زندگی

جایگاه علمی نوروز

 

 از منظر علم نجوم، نوروز را مي‌توان اين‌گونه به تصویر  کشید: زمين در حرکت خويش در فضا به دور خورشيد، دارای پنج حرکت است که عبارتند از وضعي، انتقالي، موجي، فرفره‌ای و مقصدي.

در کتب درسی فقط به دو گونه حرکت وضعی و انتقالی اشاره کرده‌اند. حرکت مقصدی به معنای اين است که خورشيد و سيارات ضمن ساير حرکات خويش، به طرف ستاره‌ی نسرواقع يا وگا حرکت مي‌کند.

حرکت فرفره‌ای حرکتی است که يک فرفره‌ی مخروطی هنگام چرخيدن، محور آن يک دايره‌ی فرضی ايجاد مي‌کند و زمين نيز هر ۲۵۸۰۰ سال يک بار نوک ميله‌ی فرضی و محور شمالي‌ی آن به طرف ستارگانی که مکان آن‌ها روی دايره‌ی فرضي‌ی قطب شمال است طی مسيرکرده و دوباره به جای اول خويش مي‌رسد. اين ستارگان عبارتند از جدی و به دنبال آن سفوس بال‌الطير و وگا و هرکول و سپس مجددا ۲۵۸۰۰ سال بعد دوباره ستاره‌ی جدی قطب زمين مي‌شود.


حرکت موجی به معنای بالا و پايين رفتن کره‌ی زمين در حين گردش خويش است که ضمن چرخيدن به دور خود مانند موجی بالا و پايين مي‌رود.

فاصله‌ی تناوب اين حرکت موجی ۱۹ سال است.


حرکت وضعي‌ی زمين پديد آمدن شبانه‌روز را موجب مي‌شود که حرکتی انتقالی است و سالی يک بار به دور خورشيد مي‌چرخد. زمان اين چرخش ۳۶۵ روز و پنج ساعت و چهل‌و هشت دقيقه و چهل و شش ثانيه است که دقيقا خط نصف‌النهار يک نقطه از زمين دوباره وارد همان فضای يک‌سال پيش خود مي‌شود.

پس از هر چهار سال مي‌بايد يک روز را به مدت گردش زمين اضافه کرد، و آن را سال کبيسه خواند. اين امر از زمان‌های بسيار دور هم محاسبه مي‌شده است، و از حدود سه‌هزار سال پيش طبق مدارک غير قابل انکار وجود داشته است.


روز اول حمل( فروردين) که زمين به حالت اوليه‌ی خويش باز مي‌گردد، روز اعتدال بهاری است که دقيقا آفتاب به خط استوا مي‌تابد و مدت شبانه‌روز با هم برابرند، سپس زمين در عرض سه‌ماه حدود ۱۱ درجه و ۴۳ دقيقه و ۳۰ ثانيه رو به جنوب متمايل مي‌شود، به بيانی ديگر خورشيد هر روز بالا و بالاتر مي‌آيد و بار ديگر از اوايل جوزا (خرداد)که به مدار راس‌الجدي(کمربند دوم فرضي‌ی شمالي‌ی زمين و موازی با خط استوا) متمايل مي‌شود و زمين دگر بار به سوی قطب شمالين خويش منحرف مي‌گردد، و از اول میزان( مهر) تا  جدی (دی ماه)، حداکثر افول خود را دارد و درجدی( دی ماه) تابش خورشيد روی مدار راس‌السرطان است. در نتيجه‌ی اين حرکات فصول چهارگانه پديد مي‌آيند.


در سال‌های ۴۶۵ و ۴۸۵ هجري‌ی قمری و در زمان جلال الدين ملکشاه سلجوقي، تنظيم تاريخ و تقويم جلالي، تحت نظر حکيم‌ عمر خيام  به سامان رسيد. محاسبات اين تقويم از چنان دقت و ظرافتی برخوردار است که در زمان ما با سنجش آلات و ادوات بسيار دقيق علمی امروزين، صحت سنجش آن تاييد شده است. امروزه در تمامی محافل معتبر علمی جهان، زمان تحويل سال نو دقيقا همانی است که خيام اعلام کرده بود.


 
زمانی که خط نصف‌النهار هريک از شهر ها پس از ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقيقه و ۴۸ ثانيه از زمان تحويل قبلي‌ی سال گذشته سپری گرديد، دوباره تحويل سالی نو فرا مي‌رسد، و همه‌ی مردم ما به پاکيزگی و طراوت تن و روان همت مي‌گمارند و مي‌روند تا اين سنت نيکوی نیکان ما آریایی ها را ارج بنهند، و آرزوهای انسانی و نيک‌خواهانه‌ی خويش را طلب کنند.