد.

از اين رو، انتظار اينکه محمود احمدی‌ نژاد فضای محدود اجتماعی و فرهنگی ايران را ببندد و يا آستانه تحمل مخالفان سياسی را در ايران پايين‌ تر آورد و يا در صدد تحميل ظواهر شرع بر جامعه برآيد، چندان منطبق با واقعيت نيست چرا که نظام سياسی با "وضع موجود" کنار آمده و محمود احمدی‌ نژاد نيز مجبور است همين وضع را با يکی دو درجه کمتر يا بيشتر تحمل کند.

موضوعات حساس و تعيين کننده سياست خارجی نيز به کلی خارج از حيطه اراده و اختيار آقای احمدی ‌نژاد است و اگر در دوران رياست جمهوری وی بحرانی در اين زمينه پيش آيد، از بدشانسی وی خواهد بود.

حوزه ای برای فعاليت

اما حوزه‌ ای که ظاهرا قرار است محمود احمدی ‌نژاد در آن نقش بازی کند، حوزه اقتصاد است. نظام سياسی ايران به اين نتيجه رسيده است که "گسترش فساد" در دواير دولتی از يک سو و توسعه فقر در طبقات پايين جامعه از سوی ديگر، باعث بدبينی مردم نسبت به کارايی نظام شده است و از همين رو سعی می ‌کند تا چهره مديريت جديد را ضد فساد و فقر نشان دهد.

آنگونه که از نوشته ‌های مطبوعات نزديک به کانون‌های قدرت در ايران و برخی اظهارات محمود احمدی‌ نژاد استنباط می‌شود، دولت وی قرار است با آنچه "فساد دانه درشت‌ ها" می ‌نامند، برخورد کند و سوبسيد بيشتری در اختيار طبقات آسيب ديده جامعه قرار دهد. اين در حالی است که منتقدان آقای احمدی‌ نژاد سياست اقتصادی‌ وی را باعث بی‌ ثباتی اقتصاد کشور و در نهايت به زيان طبقات محروم می ‌دانند و آنچه را هم که وی و طرفدارانش به عنوان "مبارزه با فساد" مطرح می‌ کنند، برنامه‌ ای سياسی برای تسويه حساب با مديران بلندپايه و اختصاص بيشتر رانت ‌‌های دولتی به نزديکان فکری خودشان به حساب می ‌آورند و فرجام هر دو کار را آشفتگی بيشتر اوضاع کشور می ‌دانند. 

زندگی نامه  محمود احمدی نژاد

محمود احمدی نژاد، عضو شورای مرکزی جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامی، از چهره های شاخص اصولگرايان است که همچون بسياری ديگر از هم قطارانش از حوزه نظامی و از مسير سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پا به عرصه سياست گذاشته است.

وی يکی از سخنرانان عمده در همايش و نشست های گروه های تندرو مذهبی معروف به انصار حزب الله است.

او که به بيان خودش، از پايه گذاران انجمن اسلامی دانشجويان پس از انقلاب اسلامی بوده در سال ،۱۳۵۴ در سن 19 سالگی، در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت تهران پذيرفته شد.

وی در سال ۱۳۶۵ در حالی که "داوطلبانه به تيپ ويژه سپاه پيوسته بود" دوره کارشناسی ارشد را نيز در همان دانشگاه آغاز کرد.

حدودا سی ساله بود که مسئوليت ستاد جنگ استان های غربی کشور را به عهده گرفت، اما با پايان جنگ به دانشگاه بازگشت و در سال ۱۳۶۸ به عضويت هيئت علمی دانشگاه علم و صنعت درآمد.

محمود احمدی نژاد در دوران رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی استاندار اردبيل بود. آقای احمدی نژاد پيش از اينکه استاندار اردبيل شود، چهار سال در دهه شصت معاون و فرماندار ماکو و خوی بود.

