زندگی

چاره درد خلق چيست


چاره درد خلق مخصوصا" در زمان بحران در يک مملکت فقط و فقط جمع شدن مردم بدور يک مفکوره سياسی و سنجيدن راه علاج آلام اجتماعی ميباشد و بس- اگر حکومتی با موجوديت بحرانهای سياسی به تشکيل احزاب قانونی مطابق قوانين ديموکراسی اجازه نميدهد- گويا بداره ماری ها و اغتشاش رسما جواز ميدهد- امروز ما درد ها و آلام زياد اجتماعی داريم- هر دسته مردم شکاياتی دارند- هر کس عوامل سياه روزی و بد بختی خلق را به طبقه ای و علتی منسوب ميکند- نظم و ننسق زندگی برهم خورده- آرامش ضمير و طمانيت وجود نداشته- نرخها بلند رفته- احتياجات زندگی مردم بيجهت و بی تناسب عايدات بالا رفته و ميرود- در اخلاق و رسوم و آداب اجتماعی، ضعف انحطاط موجودۀ زندگی معدوم و خلاصه اساسات زندگی ما در هر رشته به تزلزل دچار شده، اشخاص استفاده جو و منفعت پرست موقع را غنيمت شمرده و به تاخت و تاز ها ميپردازند- گويا يک بحران بحران بزرگ اجتماعی سر تا سر مملکت را استيلا نموده و چاره جدی و آنی و جذری بکار دارد- اين امر داستان تازۀ نيست- همه ملل گيتی اين مرحله زندگی را پيموده . ما هم خواهی نخواهی اين مرحله را بايد طی نموده و حتما اين بحران را ميگذرانيم- اما يگانه چاره درد خلق و راه نجات مملکت بجمع شدن مردم بدور يک مفکوره و خط مشی سنجيده اساسی بوده و البته زمانيکه جمعيت و يا حزب مذکور قوت گرفت- قانونا در انتخابات- حکومت معقولی باساس مرامنامه خويش تشکيل و قوانين درستی تدوين و برای بدبختيها و سرگردانيهای خويش درمانی يافته و بتفرقه سرگردانی- تذبذب و ناکاميهای اداری و حياتی خود خاتمه بخشيده و دست منفعت جويان و آشوب طلبان را از دامان پاک جامعه کوتاه ميسازند- اينک بر روی همين اساس ما مردمرامنامه ذيل را مرامنامۀ (حزب خلق) و مردم را دعوت عام داده و بياری خدای توانا تا قدمی برای نجات و چارۀ درد های عديده خود می پردازيم:
 


بسم الله رحمن الرحيم
مرامنامهء حزب خلق

 


