زندگی

تاَثیر گذاری و تاثیرپذیری فرهنگی

 

سید نظام الدین وحدت

فرهنگَ ملتها در بر گیرنده مجموعهَ از ارزشها، هنجارها و باور هایست که  در یک سر زمین ویا کشوری معین آفریده میشود و آنچه از آن پایدارتر و ماندگار و شکوهمند میماند، هنر و ادبیات است، که با فرهنگ جهانی جامعه بشری میامیزد و جز دستاورد های مشترک بشری به حساب می آید.

من قصد ندارم در اینجا به تمامی جلوه های فرهنگ، آریایی و افغانی  در درازای تاریخ چند ین هزار ساله آن بپردازم، فقط میخواهم رگه درخشان ادب منظوم و شعری این خطه ای باستانی وبیوند آن را با فرهنگ جهانی ویا به عبارت دیگر تاثیرگذاری آن را بر فرهنگ و بخصوص ادبیات مغرب زمین بصورت فشرده و مطابق بضاعتی که دارم به بررسی بگیرم.

حدود 2000 هزار سال قبل از میلاد در آریانا(افغانستان امروز) مدنیتی  ویدی بوجود آمد با سرود های ریکویدا ، شگفتی این سرود ها در این بود که همه ای آن موزون و منظوم بود.البته سرود های ریکویدا بعدآ در هندوستان تکمیل گردید،( ایلیاد) و( اودیسه) ( هومر) در یک روایت در 600ق.م و به روایت دیگر در 1000 سال قبل از میلاد در سر زمین آریانا در شهرام البلاد(بلخ) با ظهورزردشت، با زبان و رسم الخط اوستایی به نگارش می آید. در این زمان در فرهنگ جامعه جهانی کمترآثا ری مکتوبی وجود داشت،که قسمت های از آن موزون و منظوم بوده باشد.

اوستا شامل چند بخش است که بخش های " گاتها" و " ویشتها" به کلام موزون شعری بیان شده است. نمونه های از قطعه 16 و هشتم را که کاملا وزن دارند، اما ترجمه آنهاکه بی وزن است، مثال میاوریم:

چه چیزی است سزای آنکه از برای سلطنت

بد کنشی و دروغ در کار و کوشش باشد

 *****

خشم باید باز داشته شود

در مقابل ستم از خود دفاع کنید

چنانچه این قطعه بالای مهاتما گاندی رهبر فقید هند تاثیر میگذارد و وی فلسفه عدم خشونت خویش را بر همین بنیاد در قرن بیستم میلادی مطرح و به جهانیان پیشکش میکند.

   تکامل سرود های موزون باعث آن میشود تا شعر بعنوان یک مکتب ادبی وهنری بوجود بیاید. شعر بنابه تعریف ارسطو در کتاب " فن شعر " کلام مخیل و موزون و مقفا ست. ابن سینا نیز شعر را کلام مخیل وموزون میداند.به این تعریف در میانه قرن نهم میلادی اولین شعر دری را حنظله بادغیسی در دوران طاهریان هرات میسراید و این نمونه اولین شعر دری است که هم مخیل و هم موزون و مقفا ست:

مهتری گر بکام شیر دراست       شوخطر کن زکام شعر بجوی

یا بزرگی وعز ونعمت و جاه      یا چومردانت مرگ رویاروی

بعد از این تاریخ تا اوایل قرن سیزدهم میلادی در خراسان حدود 500 شاعر بزرگ و خورد به سرایش شعر پرداخته اند،از آن جمله درین بحث میتوان از سنایی غزنوی نخستین کسی که تصوف را بشکل سیستماتیک آن وارد قلمرو شعر ساخت یاد نمود که در قرن یازدهم استاد نیکلس با پژوهشی که بر آثار سنایی انجام داد، به این نتیجه رسید که منظومه "سیرالعباد الی المعاد " سنایی، بر کمیدی الهی دانته بویژه در فصل "جهنم " آن تاثیر گذاشته است. همانگونه که بخش بهشت کمیدی الهی دانته از ابن عربی تاثیر پذیرفته است.

آن بخشی از منظومه سنایی را که استاد نیکلس آنرا بر افکار دانته موثر دانسته، اینست:

سوی پستی رسیدم از بالا                  حلقه در گوش زاهبطو منها

یافتم برکران روم و حبش                 شـــهری اندر میان آتش خوش

میوه دارانش چون دل دانا                 شــــاخ در شیب وبیخ در بالا

دیده حال بین چو بگشادم                   چون ستوران به خوردن ایستادم

چون دیو و مستور میدیدم                  گــــله شــــــیر و گــور میدیدم

اژدها سربدند وماهی دُم                   لیک تنشان به صورت مردم

تنشان همچو باغ خرم و خوش           پای شان زآب وفرق شان آتش

سرشان چون سر سطوران چست         پای شان همچو پای موران سست

دیده میشود که سنایی به صفی دست میزند که دانته آنرا در فصل جهنم کمیدی الهی خود بکار برده است. وباز این سینای بلخی را داریم که تصوف را بشکل تیوریک و سیستماتیک در زمان خویش ارایه کرد.

ابن سینای بلخی شاعر وفیلسوف قرن یازدهم میلادی خراسان بود که با نوشتن آثاری از جمله "شــفا" و " قانون" در فلسفه و طب بنیاد مستحکمی را بنا نهاد که تا امروز از این دو اثر علمی در مجامع علمی جهان. بخصوص اروپا استفاده می شود.همچنان ذکریا رازی با نوشتن 300 اثر علمی و فلسفی ، تجربه گرایی را هسته گذاری کرد.که بعدآ بوسیله فرانسیس بیک در آخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم میلادی بگونه علمی و مدون ارایه گردید.ذکریا رازی کاشف الکل ، سنگ گرده و تیزاب نیز بود.