پس از پيروزی اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوری و با تحولاتی که پس از دوم خرداد ۷۶ در ساختار دولت و وزارت کشور رخ داد، فعاليت محمود احمدی نژاد در استانداری پايان يافت و آنطور که خودش می گويد، به "فعاليت های علمی فرهنگی و اجتماعی" روی آورد تا اينکه درست دو سال پيش از ثبت نام نامزدهای انتخابات رياست جمهوری نهم، (ارديبهشت ماه ۱۳۸۲) دومين شورای شهر تهران در دومين جلسه رسمی خود وی را به سمت شهردار پايتخت برگزيد.

در آن زمان شايد کمتر شهروند تهرانی نام استاندار سابق اردبيل را شنيده بود. اما اين شهردار جديد را "آبادگران" حاضر در شورای شهر بسيار خوب می شناختند.

آقای احمدی نژاد که تا پيش از شهردار شدنش عمده فعاليتش تدريس در دانشگاه علم و صنعت، بود، چند صباحی پيش از انتخابات شوراها (اسفند ۱۳۸۱) در بطن فعاليت های تبليغاتی شورای هماهنگی نيروهای انقلاب اسلامی قرار گرفته بود؛ فعاليت هايی که پس از پيروزی قاطع محافطه کاران در شوراها همچنان ادامه پيدا کرد.

پس از "يک سال و نه ماه کار کردن"، به گفته خود احمدی نژاد، تلاش های اين گروه "مجلس هفتم را تشکيل داد."

در کسوت شهردار تهران، آقای احمدی نژاد و فعاليت هايش بيشتر در معرض توجه قرار گرفت.

در اولين روزهای ارديبهشت ۸۴، آقای خاتمی که به دليل ترافيک سنگين با تأخير برای دريافت دکترای افتخاری در دانشگاه تهران حاضر شده بود، ضمن انتقاد از وضعيت شهر تهران از سوی "تمام کسانی که قادر نيستند شهر را اداره کنند" از مردم عذرخواهی کرد که اين سخن رئيس جمهور سخت بر محمود احمدی نژاد گران آمد.

اظهار نظرات تند احمدی نژاد در پاسخ به انتقادات آقای خاتمی انعکاس گسترده ای در رسانه های ايران پيدا کرد.

چند روز پس از آن، شهردار تهران و نامزد رياست جمهوری در شهر مشهد سخنانی گفت که اگرچه چندان مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت اما از اهميت زيادی در روشن کردن مواضع وی برخوردار بود. در آن سخنرانی، آقای احمدی نژاد هدف خود و يارانش را تحقق دولت اسلامی اعلام کرد.

نامزد مورد حمايت اصولگرايان گفت: "دولت اسلامی يعنی دولتی که همه رويکردهايش، همه جهت‌‌گيری ‌هايش، همه‌ همتش، اجرای احکام اسلامی باشد. يعنی دنبال اين باشد که جامعه را از طريق دستورات اسلامی اداره بکند، يعنی دولتی که معتقد باشد اسلام يک دين کامل است و می‌ تواند همه‌ نيازهای بشر را به طور کامل پاسخ دهد و انسان را به سعادت برساند. يعنی دنبال اين باشد که با دستورات و روش ‌های اسلامی، اقتصاد را اداره کند، فرهنگ را اداره کند، شهرش را بسازد، اين بسيار متفاوت است با دورانی که نظام ما اسلامی است اما فقط تقدير و فکر مديران کشور آن را اداره می ‌کند، حالا از هر کجا گرفته‌ است. يکی از اروپا گرفته، يکی از آمريکا گرفته، يکی هم از آسيا گرفته است."

به هر روی محمود احمدی نژاد که در زمان تصدی مقام استانداری اردبيل (دوره ای که اتفاقا مورد انتقاد اصلاح طلبان قرار دارد، به ويژه عملکرد استانداری مذکور در انتخابات رياست جمهوری سال 1376) سه سال پياپی به عنوان استاندار نمونه کشور انتخاب شده بود، اين بار به ميدان رقابت برای بالاترين پست اجرايی کشور ايران وارد شده تا نماينده طيفی باشد که تنها راه پيشرفت و "اصلاح" کشور را احيای "آرمان های انقلاب اسلامی" می دانند.