اول- حزب خلق يک حزب ملی است که بر اساسات معلومه ديموکراسی بنا يافته است.
۲- تفهيم و تبليغ دين مبين اسلام را بخلق و اصلاح اعمال را باساس اسلام يگانه عامل کاميابی و پيشرفت خود ميداند.
۳- چون حزب يک حزب ديموکراسی حقيقی است فلذا برای تامين غايه حقيقی ديموکراسی يعنی حکومت خلق توسط خلق و برای خلق مبارزه ميکند.
۴- حزب خلق اساس حکومت را متکی بر اصولات ديموکراسی مستند بر يک شورای اساسی و آزاد و محترم و انتخابات آزاد- تامين تعادل اساسی در بين قوای ثلاثه دانست و برای نيل باين آرزوی مقدس و مشروع سغی ميکند.
۵- تامين عدالت اجتماعی در حقوق و محاکم- رفع مظالم از خلق- تامين يک حيات اجتماعی مامون و مصون- نشر معارف عمومی- تامين اساسات آزادی فکر- بيان و نشرات- توليد عدالت و اجتماعی در کار و ارتقأ و حقوق سياسی از وظائف اساسی و اوليه حزب است.
۶- حزب خلق تمام وظائف اجتماعی خويش را که در ماده پنج متذکر است با نشر قوانين اساسی ديموکراسی و ناشی از افکار عمومی خلق تامين کرده و لذا نشر- ايزاد- تعديل و اصلاح قوانين و تامين عدالت اجتماعی و مساوات قانونی و سياسی را توسط قانون از و ظائف مهمۀ خود می شمارد-
۷ فداکاری در راه حفظ تماميت خاک و ناموس وطنفرض اوليۀ حزب خلق بوده و با تمام عواملی که اين هدف مقدس را تهديد کند مبارزه و جان نثاری را فرض خود می شمارد.
۸ خزب خلق وحدت ملی را اساس فرايض خود قرار داده و لذا تمام افرادی را که در حدود سياسی افغانستان زيست مينمايند بلا تفريق نژاد- زبان و رنگ و پوست همه را يک وجود واحد شناخته و در مقابل قانون دارای حقوق مساوی دانسته و هر گونه امتياز خواهی و تفوق جوئی را منافی عدالت اجتماعی و اساسات ديموکراسی ميداند.
۹ خزب خلق کار را يگانه عامل سعادت دانسته بيکاری را ننگ و عار شمرده و لذا برای توليد دستگا های کار در سر تا سر مملکت- رهنمائی خلق بکار توسط تعليم و تربيه عصری- تامين عدالت اجتماعی در کار- تامين حقوق کارگر- رفع اسارت و استثمار در ساحه ای کار- تامين حقوق کارگر در زمان کار و بيکاری و تضمينات اجتماعی در کار توسط قانون فرض خود دانسته و پيشرفت در کار و اخذ مقام را مربوط بهيچ نوع امتياز شخصيت وقوميت ندانسته و بلکه فقط وفقط مهارت و فداکاری و استمداد در کار را اساس پيشرفت و احراز مقامات و مناصب قبول ميکند.
۱۰ حزب خلق بر خلاف تامين منافع فردی دفاع فرد و آزادی فردی نبوده ولی کسانی را که بنام دفاع از حقوق و آزادی فردی بصورت غير مشروع فعاليت نموده و سعادت فرد و جمعيت را تهديد مينمايند منفعت جو شناخته و باساس قوانين ديموکراسی بآنها مبارزه و معامله مينمايد.
۱۱ کسانيکه باعمال و رفتار نا مشروع کسب جاه و مال کرده و آن را وسيله تحکم بر خلق سازد و عمدا بر خلاف مصالح عمومی کار کند- خائن ملی شناخته و تامين عدالت اجتماعی و استرداد حق را درين موارد- حزب خلق فرض اساسی خود می شناسد.
۱۲ - حزب خلق وفاداری خويش را باساسات ديموکراسی و مشروطيت اسلامی از فرايض خود دانسته و لذا تامين تعادل حقيقی را در بين قوای ثلاثه با تقنين- روشن ساختن حدود حقوقی را در اجتماع و تشريح وظائف دولت و ملت را وجيبه خود ميشمارد.
۱۳ اصلاح و تعديل امور اجتماعی- تامين عدالت اجتماعی در اخذ هر گونه ماليات و محصولات و فعاليت های اجتماعی- تامين عدالت در تطبيق قوانين- عدم قائل شدن بهيچگونه امتيازات در امور اجتماعی- ماليات و تکاليف عامه اجتماعی، اصلاح جريان امور بنفع خلق از وجايب اوليه حزب است.