حافظ غزلسرای مشهور و شیرین کلام را داریم که در قرن سیزدهم میلادی بر شاعران رمانتیک اوایل سده نزدهم اروپا تاثیر فراوان گذاشت، از انجمله " برگوته"کسی که در شعر خود را مدیون حافظ میداند.

همچنان حضرت مولانا جلاالدین بلخی این بزرگترین عارف فرهنگ جامعه بشری را در قرن سیزدهم داریم که مثنوی معنوی و غزلیات شمس را آفرید،. یکی از برجستگی های مثتوی مولانا خط دیالکتیک عرفانی در رگ رگ شعر آنست، در واقع پس از هیراکلیت یونانی400 ق.م مولانا دومین شخص است که به دیالکتیک پرداخته و آنرا تکامل بخشیده است.

هیچ چیزی در جهان بر جای نیست       جمله در سیر تغییر سر مدیست

(اشاره به جرکت مطلق)

شد مبدل آب این جو چند بار                عکس ماه و عکس اختر بر فــراز

( حرکت مطلق مسکون)

پس بد مطلق نباشد در جهان                بد به نسبت باشد اینراهم بدان

صلح اضداد است عمر این جهان          جنگ اضداد است عمر جاودان

( اشاره به قانون اضداد و تکامل)

هــــر بنایی را که آبادان کــنند             باید اول از پی اش ویران کنند

بار دیگر از فلک پران شوم                آنچه کاندر وهم ناید آن شوم

(اشاره به قانون نفی)

نام فروردین نیارد گل بباغ                 شب نگردد روشن از ذکر چراغ

( رابطه وحد الوجود)

 وقتی که شاعر نامدار میشل آلمانی برخی از اشعار مولانا را ترجمه کرد و این ترجمه بدست هیگل افتاد ، هیگل از دیالکتیک مولانا تاثیر پذیرفت و تیوری دیالکتیک خود را تکامل بخشید. هنگامیکه از رابطه دیالکتیکی روح و طبیعت سخن میزند، بدون شک متوجه اشعار مولانا بزرگ است. آنچه را هیگل از تکامل، حرکت،تضاد، نفی ، کمیت و کیفیت و سایر مقولات بحث میکند به نحوی درخشانی در اشعاری مولانا انعکاس یافه است.

هیگل در اوایل سده نزدهم در باره مولانا مینویسد:

مولانا جلال الدین محمد بلخی شخصیتی است قابل هرگونه ستایش.

 بدون شک که چنین است از برکت اندیشه های انسانی و بلند دیالکتیک مولوی است که تا امروز قریب به یکنیم ملیون جلد مثنوی معنوی به همان ترجمه قدیمی استاد نیکلسن در امریکا و اروپا چاپ شده است.

عمر خیام شاعر فیلسوف و دانشمند مشهور خراسان، بنیانگذار قالب رباعی در شعر و ناشرافکار فلسفی در شعر یکی دیگر ازتاثیر گذاران بسیار قوی در افکار شاعران و نویسندگان مغرب زمین است. رباعیات حکیم عمر خیام بوسیله جرالدفیتز به جهانیان معرقی گردید،خیام  شاید اولین شاعری باشد که شعرش به اکثر زبان های دنیا ترجمه شده است و افکار معنویش بر دلهای همگان نقش بسته است،بی تردیدمانند مولوی جزَ شعرای بزرگ جهان به حساب می آید.

گــویند بهشت برین خواهـــــد بود        آنجا می و شیر وانگبین خواهد بود

گرما می و معشوقه گزنیم چه باک       چون عاقبت کار چنین خواهد بود

رُمان حماسی و رُمان بزمی برای اولین بار در خراسان زمین تولد یافت .رمان منشور بعداز " دون کیسوف"  در قرن نزدهم میلادی، با رومانتسیم هـوگـو به میدان آمد. امامدتها قبل بر ین رُمان حماسی و بزمی بشکل منظوم و شاعرانه در خراسان سروده شده است. داستان رستم وسهراب ، داستان رستم و اسفند یار در شاهنامه فردوسی در قرن یازدهم بزبان انگلیسی و فرانسوی ترجمه شده است، نمونه های درخشان داستانسرایی ماست.همین طور رُمان بزمی خسرو وشیرین اثر جاودانه نظامی گنجوی در زبان دری است، همچنان رُمان های ویس و رامین، لیلی و مجنون از فخرالدین گرگانی و عبدالرحمن جامی که در حدود خود، شهکار های منظوم در داستانسرائی کلاسیک قرون وسطی بشمار می آید.

دیده میشودکه بدون داد و ستد فرهنگی و بخصوص ادبی . بشر به    تکامل مادی و معنوی نمی رسید. همینطور که افغانستان در قرن سوم ق.م در حمله اسکندر مقدونی از فرهنگ یونان باستان  چیز های را جذب کرد از جمله مجسمه سازی، همانگونه در قرن هفتم و هشتم از فرهنگ عرب متاثر شدیم، امروز هم از تمدن و فرهنگ غرب ،بدون تعصب باید استفاده کنیم. در واقع قرضی را که از قرن نهم تا سیزدهم به فرهنگ بشری و بخصوص غرب داده ایم پس میگیریم. این داد و گرفت فرهنگی ضامن بقا و تکامل همه جانبه جامعه بشریست، که در درازنای تاریخ جاری بوده و خواهد بود

  ختم