زندگی

افزايش همکاری ها و مانورهای نظامی مشترک روسيه چين

 

در حاليکه پرزيدنت بوش و مشاورين نئوکنسرواتيوش بهمراه جناح ميانه دمکراتها، موقعيت آمريکا را بعنوان "تنها ابرقدرت باقيمانده در جهان" در کانون دنيا به حساب می آورند، علائمی مشهود است که ديگر قدرت های بزرگ، نه تنها گسترش نيروی خود را به حالت تعليق در نياورده، بلکه حتی بر تلاش های خود جهت تاثيرگذاری بر تاريخ نيزافزوده اند
آنچه که روشن و آشکار است، پس از حمله مشترک نظامی آمريکا انگليس به عراق، چين و روسيه در نظر دارند از يکديگر حمايت سياسی جدی و سودمندی بعمل آورند که چنانچه واشنگتن به حمله ديگری بطور مثال عليه ايران مبادرت ورزد، مراقب باشند

ری مک گاورن* - تحليل گر سيا

برگردان ا.مرادی

مترجم: گسترش روابط چين و روسيه، از وقوع يک قطب بندی جديد در سطح جهان خبر می دهد. گرچه وقوع قطب بندی ها از اين نوع الزاما در جهت دفاع از ملت های ضعيف نيست، اما بهر صورت تشکيل آنها، مانع از قلدری و يکه تازی قدرت يا قطب بخصوصی می شود و از اين بابت راه تنفسی برای ملت های ضعيف باقی خواهد ماند.

در حاليکه پرزيدنت بوش و مشاورين نئوکنسرواتيوش بهمراه جناح ميانه دمکراتها، موقعيت آمريکا را بعنوان "تنها ابرقدرت باقيمانده در جهان" در کانون دنيا به حساب می آورند، علائمی مشهود است که ديگر قدرت های بزرگ، نه تنها گسترش نيروی خود را به حالت تعليق در نياورده، بلکه حتی بر تلاش های خود جهت تاثيرگذاری بر تاريخ نيزافزوده اند.

نتيجه چشمگير ديدار وزير دفاع روسيه سرگئی ايوانف در هفته های اخير از چين، انعقاد قرار دادی بود که طی آن طرفين تصريح کرده اند "تعداد معتنابهی مانورهای نظامی مشترک در سال 2005 در خاک چين" برگزار می نمايند (جمله داخل گيومه از خبرگزاری اينتر فاکس روسيه است). اين دومين سفر ايوانف به پکن در سال جاری بود، که متعاقب آن رئيس جمهور چين هو ژين تائو از فرصت بدست آمده استفاده کرده و اين قرار داد را در جهت استحکام "همکاری های استراتژيک و درازمدت چين روسيه که به سطوح بالا و بی سابقه ای دست پيدا کرده است" ناميد.

بهبود روابط
برای آنانکه به ماهيت روابط خشونت آميز و تند ميان دو کشور در سالهای گذشته آشنائی دارند، اين اعلاميه و خبر در زمينه مانور مشترک نظامی حيرت آور بوده است. تغيير جهت تا اين درجه - از خصومتی قوی و ديرينه تا رسيدن به اين نقطه؛ دريايی از تغييرات در زمينه گسترش معادله استراتژيک مابين دو کشور به حساب می آيد. اما در عين حال اين حقيقتی است که بهبود روابط ميان دو کشور و تنگاتنگ شدن آن تهديدی بالقوه برای منافع آمريکا هم محسوب می شود.

روند تحولات ميان دو کشور زمانی تغيير يافت که در اکتبر گذشته ولاديمير پوتين ديداری از پکن بعمل آورد
- واقعه ای که رسانه های آمريکايی وسيعا تلاش در چشم پوشی بر آن داشتند - از زمان ديدار ولاديمير پوتين در اکتبر گذشته، روابط دوجانبه ميان دو کشور به سطح بی نظيری ارتقا پيدا نموده است. پس از آن بود که پوتين توافقنامه ای را با چين امضا نمود که طی آن به اختلافات مرزی در مورد 7500 کيلومتر از مرز مشترک ميان دوکشور که طی سالهای 1960 و 1970 باعث برخورد های مسلحانه و نظامی ميان دوکشور گشته بود، پايان داد. ديدار پوتين همچنين امضای قرارداد ديگری را بدنبال داشت، که با همکاری چين ذخائر انرژی روسيه مورد بررسی، اکتشاف و بهره برداری قرار خواهد گرفت، اين قرارداد برای چين دنيايی از اميدواری در زمينه رشد اقتصادی پديد آورده است.