۱۴ آزادی در فعاليتهای اجتماعی اساس و فرض اوليه حزب بوده و لذا آزادی در تجارت و کسب صنايع و اتخاذ مسلک را در هر رشته- اساس ديموکراسی قبول نموده و مبارزه با هر گونه انحصارات شخصی و فردی که منافع خلق را تهديد ميکند فرض اوليه حزب است.
۱۵ حفظ روابط حسنه با همسايگان ( تا جائيکه مخالف حقوق و آزادی و ناموس ملی نباشد) اطاعت به قوانين عامه بين المللی- تامين و اطاعت اساسات اوليه حقوق بشر (تا جائيکه با قوانين دين مبين اسلام مخالف نباشد) و همکاری در راه صلح و سلم عمومی را حزب خلق از فرايض اوليه خود شمرده و از هر گونه همکاری درين راه دريغ نخواهد نمود.
۱۶ تامين آزادی و حقوق طبيعی بشر يعنی مصونيت حيات- مسکن- مراودات- آزادی فکر و بيان و نشرات و آزادی در فعاليت های اجتماعی را اصل حقيقی و فطری حساب نموده و لذا هر گونه تجاوز را باين حقوق فطری .. بشر- استبداد و تجاوز شمرده و مبارزه با هر گونه رای و عمل را فرض اوليه و اساس فعاليت حزبی حساب ميکند.
۱۷ تشکيلات حزب و ظائف شعبات مرکزی و ولاياتی- نشر- اصلاح و تعديل قانون اساسی تشکيلات اساسی دولت- قانون انتخابات- قانون تفريق وظائف مامورين- قانون کار و کارگر و عملی ساختن آنها و تامين عدالت اجتماعی در هر ساحه توسط قانون از وظائف اساسی حزب خلق بوده و باساس جريانات معلومه ديموکراسی تامين ميشود.
۱۸ دخول در زمرۀ اراکين حزب باسابندی با خلاق حزبی يعنی فداکاری در راه تامين وظيفه، رشادت، ثبات اخلاقی در راه نشر و تفهم اساسات اسلامی و حزبی و ديموکراسی و تامين حقوق عامه حاصل شده و ديگر نوع امتياز و ترقی را حزب مخالف عدالت اجتماعی حساب ميکند.
۱۹ قانون وظائف داخلی حزب- شرايط قبول در اراکين حزب- اخطار و تهديد و حتی اخراج از حزب- تعين اراکين حزب و تشکيلات آن با استشاره مجلس عمومی حزب بعمل آمده و اطاعت اساسات آن وظيفه هر فرد است.
۲۰ هر فرديکه دارای تابعيت افغانی بوده باشد به شرطيکه در سوابق آن اساسات حقوق عامه چيزی نباشد .. امتياز داخل حزب شده ميتواند.
۲۱ سن افراديکه شامل حزب ميشود بايد از هجده کم نباشد.
۲۲ اشخاصيکه داخل حزب خلق ميشوند بايست ماهوار مبلغ ده افغانی جهت تقويه و پيشبرد امور حزبی تاديه نمايد- کذا خريد يک سهم از اسهام صحنه ای خلق نطز حتمی اشت.
تبصره اشخاص فقير و نادار به صوابديد هيئت منتخبه مستثنی خواهند بود.
۲۳ اصلاح تعديل حذف و يا ايزاد مواد به مرام نامه هذا به کثرت ارای مجلس عمومی حزب مربوط است ( ولی هيچ مادۀ که منافی حقوق و آزادی عامه و يا وحدت ملی و يا خلاف ديانت اسلام و تهديد بحدود سياسی افغانستان باشد طرح و قبول شده نميتواند).
۲۴ افراديکه در حزب خلق داخل ميشوند بکلمات ذيل قسم ياد ميکنند:
من بنام خدای پاک و ناموس سوگند ياد ميکنم که بتمام مواد اساسنامه حزب خلق صادق بوده و برای پيشبرد امور حزبی از هيچگونه فداکاری دريغ ننمايم و در صورت خروج از حزب نيز اسرار حزب را محفوظ نگاهدارم و الله- بالله طلا.
کسانيکه آرزوی دخول در حزب خلق را داشته باشند هر روز برای مراسم تحليف در اداره جريدۀ ندای خلق در جادۀ ميوند از ساعت ۳ الی ۷ بعد از ظهر مراجعه فرمايند

 ******

جريده ندای خلق ، سال اول، شماره بيست و نهم ، دو شنبه ۱۶ سرطان سال ۱۳۳۰ ه ش