افزايش توافق تجاری دو جانبه چين روسيه با جهش هايی در اين زمينه همراه بوده است. مهمترين جنبه اين رابطه تجاري، تبديل شدن چين به يکی از خريداران عمده تسليحات روسی است. تنها در سال جاری (2004) چين مبلغی حدود 2 ميليارد دلار تسليحات از روسيه خريداری کرده است. اين معاملات از طرف ديگر برای روسيه يکی از منابع عمده درآمد از صادرات و يکی از کليد های اساسی رونق و توسعه صنايع دفاعی اين کشور محسوب می شود. از زمان قطع فروش تسليحات نظامی از سوی غرب به چين، پکن هر چه بيشتر بر سلاح ها و تکنولوژی پيشرفته و پيچيده روسيه متکی شده است.

ايستادگی و روياروئی در مقابل يکه تازی آمريکا
بالاترين حد مناسبات و روابط سياسي، اقتصادی و نظامی ميان دو کشور چين و روسيه، قبل از واقعه 11
سپتامبر، بر می گردد به امضای قرار داد تجاری مابين پوتين و ژيانگ زمين در جولای 2001. اين قرار داد دائر بر ايجاد تعهد و قبول همکاری ها نزديک تر و همچنين ايستادگی در مقابل آن چيزی که آنان قلدر منشی و يکه تازی های ايالات متحده آمريکا می ناميدند، گشت. اشغال عراق در ماه مارچ 2003 بشکل وسيعی انگيزه و محرکی شد جهت چنين همکاری هايی که متعاقبا آنان را به سوی برنامه های زمان بندی شده و مشخص تری در زمينه عمليات مانور نظامی مشترک بين دو کشور رهنمون شد.

بدبياری و مصيبت واشنگتن در عراق، در ديدگان روسيه و چين احساسی مرکب از بی دوامی و بی ثباتی از نيروهای نظامی آمريکا که تلاش دارند خود را در اذهان مسلط جلوه دهند، بوجود آورده است. آنان بنوعی نگران نيروهای نظامی آمريکا يعنی نيروهايی بی قيد و بند، غيرقابل پيش بينی و جنگ طلبی هستند که ضمنا به علت بی عرضگی و جاه طلبی مقامات عاليه و ژنرال های وزارت دفاع شکست فاحشی را متحمل شده اند - مقامات و ژنرال هايی که خود بهتر از هر کس معنای اين جنگ را می دانند اما فقدان شهامت و شجاعت در نزد آنان باعث می شود که نتوانند به مقامات مافوق خود اعلام کنند که جنگ در عراق نمی تواند "پيروز" شود.

آنچه که روشن و آشکار است، پس از حمله مشترک نظامی آمريکا انگليس به عراق، چين و روسيه در نظر دارند از يکديگر حمايت سياسی جدی و سودمندی بعمل آورند که چنانچه واشنگتن به حمله ديگری بطور مثال عليه ايران مبادرت ورزد، مراقب باشند. همين تضمين و حمايت دو جانبه از يکديگر می تواند روسيه و يا چين را در عمليات ماجراجويانه مشابه در مناطق خود (فرضا در ارتباط با تايوان يا اکراين) نيز ياری دهد.

آمريکا کانون توجهات آنان نيست
به مانند سفره های زمين شناسی که بطرز نامحسوسی جابجا می شوند، تغييرات سياسی بزرگ و تبعات آن به شکل نامشهود و نامحسوسی می توانند پديد آيند- تا زمانيکه زمين لرزه بوقوع بپيوندد. طی سالهای اخير اين نظريه مابين متخصصان و تحليل گران سياسی رواج داشته است که عليرغم نزديکی آرام و آهسته ميان روسيه و چين، هر دو اين کشورها بيشتر علاقمند توسعه روابط خوب با ايالات متحده آمريکا هستند تا برقراری روابط ميان يکديگر.
هم اينک کسی را نياز داريم که به سياست گذاران آمريکايی اين را حالی کند که اين تحليل ديگر ارزش و اعتباری ندارد. به کسی احتياج داريم که سعی کند اين سياست گذاران را وادار به درک روابط واقعی ميان چين و روسيه نمايد و به آنان هشدار دهد که نخوت و تکبر آنان ناشی از ارائه اين تحليل ها هميشه يک نقطه ضعف تراژيک در سياست گذاری ما بشمار رفته است.

* ری مک گاورن به مدت 27 سال بعنوان تحليل گر سازمان سيا در امور "روابط چين و شوروي" و "جنوب شرقی آسيا" کار کرده است. او يکی از اعضای کارکشته، کارآزموده و قديمی گروه نظارت متخصصان اطلاعاتی می باشد.